تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

اس ام اس خاطره ها پیامک خاطرات گذشته

اس ام اس خاطرات عاشقانه، پیامک جدید خاطره ها

اس ام اس جدید خاطره ها پیامک خاطرات گذشته

خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!

تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای …

بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت !
تبدیل به یه عشق عمیق میشن …
ته نشین میشن توی قلبت …
ولی یه روز خیلی راحت تو سکوت میرن !
اونجا باورش سخته، اونوقته که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای !

بارانِ سربی میشود
وقتی نیستی میریزد بر سرم
خاطراتت…

هیس …
حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام
بگو کسی حرفی نزند
بگذار لحظه ای آرام بگیرم …

به هم میرسیم ۳ نفر میشیم
من و تو و شادی
از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم
تو و تنهایی، من و خاطره

می آیی …
عاشق می کنی …
محو میشوی …
تا فراموشت می کنم، دوباره می آیی …
تازه می کنی خاطراتت را …
محو میشوی … .

مرا محکم تر در آغوش خود بگیر …
من هنوز هم نمی خواهم تو را …
به دست خاطرات ” لعنتی ” بسپارم …

میگویند: باران که میزند ,
بوی ” خاک “بلند می شود…
اما ,اینجا باران که میزند ;
بوی ” خاطره ” بلند میشود …!

دست خالی  که نمی شود به پیشواز خاطره رفت !
من هم وقتی  چمدانم پر از گریه شد راه می  افتم …

دلم که گرفته باشد باصدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم!
چه رسد به مرور خاطرات باهم بودنمان…

من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند
و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی …
چه بلاتکلیفند خاطراتمان !

ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ …
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﯾﮏ جایی
به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
ﺑﺮمبگردد !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ !
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !

درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم

میروم تا در آغوش خاک قرار گیرم، و تمام خاطراتمان را به خاک بسپارم
چون دیگر بعد تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم …

گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند !
وگر نه همون خاطره فاتحه تو رو می خونه …

کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !

موقع Delete فولدر خاطراتت، ذهنم Error می دهد !
گمانم یکی از فایلها در حال اجراست …

زیر درخت سیب نذر کرده ام به آمدنت …
فصل شکوفه زدن از خاطرات نزدیک است !

از بعضی از آدمها تنها خاطره می ماند !
از بعضی های دیگر هم هیچ !
خاطره ساختن لیاقت می خواهد !

کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود
تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می  کشیدم،
تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی …

من خاطرت را میخواستم نه خاطره ات را …

چه تلخ است علاقه ای که عادت شود …
عادتی که باور شود …
باوری که خاطره شود …
و خاطره ای که درد شود …

یادت هست، خیالت هست، خاطراتت هست
فقط کمی جای تو خالیست، نمی آیی ؟

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.