تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

اس ام اس سیگار و تنهایی

اس ام اس سیگار و تنهایی

اس ام اس سیگار و تنهایی

سلامتی اونی که همه تلخیاشو تو تلخیه سیگار و یه استکان تلخی گم میکنه که کام بقیه رو تلخ نکنه …

در سینه ام زخم های عمیقی هست
انگار کسی مرا با زیر سیگاری اشتباه گرفته است …

حس اون سیگار رو دارم که همه جا حرف از ترک کردنشه …

یک نخ سیگار کشیدم … هرکس دید گفت: چه نقاش زبردستی!!!

درست است که شهریور است اما من بهمن میکشم و قلبم تیر …

از آن روز که رفته ای، کارت شارژ ها را سیگار می خرم و با خیابان ها و تنهایی ها حرف می زنم …

سیگار دود می کنم تا یادم بماند من احمق بیشتر از این ریه های سوخته ام دوستت داشتم …

نه یک نخ …
نه یک پاکت …
یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد!
تا خودم نسوزم دلم آرام نمی شود …

درد مرد را …
یا مرد می فهمد یا دود سیگار!

تکلیف گفتنی ها که معلوم است …
زحمت نگفتنی ها هم می افتد بر گردن سیگار …

میگن سیگار به آدم آرامش میده!
کاش یکی پیدا میشد بتونه قد یه نخ سیگار باشه …

وای بر من!!!
دیگری مرا سوزاند و من سیگار را …

بعضی آدما باید مثل پاکت سیگار برچسب هشدار داشته باشن تا فراموش نکنی که دوست داشتنشون از درون نابودت می کنه …

فقط دلم می خواست تو دوستم داشته باشی حتی به اندازه ی کـشیدن یک نخ سیگار …

خدایا! بیا قدم بزنیم …
سیگار از من … باران از تو …

جاسیگاریم را گم کرده ام … تو ندیدیش؟
خودش مهم نیست … زیرش دردهایم را قایم کرده بودم …

سیگارها برایم دو دسته اند:
سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت!
هر دو برایم حس غریبی دارند:
اولی، به خاطر دلهره ی نیامدنت و دیگری از ترس دیگر ندیدنت …

امان از روزی که سیگار بخاطر کسی بیاد گوشه لبت که بخاطر همون سیگارو ترک کرده بودی …

پرسید: سیگارت رو ترک کردی؟
گفتم: نه، کبریت رو ترک کردم!
حالا دیگه سیگار رو با سیگار روشن می کنم!

من برای او فقط یک نخ سیگار بودم …
کامش را گرفت و زیر پاهایش لهم کرد …

سیگارت را پشت دست من خاموش کن؛ بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن ها!

یک نفر انگار عاشق می شود
با نخی سیگار عاشق می شود
بر نگاهی ساده و چشمی تهی
تکیه بر دیوار عاشق می شود.

همین که فهمید غم دارم آتش گرفت …
به خودت نگیر رفیق! سیگارم را گفتم …

سیگار از عمرم می کاهد!
مگر تو عمر مرا می دانی که با آن محاسبه می کنی؟ کسی نمی داند، شاید همین فردا من نیز خاموش شوم!!!
سیگار دود می کنم تا یادم بماند من احمق بیشتر از این ریه های سوخته ام دوستت داشتم …!

و اینک تنها از ابری که از سیگارم بلند می شود، امید باران دارم …!!!

سیگاری گوشه لبم بود و دنبال کبریت بودم …
گفتم آقا آتیش دارید؟
گفت تو جیبم نه … اما تو دلم هست …
به کارت میاد؟

به این سیگار حسادت می کنم که در فکر تو این طور دود می شود و در هوا گم …
نه مانند من که هنوز این همه هست!!!

حالا که رفته ای مرد شده ام!
بسته بسته سیگار می کشم تا تو را دود کنم در خیال خسته ام …

دستت می سوزد با سیگار!
به خودت می آیی، یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند، نه دستی که شانه هایت را بگیرد، نه صدای که قشنگ تر از باد باشد …
تنهایی یعنی این …

بی تو نه شعر می چسبد
نه مرور خاطره
نه سیگار
من دلم آغوش می خواهد، می فهمی؟؟؟

هر از گاهی واسه آروم شدن باید بغض کرد، یه گوشه نشست و بلند بلند سیگار کشید!!!

باشی یا نباشی زندگی میگذرد!
اگر باشی با تو
اگر نباشی با سیگار …

مرا به تختم ببندید و سیگاری برایم روشن کنید و تنهایم بگذارید …
هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید …
من دارم او را ترک میکنم!!!

بعضی ها درد می کشند
بعضی ها سیگار
من سیگار را با درد می کشم …

همیشه دو نخِ آخر سیگارت رو پشت به پشت بکش تا سیگارِ آخر زیاد تنهایی نکشه …

سیگار هم نشدیم که ترک کردنمون سخت باشه …

سیگاری که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده، از کشیدنش زجر میکشی ولی دلت نمیاد خاموشش کنی …
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..

وقتی تو نیستی هیچ دری به رویم باز نیست، جز در پاکت سیگار!!!

ته سیگارهایم پوکه های خاطرات است که شلیک می کنم وسط مغزم …
می کشد مرا اما شاید تو را فراری دهم از ذهنم!!!
همه را خطا زدم …
پاکت بعدی، خشابی دیگر …

وای از نیمه شبی که بیدار شوم، تو را بخواهم و پاکت سیگارم خالی باشد …

عادت ندارم سیگارم را با آتش دیگران روشن کنم!
دلم با آتش دیگران سوخت برایم کافی بود …

به کبریت نیازی نیست
سیگار را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر میکنم، خودش آتش می گیرد …

پرسید: چرا اینقدر سیگار؟
گفتم: اولین بار توی مه دیده بودمش!!

این بار سیگار را بِکش از طرفی که میسوزد تا بدانی چه میکشم …

گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد …
شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من؛ شاید آخر قانع شدم!

سیاهی لبهایم از سیگار نیست
سیاه پوش هزار حرف نگفته است!

حس اون سیگار بدبختی رو دارم که همه جا حرف از ترک کردنشه …

هیچ قطاری از این اتاق نمی گذرد
من اینجا نشسته ام و با همین سیگار قطار می آفرینم
نمی شنوی؟
سرم دارد سوت می کشد …

شمرده بودم
پنج سیگار راه بود تا خانه ی تو
سیگار پشت سیگار، کوچه به کوچه
می گردم و نمی رسم …

دوستی گفت:
به آتش میکشی پولت را برای سیگار؟
گفتم: پولم!؟!؟!
من خودم را به آتش کشیده ام برای او …

سیگار یه درس خوبی به من داد:
به پای کسی بسوز که نفسشو خرجت کنه …

زندگی مثل سیگار است، روشن که شد، بکشی یا نکشی، تا انتها می سـوزد!

خواستم با یکی درد دل کنم، اول ازش پرسیدم سیگار داری؟
گفت میخوای بکشی؟
گفتم نه تو بکش تا طاقت حرفامو داشته باشی …

نه یک نخ … نه یک پاکت …
یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد!
تا خودم نسوزم دلم آرام نمی شود …

تو سیگار رو خاموش کن تا بگم
چطور میشه با گریه هم دود شد
چطور میشه با خنده هم زخم خورد
چطور میشه با عشق نابود شد …

تو کنار می کشی … من سیگار!!!

من دیوانه نیستم
من فقط یک جور خاص که دیگران نمیتوانند سیگارم را دوست دارم …

برایم سیگاری آتش بزن؛ میان لب هایم بگذار و دور شو …
پر از باروتم!

بچه که بودم نقاشی میکشیدم
بزرگتر شدم از هیجان جیغ میکشیدم
فهمیدم چه خبره دور و برم، درد کشیدم
حالا دیگه نه درد میکشم نه جیغ نه نقاشی!!!
سیگار میکشم …

امشب می خواهم ترکت کنم مثل سیگاری که هنوز یک “بسته اش” را در جیبم دارم …

شبی گفتم به سیگارم که از جانم چه می خواهی؟
نوشت با خط دود خود به دردت میخورم گاهی
تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین
من بیچاره میسوزم تو از حالم چه میدانی؟

انگار آخرین سهم ما از هم همین سکوت اجباریست …
این سیگار که در دستانم هست دارد میسوزد و صدایش درنمیاید … مثل من …

هوای تو از دود سیگارم هم مضر تر است …
دود سیگار به سرفه ام می‌اندازد؛ هوای تو به گریه ام!!!

من به پای عشق تو سوختم و تنها سیگار بود که برای پر کردن جایت به پای من می سوخت …
این را بدان تو نیز روزی خواهی سوخت …
درست مثل من و سیگارم!!!

سیگار می کشم تا دود کنم خیال بودنش را …

سیگار عشق نیست … آخرین پناه عاشق است …

بی خیال … دیگه خسته شدم!
یه سیگار روشن کردمو چشمامو بستمو خودمو سپردم به قایق شکسته ی سرنوشت …
به هرجا برد بدون منزل همون جاست …

یک فنجان قهوه پر
یک صندلی لهستانی نو که جیر جیر نمی کند
یک سیگار سالم روشن نشده
یه کافه روشن روشن
و ذهنی خالی از تو …

نخی سیگار، پکی عمیق و لبخند تو رووی دیوار …
دود می شویم همه با هم امشب!

 

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.