تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

نوشته های خنده دار و جوک های باحال جدید

اس ام اس خنده دار و جوک های جدید

نوشته های خنده دار و جوک های باحال جدید

تو این زندگی نصف عمرمون به فکر کردن راجع به یکی دیگه گذشت.
نصف دیگشم برای پیدا کردن سر چسب نواری!!!
مخالفی؟قبول نداری آیا؟؟؟

***

واسه دخترم که دو سالش نشده (دهه نودیه) یه بسته مداد شمعی خریدم و یه ساعت واسش توضیح دادم که مامانی روی دیوار نکشیا فقط دفترت و اونم صد بار گفته باشه باشه…
پنج دقیقه رفتم ظرف بشورم اومدم دیدم اوه اوه…
دیوارامون کلا رنگی رنگی شده بود
فقط رنگ من بود که شبیه دیوارای قبلیمون شده بود
یک هفته کامل کارم دیوار پاک کردن بود
خداییش خداییش
بچه حرف گوش کنه دارم من؟؟؟

***

به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟
میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار، سروان رفته تو کما
منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

***

بچه ها کیا مث من هنوز خواب دبیرسانشونو میبینن؟من ماهی یبار خواب میبینم که یک شنبه اس منم نرفتم بعد معلمم به دوستام گفته بهم بگن که دیگه راه نمیده تو کلاس.هر دوماهم خواب میبینم که شنبه اس بعد صبح پا میشم تازه دارم برنامه کلاسیمو میبینم بعد میبینم ای وای نصف کتابو درس دادنو من همش جیم شدم…اعتراف مکنم من همچین ادمی بودم اما اگه میدونستم تا سالیان طولانی قراره خوابشو ببینم خوب همچین نمیکردم…خیلی وحشتناکه…

***

اغا امروز یه تقویم تو کمد مامانم پیدا کردم واسه سال75بود مامانم توش خریدایی که هر روز میکرده رو مینوشته یعنی از کتاب جک هم خنده دار تر بود مثلا یه جا نوشته بود امروز دو تا بستنی و یه شیشه شیر و فندک و یک کیلو موز خریدم1600 تومن…
من:))))
مامانم:((((
بغالی سر کوچمون ه

***

گودزیلامون از حاج آقای مدرسشون پرسیده بود میشه با کفش نماز بخونی ؟
حاج آقاشون گفته بود نه پسرم نمیشه
بعد این گودزیلا جواب داده بود که من خونم شد
گودزیلای شمام اینجوریه یا فقت مال ما خرابه؟

***

بابام داشت با آب وتاب خاطره تعریف میکرد یه هو وسطش گفت سال42 من با دو نفر دعوام شد البته سال42دونفر خیلی بوداااا
بابای خاطره تعریف کنه ما داریم سلامتیش بزن لایکو

***

گودزیلامون داشت آب جوش میریخت تو باغچه بهش گفتم چرا داری آب جوش میریزی تو باغچه گفت آخه چایی کاشتم

***

یه عروسک قورباغه خریدم که خیلی لبخند عمیقی زده و چشماش داره از حدقه می زنه بیرون. برادزاده دهه هشتادیم (که معرف حضور هستن!!!) اومد تو اتاقم عروسک رو دید صاف تو چشمام نگاه کرد و گفت: عمه رفتی عروسک مشابه خودتو خریدی؟؟؟
من با این چهره زیبا:؟؟؟!!!
عمه بزرگم:!!!
عروسکه: ؟؟؟
یوگی با دوستاش:؟؟؟!!!
ما دهه شصتیا جرأت نمی کردیم به عمه هامون درست و حسابی سلام بدیم بعد این گودزیلاها!!!
آخه فک و فامیله تحویل بگیره ما داریم؟؟؟!!!

***

من خودم بچه شمالم.اون موقع که 15-16 سال داشتیم و با 2 ازدوستام هر روز باهم بودیم یه روز من با حسرت رو کردم بهشون: ای کاش ما هم ماشین داشتیم 3 نفری میرفتیم شمال…((آخه کدوم شمال من که خودم توو شمال بودم))قربون اون حسم برم که انقد قوی بود و سوزناک…
آقا بهت میگم هنوز که هنوزه واسش می خندیم!اون موقع هنوز منطقه ای به نام افق نبود وگرنه قطعا تو افق محو محو میشدم!

***

داداشــــــــــی چیـــــست ؟؟؟
کلــــمه ای ســــت محبـــت آمیز از سویِ دخــــتران، برای خام کــــردن پســـــرها در مواقــــــــع اضطــــــراری و نیـــــاز.
تجــــربه نشان داده اســــت که به این حــــرف دخـــــتران تا به حــــــال جــــــواب “نــــــه” نگـــــفته شــــده اســـــت
هـــرکی موافـــــــقه لایــــــک کــــــنه!

***

خاطرات تلخ آزارم میدادند…
آنها را به شرکت glx سپردم…
به راحتی از ذهنم بیرون آمدند و راحت شدم !!!

***

دامامون داشت تعریف میکرد میگفت من دوست ندارم تو فسنجون گردو باشه ! منم گفتم : خب اونجوری که فسش میمونه جونش در میره!!
گردو نباشه تو فسنجون میشه ابگوشت!
داماده ما داریم ؟! 😐

***

کل خاندانمون نشسته بودن داییم بهم گفت تو خیلی دلقکی باید بجای میمون تو رو میفرستادند فضا،
منم یکم اندیشه کردم و گفتم : حلال زاده به داییش میره ! یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه !!! :))

***

عجب دنیاییه ! تو یکی رو دوست داری که اون یکی دیگه رو دوست داره که اون این رو دوست نداره اما دوست این رو دوست داره که دوست این اون رو دوست نداره اما دوست اون این رو دوست داره اما اون تو رو دوست نداره و تو هم اون رو دوست نداری اما دوست اون رو دوست داری و دوست اون دوست داره با دوست تو که دوست داره با دوست من دوست بشه دوست بشه دوست تو دوست داره با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشه ؟
واقعا تا اخرش خوندی؟! من وقت و پشتکار تو رو داشتم میرفتم امریکن ایدل شرکت میکردم!

***

یارو تو جشنواره پاییزه 25 میلیون پول برده بعد واسه من اس ام اس اومده مشترک گرامی شما برنده یک اهنگ پیشواز رایگان شده اید !
اخه برم پیشواز کی با این اهنگ من که سالی 1 بار گوشیم زنگ میخوره اونم یارو اشتباه گرفته 😐
شانسه من دارم ؟؟

***

یه دوست دخترم نداریم واسمون این ولنتاینی یه خری … خرسی … جک و جونوری بخره هدیه بدیمش به اون یکی دوست دخترمون! 😐

***

اقا سر جلسه ارشد بودیم من سوالاتم گروه D بود . پشت سریم هم D بود ! با کلی تعجب از اینکه چطور افتادیم پیش هم یارو گفت سر جدت سوالات زبان رو بهم برسون. منم دیدم التماس میکنه گفتم باشه . زبان رو براش دستمو باز گذاشتم همه رو زد ( ریا نشه ولی زبانم خوبه تقریبا 90 درصدی زدم!) بعد از جلسه یارو اومد کلی تشکر کرد . منم گفتم داداش نوکرتم وظیفه بود. بعد یارو گفت : راستی سوالات اکتشاف چقدر سخت بود !! گفتم اکتشاف ؟؟! گفت اره دیگه !
اقا تازه فهمیدم چی شده ! یارو رشته ش نفت بود من کامپیوتر!!! هیچی دیگه زبانش منفی 30 میاد فکر کنم !
گفتم اره سخت بود و سریعا صحنه رو ترک کردم!
یارو کارنامه ش رو ببینه چقدر فوشم میده 😐
از همین الان بگم : هر چی فوش میدی خودتی! خب باید حواست رو جمع کنی از من بپرسی رشته ت چیه!
بعد میخواد بشه کارشناس ارشد!… ای خدا!

***

اعتراف میکنم تو دانشگاه رفتم سمت دانشکده کشاورزی!
دیدم پشت دانشگاه یه مزرعه کوچیکه گوجه فرنگیه…!!!
تا شروع کردم به خوردن یه دختره داد زد:
پروژه پایان ترممو نخور کصافط !!!
من :)))))))))
یارو :||||

***

کیا یادشون میاد داخل دوران افتضاحی (ابتدایی) میگفتن برا خودتون کادو بیارین بعد سر صف بهمون میدادن و ما هم خر کیف م شدیم
هههعععععععععی

***

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟

مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.

احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند

***

حیف نون دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن.
حیف نون از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دکتر می گه: البته، حتماً.
حیف نون می گه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

***

یعنى استتارى که بادوم درختى.لا به لاى تخمه ژاپنى میکنه؛
چریک هاى آمریکایى نمیتونن انجام بدن….!

***

لوتی ترین sms سال 2013:
خیلی دلاری سالار!
ریالتیم به مولا

***

شاید من اشتباه میکنم …مگه چراغ چشمک زن قرمز سر چهار راه بیانگر احتیاط نیست پس چرا دیشب ماشین بغلی من همش ترمز میزد حرکت میکردترمز میکرد حرکت میکرد ترمز میکرد حرکت میکرد.دلم سوخت براش.ولی عجب عکس العملی داشت.

***

من نمیدونم چرامن انقدر بد شانسم صبح دارم میرم سر کار دختر همسایمون ماشینش روشن نمیشه میگه اقا امیر میشه یه نگاه کنی ببینی مشکلش چیه …دیدم باطریش خالی شده .میگم بشین پشت فرمون من هل میدم شما روشن کن .نشسته من هل دادم تا سر کوچه میگم چرا کلاج رو ول نمیکنی میگه خب روشن نشد ماشین…ای خدا منو بکش اینا که درست نمیشن.

***

آقا بعد از این همه تمیرین برای چطوری تو افق محو بشیم رفتیم کارنامه رو گرفتیم
کل برنامه هامون بهم ریخت هیچی دیگه معلما همشون نمره بالا بهم دادن

***

اولین پستمه. نمیدونم چرا همه چهاجوکیا یادارن از شیطونیای گودزیلاها میحرفد یا معرفت و مرام دهه شصتیا.مگه ما دهه هفتادیا دل نداریم.

***

چند روز پیش دستپخت مامان شیش انداز درست کرد
مکالمه مامان و زن داداشم دقیقا 10 دقیقه بعد از تموم شدن این برنامه
مامان: اسم غذاش چی بود؟
زن داداشم: شیشه خورده ( تو افق محو شم اگه دروغ بگم)
مامان: نه بابا شیش لیگ بود
من :-)))
اینا فقط به تلویزیون خیره میشن ولی من مطمععععععععنم تو افق سیر میکنن واسه خودشون

***

مغز ادم هم عجب جونوریه!یادش میمونه که یه چیزی یادش رفته اما یادش نمیمونه که چی یادش رفته!!!

***

نامه عاشقانه یک مهندس کامپیوتر :
دلم واست یه bit شده عزیزم! پس کی این کابل ازدواج ما وصل میشه تا کیلوبایت کیلو بایت عشق و محبت واست ارسال کنم ؟! مطمئن باش هیچ ویروسی نمیتونه تورو از تو هارد دلم پاک کنه چون یاد چشمات مثل یه انتی ویروسه… عشق من حیف پدرت مثل یه فایر وال نمیزاره من بهت دسترسی داشته باشم ولی نترس بالاخره یه راهی برای هک کردنش پیدا میکنم! مواظب خودت باش .
دلتنگ تو… مهندس!

***

میدونید سخت تر از شرکت در ازمون ارشد چیه ؟ …
گرفتن کارت ورود به جلسه از سایت سازمان سنجش !
یعنی به گه خوردن میفتی!
من از ساعت 3 بعد از ظهر تا 1 نصفه شب در تلاش بودم تا تونستم کارت رو بگیرم 😐 بعد میگن چرا معتاد میشی؟؟؟
من میرم تو افق از اون ورم میرم سر جلسه ازمون یک راست !
دعام کنید لطفا دوستان عزیزم!

***

آقا من دیروز رفتم یه گالکسی سامسونگ خریدم وقتی اومدم خونه گذاشتمش تو جیبم وقتی خواستم درش
بیارمشاید باورتون نشه ولی راحت از جیبم در اومد! 😐
کصافتا که واسه خودشون هیچ ایده جدیدی نمیارن همش دارن ایده های مارو میدزدن! 😐

***

درســـته کــه دمـــاغم ســربالا نـــیس…
درســـته مـــوهام بــور نــیس…
درســـته پـــوســتم صــاف نـــیست…
ولــــی خــدا وکــیلی ابـــرو هــام خـــیلی پــُرپــشت و کــت و کُلُفــتن..؟؟!!!:))

***

*به سلامتی غضنفر که تو وصیت نامه اش نوشت:
سعی کنید به کسی افتخار همسری خود را بدهید که مهربان، دلسوز، وفادار، پولدار، با شهامت، شجاع، پولدار، نکته دان، ظریف، احساساتی، پولدار، عاقل، انعطاف پذیر، معتقد و پولدار باشد. این را بدانید که همه چیز مادیات نیست!!!

***

امروز سر کلاس ریاضی بودیم معلمه داشت درس میداد.منم تو حس بودم و داشتم اهنگ گوش میدادم.
تو اوج اهنگ بودم و تو چشمه معلممون ذل زده بودم که یکهو نگاش تو نگام بود و یک چیزی گفت.
دوستم زد به بازوم.منم دستمو بردم زیر مغنعه هدفون رو در اوردم
.بازم نشنیدم چی گفت اخه صدای اون یکی هدفون خیلی بلند بود
به معلممون گفتم خانم یک لحظه صبر کنین استپ کنم اینجوری نمیشه انگار…
یکهو کلاس رفت رو هوا…
خدا کنه این ترم نندازم.
دمش گرم امارمو نداد دفتر

***

دایــــم تــــــــو اتـــوبـــــان بـــنــزیـــن تــــمـــام کـــــرد بــــــهم زنـــــگ زد کـــه واســـش بــنــزیــن بــبــرم
گــفتم دای کــــجا وایســــادی گـــــفت جبـــــــــــــــــه لـــــــــــــــــاده
فـــکر کــنم خواســـــت بـــگه لــــــب جـــــــاده :))))))
دیــــــــگه هـــمــون راه رو رفــــــــتم ســــمـــت افق محو شدم :)))))))

***

یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم

***

من ی مدته خیلی فکرم درگیر شده
لامصب هر چی تلاش میکنم ک ادای بچه پولدارا رو در بیارم نمیشه
آخه نه گوشیم راحت از تو جیبم در میاد
(البته در بیشتر مواقع اصلا در نمیاد)
ن میتونیم ی ماشین مدل بــــآلا ترجیحا پــــرایــــد بخریم
این چ زندگیه آخه؟؟

***

دختره برداشته یه مَن دور چشمش رو دو لایه ضخیم سایه و ریمل کشیده، بعد فقط از چشماش عکس گرفته گذاشته واسه پروفایلش، بعد پسره میاد زیرش کامنت میزاره :
عزیزم چشمات اینجوری طبیعی خیلی زیباست… بوس بوس…
ینی خاک بر سرت پسره ی بــــــــــــــ­ــــــوق …
عقلت تو حلقت…(والا به خدا)…:))))

***

شال قرمز سر سر نکن من رو هوایی تر نکن
گاوها با رنگ قرمز زود قاطی می کنند

***

آرزوی یک جوان:
.
.
.
.
اگه من یه پرایـــــــــد داشتم
چی میــــشد…
هعــــــی روزگار..!

***

دقت کردین سر هر موضوعی که تو خونه دعوا میشه نتیجه اینه که تو زیاد میری اینترنت ؟؟؟

***

اگه هدف زندگیتون این باشه که برید اونور آب واقعا آدمای اوسکلی هستید.
چون تا پاتون برسه اونور آب…
اینور آب میشه اونور آب و باز هم می خواید برید اونور آب

***

اصصصاب خورد درجه داره داداش!
مثلا،یکم “اعصاب” نداری چراغ دسشویی رو روشن بذاری بهتر میشی!
اگه “اصاب” نداری درم باز بذار!
اگه “اصصاب” نداری دیگه چاره ای نیس دمپایی رو خیس کن!
ولی اگه دیگه”اصصصاب نداری حطمن باید شلنگم بزاری زمین…یعنی همچین آرومت میکنه که دو ساعت مدیتیشنم جلوش کم میاره:)

***

داداشم چند وقت بود ک همش میگفت بیا لپتاپتو بفروش به من،منم قبول نمیکردم
یه روز گف لپ تاپت رو900 تومن میخرم،میفروشی؟
منم با خودم فکرشو کردم دیدم 900خوبه خب 3ساله داره کار میکنه لپ تاپه! 900 هم براش زیاده
آقا بهش گفتم قبوله 900بده بخرش
یهو این داداشم دس کرد تو جیبش یه دونه 1000تومنی در اورد گرفت طرفم، گفت بیا 100 تومنٍ بقیه شم مال خودت…

***

روزی شیخ چک میل همی کرد و به انگشت تدبیر اینترها همی زد و لکن صفحات یکی زپس دیگری رمیدند و به چنگ نامدند. شیخ را گفتند یا شیخ : فلسفه ی سرعت قلیل اینترنت چیست ؟

فرمود : اینترنت سگی است هار ! وگر سرعتش از حد برون شود بدود و پاچه مردم همی گیرد.

و مریدان نعره زدند و بر هوش شیخ احسنت همی گفتند.

***

یــــکی از اخـلاقای بـاحالــم ایـنه کــه هــر وقــت مـــیبینم یــه پــسر داره مــوهاشو دُرس مـــیکنـه مــیگـم:
مـــو هـاتو دُرس کـــردی…اون قــیافـتو مــیخـوای چــیکـار کــنی؟؟؟

***

پیام بازرگانی جدید شرکت مخابراتی ایران بووووووق :
دختره مادرش مرده داره زار زار گریه میکنه.
باباش میگه :دخترم چرا اینقدر گریه میکنی ؟
دختر : دلم برای مامان تنگ شده بابا 🙁
بابا : پاشو برو تلفن رو بردار بیار با مادر صحبت کنیم !
دختر : مگه میشه بابا ؟؟ 😮
بابا : اره دخترم ایران بووووووووق حتی تو برزخ هم آنتن میده ! 🙂
ایران بووووووق حامی اول خالی کردن جیب مردم در کشور !

***

به سلامتی مسئولین صدا و سیما متوجه شدن که فیلم هایی که وسط پیام بازرگانی پخش میکنن کمه , پیام های بازرگانی رو هم دارن مثل فیلم درست می کنن ! خب برادر من میخوای تبلیغ کنی عین بچه ادم تبلیغ کن این ادا اطوارا چیه نمیزاری پیام بازرگانی هامونو ببینیم ؟ 😐

***

«کودکان و دیوانگان حقیقت‌گو هستند»
مترادف فارسی: « حرف راست را از دیوانه باید شنید.»

***

تو ماشین نشسته بودم داشتم با مخاطب خاصم(به قول شما)حرف میزدم داداشم اومد میگه چیکار میکنی بهش میگم دارم سیستمو تنظیم میکنم بهم گفت بگیر پنل ضبط رو شاید بتونی بهتر تنظیمش کنی…چرا اینکارو میکنن با جوونا…

***

امروز از راه مدرسه رفتم خونه خالم داشتم از حیاط میگذشتم
صدای دختر خالم و شنیدم که داشت قوربون صدقه ی یکی میرفت!!! گوشامو تیز تیز کردم و رفتم دنبال صدا…
صداهایی که میشنیدم اینا بود:
الاااااهی قوربونت برم عزیزم!!!فدات شم من!!!کثیف شدی؟؟؟ اووووووووووم بوس!!!
رفتم پشت دیوار قایم شدم که مچشو بگیرم!!!
یهو پریدم بیرونو گفتم سلاااااااااااااام !!!
ولی فقط دختر خالم و با پرایدشو دیدم!!!
دختر خالم که قیافه ی منو دید گفت:سلاام همراز جونم خوبی؟
گفتم قوربونت!!!با کسی حرف میزدی یا من خیالاتی شدم؟؟؟
دستمالشو آروم و با احتیاط کشید رو شیشه ماشینشو گفت:
اره عزیزم
اشاره کرد به ماشینشو گفت : معرفی میکنم عسل خانم دخترم!!!
عسل خانم اینم همراز دختر خالمه برات گفته بودم یادته؟؟!!!
منو میگی زمینو گاز زدم از خنده!!!
حالا اگه قربون صدقه مزدا3 ای چیزی میرفت حرفی نبود!!!
ولی آخه پراید؟؟؟
دیده گرون شده قدرشو میدونه!!!
تحریما فشار آورده …بد جور

***

من یه پسر عمو دارم چن وخت پیش ی پرایده قراضه(غرازه.قراظه)خریده بود
اصلنم بهش اهمیت نمیداد.همشم میگفت این ماشینه خیلی ب درد نخوره و این حرفا
دیشب بهش میگم چ خبر از ماشین ب درد نخورت؟
میگه منظورت لامبورگینیمه؟؟؟
من :-||||
لامیورگینی:-////
پسر عموم :-))))

***

نمیدونم چرا از روزی ک قیمت پراید رفته بالا
خود ب خود اینقد با مخاطب خاصم مهربون شدم…؟
شما میدونید؟؟؟

***

اعتراف میکنم که هروقت تو خونه بهم زور میگن تهدید میکنم که تو چهار جک ثبت میکنم همین جوری که سریع میان سریع هم میرن
تهدید قشنگیه نه؟؟؟
نه؟o_O

***

چند شب قبل خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با موتور یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا موتور رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش موتور رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی به اعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن موتور به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟!

***

عاقا شمام بعد رفتن مهمونا هنو درو نبسته میرین سراغ قابلمه ها و راحت یه دل سیر غذا میخورین؟؟!!!
والا 20 تا چشم زل میزنن به آدم غذا کوفتش میشه .
یا مجبوری نصف بشقابتو بزاری که اگه کامل بخوری خععععععععلی بی کلاسیه!!!
دی؛

***

آخه چرا با احساسات بچه مردم بازی می کنین؟؟؟
عاغا ما دیروز جوگیر شدیم رفتیم پارم ملت بدویم.وسط دو یه مخاطب خاصی رو دیدم( در جهت عکس من می دوید)هی گوشه چشم نازک می کرد منم که انگار بهم هورمون تزریق کرده باشن مثله roud runner(میگ میگ خودمون) انرژی می گرفتمو سریع می دویدم تا دوباره بهش برسم ببینمش(فک کنم رکورد آسیا رو هم شکوندم) دو سه دور به همین منوال(لبخند و چشمکو پخش احساسات) گذشت یهو به خودم اومدم گفتم خدایا پارک بزرگتر شده یا من آروم می دودم ؟!؟! کجا شد این دختر؟؟
نکنه تو افق محو شد؟؟

***

خیلی جالبه از وقتی قیمت پراید رفته بالا فروش بنزین فوق سوپر هم زیاد شده!!!
چه اعتماد به نفسی؟؟؟

***

من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطی رو یه دور بچرخونم. یه همچین آدمی بودم من 😐
وقتی هم نوبتم میشد با چنان سرعتی می چرخوندمش که اگه به یک توربینه برق وصل میشد، برق یک شهر رو میشد ازش تامین کرد :))))

***

من حاضرم 2 برج حقوقمو بدم به کسی که بتونه مشکل منو رفع کن…
مشکل من؟صاحب کارم گیر داده برم ایمیل بخرم واسش

***

امروز با پرایدمووووووووووووووووووووووووون از کنار هیوندای کوپه رد شدم،افراد درون هیوندای داشتن عین خر قبرس نگام میکردن.
ذوق مرگ شدم،اخه میدونید که اونا پرااااااااااااااااااااااید ندارن مثل ماااااااااااااااااااااااااااا

***

دوستان ببخشید من چند روز نبودم.افق بودم .رفتم ببینم بچه ها کم وکسری نداشته باشن
چند نامه است کسایی که اونجا آشنا دارن بیان ببینن اگه براشون نامه فرستادن ببرن
سپاسگذارم.

***

یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه،
بعد من یواشکی میام تو آشپزخونه یهو در حالی که کفگیر دستشه
بر میگرده سمت من، منم کرک و پرم میریزه
بعد یهو لبخند بهم میزنه و میگه:
“بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درستکردم عزیزم،
بیا نیازی نیست بترسی همه ش واسه تو”
اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده 😐

***

من جدیدن واسه موقعه هایی ک محدودیت ارسال پست دارم
پستایی رو ک میخوام بذارم تا ب مغزم میرسه زود مینویسمش و ذخیرش میکنم
اینجوری دگ وقتی محدودیت ارسالم تموم شد
نمیخواد 3 روز بشینم و ب خودم فشار بیارم:-)
با غرور میام و پستامو دونه دونه مینویسم
اصلا لذتی داره…

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.