تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

سری اول اس ام اس عاشقانه آبان 92

63b7d7efee8f8686e4ce03c1ac4ab4e9 Untitled-12

هر روز که بیدار می شوم وحشت زده قاب خاطرات ذهنم را مرور میکنم …
هیچ بعید نیست تو از آنجا هم رفته باشی !

Untitled-12

عاقبت گر عمری باشد ماندگار

می گذارم این سخن به یادگار

می نویسم روی کوه بیستون

زنده باد دوستان خوب روزگار . . .

باران سربی میشود وقتی نیستی ؛ میریزد بر سرم خاطراتت

نه از سرم می افتی

نه از چشمم

کجای دلم نشسته ای

که جایت این قدر امن است ؟

Untitled-12 

خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها از تلخی گلویت را بیشتر می سوزانند !

Untitled-12

بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدن خیره به دنباله توگشتم

شوق دیداره تو لبریز شداز جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم . . .

از سرم دست برنمی دارند خاطرات خوش نداشته ام !

Untitled-12

هر چه کردم به ره عشق وفا بود ، وفا

وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا

شربت من ز کف یار الم بود ، الم

قسمت من ز در دوست بلا بود

(فروغی بسطامی)

من ازت خاطره دارم وقت بارون …
این خودش درد کمی نیست !

Untitled-12

روزگاری همچو گل ما هم نگاری داشتیم

اینچنین خاری نبودیم اعتباری داشتیم

این که میبینی در این فصل خزان با پشت خم

این زمستان را مبین ما هم نگاری داشتیم . . .

بعضی اوقات فکر می کنم که شاید بهشت خاطرات گذشته باشد !

Untitled-12

از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ؛ آرام فاتحه ای بخوان …
شاید خدا گذشته ام را بیامرزد !

Untitled-12

آنهایی که با چشم کمتر دیده میشوند ، در قلب بیشتر یاد میشوند

مثل “تو”

کنون گر گلستان در دامنم باشد نمی بینم

گذشت آن ، کز پی یک گل به صد گلزار می رفتم

میخواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم !

Untitled-12

سخت ترین کار دنیا ، بی محلی کردن به کسی است که باتمام وجود دوستش داری . . .

Untitled-12

گاهی

برای کشتن کسی که توی دلت زنده ست ، باید هزار بار بمیری . . .

Untitled-12

بعضی آدم ها فقط یک اسم اند در شناسنامه ی تو

بعضی اسم ها اما شناسنامه ی تو اند . . .

Untitled-12

تو برای همیشه میروی و من چقدر کار روی سرم ریخته !!!
خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم …

Untitled-12 

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف

لرزشی روی میز کنار تختم میفتد

از این صدا متنفر بودم اما

چشم هایم را میمالم

Untitled-12

کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !

برای قصه ای که با

“یکی بود و یکی نبود” شروع میشود

پایانی بهتر از

آوارگی کلاغ نمی توان نوشت . . .

چشمم به گیسوانت که می افتد تمام خاطراتمان آرام آرام ‌، زنده می شوند
یک به یک ، مو به مو …

 Untitled-12

خداوند نمیخواهد ما به هم برسیم

می دانی دلیلش چیست ؟

می داند که اگر کنارم باشی

دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز

از او نخواهم خواست

این روزهای من چیزی نیست مگر باقیمانده تقسیم احساس تــــــو بر شب های بی خاطره ام !

چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند اما حالا آنقدر تلخ شده اند که هم دلت را به درد می آورند هم اشکت را در می آورند !

 

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.