خانه » روانشناسی » طرحواره رها شدگی

طرحواره رها شدگی

سلام سلام حنا چند سال پیش با فرید نامزد کردن و همه چیز هم عالی بود حنای ماجرای ما اما حس عجیبی داشت یه ترس عمیق که مدام فکر میکرد هر لحظه ممکنه همه چیز خراب بشه و اینقدر نگران بود که نکنه یه روزی فرید ترکش کنه که یه روز پیش دستی کرد و قبل از اینکه بخواد ترک بشه رابطه نامزدیش رو بهم زد. حنا با اینکه گاهی خشم زیادی رو نسبت به باباش احساس میکنه خیلی وقتها وحشت این رو داره که نکنه بابام بمیره. حنا گاهی خیلی به دوستاش میچسبه دلش نمیخواد ازشون جدا بشه اما وقتی احساس صمیمیت زیاد باهاشون میکنه یهو دلش میخواد که ازشون فاصله بگیره. آدمهایی که خیلی در دسترس نیستن براش جذابن و دوست داره که اونها رو داشته باشه و البته واقعا برای خودش سوال شده که چرا اکثر آدمهایی که باهاشون رابطه داشته اون تعهد لازم رو ندارن و مدام نگرانه که نکنه ولش کنن و برن و تنها بمونه به همین خاطر خیلی وقتها از نگرانی زیاد شروع میکنه به گیر دادن های زیاد انگار همین رفتارهاش باعث میشه آدمها خسته بشن و بخوان ازش فاصله بگیرن. حنا گاهی خیلی برای دیگران ایثار میکنه و محبت و سرویس هایی که به دیگران میده از حد خارج میشه و زیر این رفتارش به صورت ناهشیار اینه که من اینقدر خوب و مهربون با دیگران برخورد میکنم و بهشون رسیدگی میکنم و اونها رو تو اولویت قرار میدم که هیچ وقت نخوان من رو رها کنن و من تنها بمونم…

برگرفته از صفحه: گلنار رضاخانیها

.

مطلب پیشنهادی

زنان دلبر و مردان قهرمان هر دو در عذابند

در مجله اینترنتی بی کلک بخوانید : باورهاي بسيار رايج و البته دمده اي در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.