تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

سری جدید جوک خنده دار رفتن به سربازی

سربازی و خاطراتش| شاید همه پسرها تا قبل ازسرباز شدن  از اینکه دو سال از بهترین زمان های عمرشونو صرف خدمت کردن بکنند ناراحت هستند ولی همه آنهایی که خدمت کردند میگن بهترین دوران عمرمون وقتی بود که سرباز بودیم، حالا همین موضوع بهانه ای شد تا ما در مجله اینترنتی بی کلک مجموعه ای از لطیفه های خنده دار و خفن سربازی رفتن پسرها را برای شما عزیزان قرار بدیم امیدواریم از خواندن آنها لذت ببرید .

با ما همراه باشید

سرباز

اس ام اس سربازی بسیار خفن و خنده دار

کچل باشی
بری بالای شهر میگن مد روزه
بری مرکز شهر میگن سربازی
بری پایین شهر میگن زندانی بودی
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر

سلامتی سربازی که به خاطر خانوادش
شونه ای که براش گذاشته بودند با خودش برد
هر چند مویی نداشت

تا قبل از اینکه برم سربازی فکر میکردم دو ساعت خیلی کمه
اما وقتی رفتم رو برجک دو ساعت وایسادم
فهمیدم دو ساعت هم خودش یه عمره
به سلامتی همه سربازا …

آدمیزاد چیه؟
وقتی بچس میگه زود بزرگ بشم
بزرگ میشه میگه کاش به دوران بچگی بر میگشتم
وقتی سربازی دعا دعا میکنی تموم بشه
تموم میشه بیس سال خاطره تعریف میکنی با ذوق!

این پسر ها همچین میگن تو سربازی دو سال از عمرشون هدر رفته انگار قبلش تو مرکز پژوهش های مجلس مشغول مطالعه بودن!!

پسر داییم رفته سربازی!
برای معرفی اولیه ازش پرسیدن مشکل  قضایی  که نداری؟!
اینم برگشته گفته : نه جناب سروان
فقط نمیدونم چرا هرچی میخورم سیر نمیشم
هیچی دیگه بش گفتن برگرد خونتون معافی…!

اس ام اس سربازی جدید   

کنکورواسه پسرا یعنی اگه قبول نشی باید بری سربازی!

تو خارج ۱۸سالت که شد خیلی کارا برات قانونی میشه،خوشحال میشی
ولی تو ایران ۱۸ سالت که شد میگی خاک به سرم باید برم سربازی!!

به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش
تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبحندش!
چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم
شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش…

اس ام اس سربازی باحال   

رفیق خوب کسیه ک
مثل دمپایی های خوابگاه سربازی باشه هیچ وقت لنگش پیدا نشه!

اس ام اس سربازی خنده دار   

از سربازه پرسیدم :
چطور شد اومدی سربازی ؟؟؟
گفت :من مرد سربازی نبودم!
دلش با دیگری بود دست به سرم کرد و فرستادم…

 


فاصله برای عاشق همیشه تلخ است
چه ۸۰۰ کیلومتر و چه ۸ متر!
این را از چشمان خیس سربازی فهمیدم
که از بالای برجک دیده بانی به همسرش می نگریست
شعر سربازی خنده دار

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!

به دوست داشتنت مشغولم
همانند سربازی که سالهاست
در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد

مورد داشتیم پسره میخواسته بره سربازی
از یه هفته قبل داشته جیب مخفی درست میکرده واسه
رژ ، موچین ، بند ، سفید کننده و خط چشمش

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنود یک نفر از دختر مورد علاقه اش دل برده
خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید
خسته ام خسته

همچین میگن
اگه پسرا برن سربازی مرد میشن ، آدم میشن
انگار قبلش حیون درنده بودن

اس ام اس خدمت سربازی جدید | دلتنگی های سربازی

من یادمه یکی دوبار با دختر همسایه سلام و احوال پرسی کرده بودم!
دختره رفت سربازی ابروهاش در اومد تازه فهمیدم پسر بود

سلامتی سربازی که لب مرز داشت عکس عشقشو نگاه میکرد!
یهو دید عشقش داره قاچاقی از مرز رد میشه
همونجا زد جنازش کرد
سربازیه شوخی نیس که غفلت کنی اضافه خدمت میخوری


سربازی که در جبهه های جنگ برای مادرش نامه بنویسد, زودتر از دشمن باید تیر باران شود زیرا بازی با احساسات خطرناک تر از پاتک دشمن است…

اس ام اس راجب سرباز

به سلامتی پسری که رفت خدمت سربازی تا مرد بشه اومد دید دوس دخترش زن شده

یارو میره سربازی بر که میگرده باباش میگه بیا برات زن گرفتیم اینم بچه هات…

پست اینستاگرام در مورد سربازی 

خدا سربازی رو گذاشت تا بلکه پسرا ادم بشن
دخیا دس دس دس
ولی واسه دخترا سربازی نذاشت چون دخیا ادم بشو نیست
پسرا دس هورا
آخه شما کجای دنیا دیدین که فرشته ها ادم بشن هان؟
دخیا جیغ و هورا و کف مرتب!!

اس ام اس راجب سربازی جدید 98

پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر، مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار، شود هر پسر بی هنری مرد و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در
بسلامتی سربازای وطن…

اس ام اس برای سربازی
من کاناپه ای پوسیده در باران
تو سربازی دورافتاده با گلوله ای در پهلو!
چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم چقدردیر…

اس ام اس راجب سربازی و سرباز

پسر باید باشی تا بفهمی
پول گرفتن از پدر چه سخته
پسر باید باشی تا بفهمی
۲ساله تنهای تنهاغربت سربازی کشیدن چه سخته…
پسر باید باشی تا بفهمی
دلهره شغل آینده داشتن چه سخته
پسر باید باشی تا بفهمی
از دست دادن عشقت بخاطر پول چه سخته….

دمیزاد چیه؟
وقتی بچس میگه زود بزرگ بشم
بزرگ میشه میگه کاش به دوران بچگی بر میگشتم
وقتی سربازی دعا دعا میکنی تموم بشه
تموم میشه بیس سال خاطره تعریف میکنی با ذوق!

کچل باشی
بری بالای شهر میگن مد روزه
بری مرکز شهر میگن سربازی
بری پایین شهر میگن زندانی بودی
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر

من یادمه یکی دوبار با دختر همسایه سلام و احوال پرسی کرده بودم!
دختره رفت سربازی ابروهاش در اومد تازه فهمیدم پسر بود

نوشتم نامه ای با برگ انگور
جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

شعر طنز برای سربازها

حیف نون سربازیش تموم می شه
وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن
نگاه می کنه می گه : ای بابا من که ازینا چهارتا دارم!

پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر
مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار
شود هر پسر بی هنری مرد
و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در

فقط یه ایرانی میتونه ۲ سال بره سربازی

۳۰ سال تعریف کنه!

سلامتی سربازی که به خاطر خانوادش
شونه ای که براش گذاشته بودند با خودش برد
هر چند مویی نداشت

 نوشته های خنده دار برا سرباز

 نوشته های خنده دار برا سرباز

گفتن سربازی میشه ۲۴ماه
منم که ۱سال وقت دارم تا رفتن به سربازی
بعدش اینکه گفتن به تعداد هر بچه ۳ماه کسری میدن
لطفا خانمی که میتونه در اولین زایمان ۸قلو به دنیا بیاره برام پیدا کنید

اسمس طنز سربازی 

هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
چه خوب و قشنگه بیابونا
در حسرت دیدن یه لحظه خیابونا

 پیامک های خنده دار جدید سربازی رفتن 

به صف کردند تراشیدند سرم را
لباس ارتشی کردند تنم را
الهی خیر نبینی سر گروهبان
که امشب کردی تو مرا نگهبان

مورد داشتیم پسره میخواسته بره سربازی
از یه هفته قبل داشته جیب مخفی درست میکرده واسه
رژ ، موچین ، بند ، سفید کننده و خط چشمش

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

 

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد
بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد                    تو را از من مرا از تو جدا کرد

گروهبانان مرا بیچاره کردند                    لـــ ـباس  شخصی ام را پاره کردند

به خط کردند تراشیدند سرم را                 لباس آش خوری کردند تنم را

به صف کردند تراشیدند سرم را
لباس ارتشی کردند تنم را

الهی خیر نبینی سر گروهبان
که امشب کردی تو مرا نگهبان

اندر حکایت سرباز بودن

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن،

نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم! …

به سربازی روم با کوله پوشتی
به دستم داده اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است

به عضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر،

مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار، شود هر پسر بی هنری مرد

و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در

ز آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد
بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد / تو را از من مرا از تو جدا کرد
گروهبانان مرا بیچاره کردند / لـــباس  شخصی ام را پاره کردند
به خط کردند تراشیدند سرم را  / لباس آش خوری کردند تنم را


هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
تا چهل چراغ پادگان روشن میشه
سر دیگ عدسی غوغا میشه
توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس
بخورم ، نخورم گرسنه می مونم
قدر آش ننم رو حالا می دونم

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

به صف کردند تراشیدند سرم را
لباس ارتشی کردند تنم را
الهی خیر نبینی سر گروهبان
که امشب کردی تو مرا نگهبان

دلتنگی های سرباز

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن،
نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم! …


به سربازی روم با کوله پوشتی
به دستم داده اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است

سرباز

به عضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. /سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ غضنفر: این خواهرومادر ممده !!!

تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت….سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!

نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت… منم یه اسیر جنگی…
تو منو شکنجه میدی…توی این قلعه ی سنگی.

سرباز و خاطراتش

ازدواج تنها جبهه ایست که می توان شبها با دشمن در یک سنگر خوابید!

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد
بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

به سربازی روم با کوله پوشتی
به دستم داده اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است.

پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر،

مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار، شود هر پسر بی هنری مرد

و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در

به سلامتی سربازی که رفت مرد بشه    تا بیاد دوست دخترش مادرمیشه

بسوزی خدمت که سوزاندی جیگرم          دوست دخترم مادره من هنوز پسرم

شعر در مورد کچل بودن سرباز

چرا مادر مرا 20ساله کردی        به دور این پادگان آواره کردی

نوشتم نامه ای با برگ گل یاس         که خدمت کنم با کله تاس

کلاغ پر میروم با پای خسته     جناب سروان نزن پایم شکسته

جناب سروان شاید بمیرم        مقام دختران ماتم بگیرم

معنی خدمت:

خ یعنی: واسه خودمون

د یعنی :واسه دلتنگی هامون

م یعنی :واسه مادرامون

ت یعنی : واسه تنهاییهامون

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.