تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

نوشته های زیبا و اس ام اس بلند عاشقانه

جملات و متن های فوق العاده زیبای عاشقانه و احساسی

نوشته های زیبا و اس ام اس بلند عاشقانه

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود…

انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم
همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند
همانهایی که برای همه لبخند میزنند
همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند
و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است …

سهم من از زندگانی هیچ بود دل به هرکس خوش نمودم پوچ بود رنج غربت به تن خسته نشست درد تنهایی عمرم را شکست روزگارم بر
خلاف آرزو هایم گذشت یک شبه عاشق شدم سالها پشیمانی گذشت سرگذشت دیگران عبرت نشد خود شدم عبرت برای دیگران…

دوتا صدا هست که خیلی دوسشون دارم:
1-صدای تو وقتی که هستی
2-صدای اس ام اس هات وقتی که نیستی…
: (:(:(:(

چشمم که به اسکناس ِ پول میفته…
انگار زل زدم به چشمای رقیبم…
عجب رقیبِ سمجی!!!
همیشه همراهمه…
آرره…
اون منو به تو فروخت…
گفت دیگه به درد هم نمیخوریم…
گفتم:تو رو قرآن واسه من یه نفر یک دو شیش نیا!!!
بگو تو یه پسره آش و لاشی…
ولی اون پول داره…
ماشین داره…
حالا دلشم پاک نبود اشکالی نداره..؟؟!!!

به نظر ِ من…
عشق…
یه تجربه ی شیرینه…
که امتحانش…
به شکستش می ارزه…
البته استثنا هم داره!!!

مهم نیست اینجا کجاست بی تو همه جا دور اَست

یکی مثه من؛
تا ابد عاشق عشقی که یه طرفست.

من باعشق آشنا شدم و چه کسي اين چنين آشنا شده است؟ زماني که دستم را دراز کردم که دستي نبود هنگامي لب به زمزمه گشودم , که مخاطبي نداشتم و هنگامي تشنه آتش شدم, که در برابرم دريا بودو درياودريا

كوچه اى را بود نامش معرفت / مردمانش با مرام ازهرجهت / سیل آمد کوچه را ويرانه کرد/ مردمش را با جهان بيگانه کرد/ هر چه در آن کوى بود از معرفت / شست و با خود برد سيل بى صفت / ازتمام کوچه تنها يک نفر/خانه اش ماند وخودش جست از خطر/ رسم و راه نيک هر جا بود وهست /از نهاد مردم آن کوچه هست / چونکه درانديشه، تو اينگونه اى / حتم دارم بچه ى آن کوچه اى

الفبای عشق را ندانسته
دفتر عشقی نوشته ام
پر از غلط املایی…
و پر از احساس…

هیچوقت عشقی که با التماس بدست آید را نخواه.
چون عشق مقامش بالاتر از آنهاست…

دنیا دنیای ریاضیات است..!!
وقتی عشق را تقسیم کردند؛تو خارج قسمت من شدی..!!

سرت را صاف نگه دار
لبخند بزن
به انگشتان من نگاه کن
پلک نزن
حالا…
یک …دو…سه
و نور فلاش
یک عکس جدید متولدشد
******
همه قابهای عکس را
آویخته ام
بر در و د یوار این خانه آشنا
شاید
در میان اینهمه نو و تازگی
آن خنده های ناب و قدیمی
یادم نرود
خنده آشنای تو

دستانت
بوی نجابت
می گیرند
وقتی
مرتب می کنی
روسری ات را…

به حکم عشق تو اعدام احساسات بر چوبه ی سرد نگاه پر معنات
تشویش افکارم زندانی مهرت
شاهنشه این نو، کهنه به تعلیق انقلاب سازت
انهدام دولت با عشقت آسان ست
انقلاب من باش که سخت ترین رویا با تو یک انجام ست
پایه ی این قانون بر معنای عشق ست

تو یه دریای بیکران از رؤیایی
تو یه آسمونه بی انتهایی، از زیبایی
تو سرمشقی نیکویی
تو از حوریان عرش کبریایی
تو نوری از عشقی
تو مهتاب شبهای زیبایی
تو خورشید هستی بخشی
تو نفسی، تو هوایی، تو گرمایی
تو قصیده عشقی
تو شعری
تو ترانه ای
تو آوازی، تو نوایی
تو سر چشمه محبتی
تو سرزمینی مقدسی
تو پاکی و بی همتایی

“حوا” نام تمام زنانِ سرزمین من است
زنانی که هر صبح
به امید ذره ای عشق بیدار میشوند
وشب
با نا امیدی
امیدِ نا امید مانده را به خاک میسپارند
و فرو میدهند
بغض های بی صدای شبانه شان را
در بسترِ خیسِ اشک های هر شبه
از هرزگی های
ذهنِ بیمار مردی که
“آدم” نام گرفته…

دیرگاهی است، عهد ما با اشک
رازهایی است، بی صدا با اشک
چشم می گرید، تا که می لرزد
هم ترازی نیست، در صفا با اشک
پشت دل خم شد، زیر بار غم
می کند زاری، با خدا با اشک
خانه ی غم را، بشکند دیوار
مرغ دل پرّان، در هوا با اشک
سینه ی سوزان، می شود آرام
گر شوم تنها، هر کجا با اشک
عشق پنهانی، هر دلی دارد
می شود رسوا، در نوا با اشک
اشک چشمت “مهر”، می زداید غم
پس بمان با ما، در وفا با اشک.

بی تو من، هیچ هیچم
مانند مویت پیچ در پیچم
صدایم کن تا ز آهنگت
سر برآرم و بخود نپیچم

به ویرانه های این دل متروک
سرکی بزن گاهی…
دیریست که زلزلهء رفتن اش،
تمام
حجم
عشق را،
بر سرم فرو ریخته است!
رمقی نیست د

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید:چرا منو دوست داری؟چرا عاشقم هستی …؟پسر گفت:نمی توانم دلیل خاصی رو بگم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …دختر گفت :وقتی نمی تونی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چطوری عاشقمی؟؟؟پسر گفت… :واقعا دلیلشو نمی دونم اما دختر اصرار کرد که اللا و بللا باید دلیل بگی, پسر هم با بی میلی گفت :خب …من تو رو دوست دارم …چون …زیبا هستی…چون…صدای تو گیراست …چون …به من توجه و محبت می کنی …تو را به خاطر لبخندت …دوست دارم …به خاطر تمامی حرکاتت…دوست دارم …دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد…چند روز بعد …دختر تصادف کرد و به “کما” رفت…پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…نامه بدین شرح بود …:عزیز دلم …تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …اکنون دیگر حرف نمی زنی …پس نمی تونم دوستت داشته باشم …دوستت دارم …چون به من توجه و محبت می کنی …چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…نمی تونم دوستت داشته باشم…تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …آیا اکنون می توانی بخندی …؟می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟پس دوستت ندارم …اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…در زمان هایی مثل الان…هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…آیا عشق واقعا به دلیل نیاز داره؟نه هرگز…و من هنوز دوستت دارم!!!

شاید برم کنار در نزارم که رد بشی
اونطوری مجبورت کنم از روی نعشم ردبشی

یا شایدم که آخرش به عادت بچگیا
کفشاتو قایم بکنم نری به این سادگیا

همین خوبه…
همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم میرن
هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه می گیرن
به جز تو همه می دونن واست این مرد میمیره
واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره.

به سلامتی رفیقی که زرنگه؛وجودش قشنگه؛قلبش یه رنگه؛عشقش پررنگه؛آخرش دل ما واسش تنگه…

هرکی عاشق میشه میگه میمیرم برات
چرا
یکی نمیگه میمونم باهات

خنده ام می گیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل ٍ آواره بگیری
می گویی : دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی ٍ خودت …

سهم “من” از “تو” عشق نیست، ذوق نیست، اشتیاق نیست
همان دلتنگیٍ بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !
دیوانه ام می کند …

دیگر حتی
توان به یاد آوردنت را نیز ندارم…
چه بیرحم است روزگاری که
خواسته یا ناخواسته
تو را آورد و تو را برد…
تا اینک من بمانم
و اغمای خاطراتت…

اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست واسه اینه که بهترشو پیدانکرده…

ما ” ندار ” بودیم عروسک قصه مان پرید…!! ” دارا ” که باشی ” سارا ” با پای خودش به سراغت می آید…!!

نه!نرو!صبر کن قرارمان این نبود باید سکه بندازیم اگر شیر آمد تردید نکن دوستت دارم اگر خط آمد مطمئن باش دوستت دارم…صبرکن سکه بیندازم اگر دوستت نداشتم .. آنوقت برو…

قول داده ام
گاهے،هراز گاهے
فانوس یادت را بے چراغ و چلچله
روشن کنم
خیالت راحت، من ھمان منم
هنوز هم در این شبهاے
بے خواب و بے خاطرہ
میان این کوچه هاے تاریک پرسہ میزنم
اما به هیچ
ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد
خیالت راحت…

یادت هست؟
گفتی این جاده ب کجا میرودومن سکوت کردم؟
دیدی؟
جاده جایی نرفت این توبودی ک رفتی…

دردی داریم و سینه بریانی/عشقی داریم و دیده گریانی
عشقی و چه عشق،عشق عالم سوزی/دردری و چه درد،دردر بی درمانی
(ابوسعید ابوالخیر)

اشک هایم انگار دردناک تر فرو میریزند..
وقتی ک ساکت میشود،،
و به چشم های بی احساس تو می اندیشم…

وقتی گوشه و کنایه میزنی..
دلم تا ناکجا آباد دلتنگی میگیرد..
ولی،
ای کاش حداقل میدانستی،،
چقدر در حرف حرف حرف هایی که با تو میزنم
دقت میکنم که مبادا برنجی..
چیزی که تو اصلا یاد نگرفته ای..

آدمیزاد زنده اس تا شاهده مرگ آرزو هاش باشه…

عشق یعنی:هر اس ام اس که میرسه امیدوار اون باشی؛برای هر کی که میخوای اس ام اس بفرستی اشتباهی برا اون بفرستی؛دنبال یه موضوع بگردی که به اون اس ام اس بدی؛دایم موبایلتو چک کنی که نکنه از اون اس ام اس رسیده باشه؛شبایی که اس ام اس نمیاد اعصابت خورد بشه…

دیدگانت را نبند!نگاهت را ندزد!!!تو میدانی آیه آیه زندگیم از گوشه چشمانت تلاوت میشود.

چقد دلم تنگ شده واسه شنیدنِ تپشِ هایِ پر اشتیاقِ قلبت..
که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم..
لایک=من خیلی سخت عاشقشم و اون خیلی راحت نفهمید..

با تو هستم ای قلم!!! شعرهایم را نوشتی دست خوش اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟؟؟

در رابطه اعتماد حرف اول را ميزند، اگر ميخواهيد شرلوك هلمز باشيد اصلا شروع نكنيد …

همیشه غمگین ترین لحظات راکسانی برایمان بوجود می اورندکه شادترین لحظات رابا انها سپری کردیم

گرمایی بودم همیشه . ولی بین خودمان بماند سرمایی میشوم وقتی پای آغوش تو در میان باشد…

برایم بخند…
برایم که میخندی چشمهایت که هیچ,آسمان هم زیبا میشود…

دستت را به من بده…
حالا بیا با هم کمی کنار لحظه هایم قدم بزنیم,
شاید دلیل زمزمه های عاشقانه ام را فهمیدی…

آی عاشقا؟!
قدر معشوقتونو تا هست بدونید…اگه خیلی هم وفادار باشه، یادتون نره که این دنیا همیشه بی وفا بوده…همیشه…
ناگهان دیگر نیست…

همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم، همیشه میترسیدم رهایم کنی،مرا تنها بگذاری

اما…. تو آنقدر خوبی، که به عشق و دوست داشتن، وفاداری

که حتی یک لحظه نیز فکر نبودنت را نمیکنم

همین مرا خوشحال میکند، همین مرا به عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند

خواجه ای گفت که جز غم چه هنر دارد این عشق؟!
گفتم ای خواجه ی غافل هنری خوشتر از این!؟

زندگی بی امید هم نفس مرگه پس هروقت امید کسی شدی ناامیدش نکن

اگر ماه بودم به هر جا که بودم
سراغ ترا از خدا میگرفتم..
وگر سنگ بودم به هرجا که بودی
سر رهگذار تو جا میگرفتم..
اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من مینشستی..
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا میشکستی!‏
مرا میشکستی..‏!‏
‏(فریدون مشیری‏)‏

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت..
در تهاجم با زمان..
آتش زدم کشتم!‏
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم!‏
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم!‏
من ز مقصدها پی..
مقصودهای پوچ افتادم!‏
تا تمام خوبها رفتم و
خوبی ماند در یادم!‏
من به عشق و منتظر بودن..
همه صبر و قرارم رفت..
بهارم رفت..
عشقم رفت..
یارم رفت.‏.‏!!‏

بازم امشب مث هر شب تو دلت برام دعا کن
نم نمک سکوتو بشکن زیرلب خداخدا کن
بازم امشب مث هر شب پرکن از صدات هوامو
غرق سکوتو بشکن تازه کن ترانه هامو
واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن
هفت تا آسمونه اما یه ستاره ام ندارن
واسه عاشقت دعا کن که تو کار دل نمونه
تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش میدونه

میدونی کی فهمیدم که خیلی صبورم؟
وقتی که ” رفت ” و
من هنوزم زنده ام …

حاضرم باقی مونده عمرمو بدم
یه بار، فقط یه بار دیگه
” لبخند نازنینشو ” ببینم
حیف …
:- *
گریه نکن رفیق …
گریه نکن…
درست میشه…

میگم : کلافم
میگی : میفهممت
میگم : این روزا حال و حوصله ی حرف زدن ندارم
میگی : تا وقتی تو بخوای ساکت میشم … فقط نرو
میگم : …عاشقتم
میگی : …هیچی نمیگی فقط صدای هق هقت میاد
گریه میکنی …تو عاشق تری گلم …

تنهایی
چیزهای زیادی
به انسان می آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم…

عاشقی یعنی میدونی که نیست ولی بازم زنگ میزنی خونه تا صداشو بشنوی…
خودش هم جواب نده صداشو از پیغام گیر تلفن میشنوی

اعتراف تلخیست
من بجای خالی اش
بیشتر از خودش عادت کردم

سلام ماهٍ من!
دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!
گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..
احوال مهتابیت چطور است ؟!
چه خبر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های من ؟!
چه خبر از تمام صبرهایت در برابر تمام ناملایمت های من ؟!
چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!
چقدر نیامده انتظار خبر دارم ؟!
چه کنم دلم برای تمام مهربانی هایت لک زده !
راستی، باز هم آسمان دلت ابری است یا ….؟!
می دانم، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!
یک وقت خسته نشوی و بروی ماه دیگری شوی…. هیچ کس به اندازه من نمی تواند آسمانت باشد !
تو فقط ماه من بمان و باش !
ماه من !

برو …! ترس از هیچ چیز ندارم … وقتی یقین دارم بیشتر از من کس‍ی / دوستت نخواه♥د داشت …/ بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد …! برو … ترس برای چه…؟! وقتی میدانم یک روز تف می اندازی به روی تمام آن هایی که به خاطرشان من را از دست دادی …

عشق خریدنی نیست … آهای بشنوین شماهایی که بی خود و بی جهت… اسم هر چیزی رو عشق میزارید ..!عشق مقدس است وعاشق اهل خیانت نیست ..!
بزن قلب قشنگرو اي عاشق

در زمستاني سرد با دلي رفته ز دست زير لب ميخواندم
كاش ميشد به تو گفت كه تو تنها سخن شعر مني
تو نرو دور نشو از بر من
تو بمان تا كه نميرد دل من

توتنها دعای قشنگ منی مبادا کسی ازخدا بی خبر برای خودش آرزویت کند.

چند ماهه توی قلبم خونه کردی و تا حالا کرایه خونه ندادی!
اگه تا یک ماه دیگه با صاحب خونه ازدواج نکنی حکم تخلیه میگره واست

عشق یعنی…
با اینکه میدونی دیگه بهت زنگ نمیزنه…
اما آهنگ پیشوازتو به عشق اون انتخاب کنی که شاید یه روز زنگ بزنه و بهش گوش بده…

عشق یعنی..
گرچه دیگه باهم نیتسین اما…
هنوز وقتی میری بازار چشمت دنبال یه کادو باشه که ” قرار بود” ولنتاین بهش هدیه بدی…
خیلی درد داره…اما همینشم کلی ذوق میکنی…نه…؟؟؟!!

“مِهر “از همه بریدم تا مهربان بماند
نامِهربان من رَفت با “دیگَران” بماند

شاید نگاه تو به دنیا،با نگاه من به دنیا،زمین تا آسمون فرق داشت..
شاید…فقط تو یه زاویه ء نگاهمون،فقط تو چند لحظه مشترک بودیم..
بقیه اش “سوء تفاهم “بود…
ینو قبول داری که

من با تک تک حرفهایت آرام میگیرم
ای کاش این را خودت هم بفهمی
بچه که نیستم بهانه ات را بگیرم
کمی تحویلم بگیر
شاید کارم واجب باشد…!

فانتزی امشبم اینه که، بهم اس بده :سلام،میدونم نگرانمی!من حالم خوبه بگیر بخواب.
بخدا حاضرم بعد چن شب بی خوابی تا ابد محو شم…

مادرم
پیامبری بود با زنبیلی پر از معجزه …
یادم نمیرود در اولین سوز زمستانی ٬ النگویش را به بخاری تبدیل کرد …

به سلامتی کسی ک با ما راه نیومد…برای دیگران دوید…

حکایت تلخیست…مانده ام برای تو،رفته ای برای دیگری…

ناشناسی تنها، نیمه شب حتی ! اگر از کوچه تنهایی قلبم گذرد، یاد او سالی چند در دلم خواهد ماند … تو که دیریست در این کوچه اقامت داری …

كاش ميتوانستم حرف بزنم.. چيزي بگويم از دلتنگي.. ميون اين آدمهايي كه در اين اطاق مجازي جمع شده اند. فقط ميگويم …منم دلتنگم

ثمره عمر آدمي نفس است…آن نفس براي من يك همنفس است…گر نفسي با نفسي هم نفس است…آن يك نفس از براي عمري بس است

وقتی حرف از صداقت شد…
صدا
قط
شد!!!

دوسم داشت …
مثل اون آهنگ هاى خارجى اى كه هميشه گوش ميداد ولى هيچى ازش نمى فهميد ..!

ﻋﺸﻖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ آﺯﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻫﺮﮔﺰ
ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ .

بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره …

ای عزیزترین دروغگوی دنیا

میشود یکبار دیگر

فقط یکبار دیگر

بگویی:

دوستت دارم!

دوستے هآ بے رنگ

بی کسے هآ پیداست

رآست می گفت سهرآب

آدم اینجآ “تنهاست” …!

تو می سازی، دیوار به دیوار… منی را که روزی باز، ویرانش میکنند… آجر به آجر…

گاهی فرار می کنم

از فکر کردن به تو

مثل رد کردن آهنگی که

خیلی دوستش دارم …

با عشق باریدم!اما چه حیف که با چتر آمدی…

اگه با طرفت حرفی داری،اگه باهاش مشکل داری،اگه اگه اگه…
خیلی راحت حرفتو بهش بزن!
“تیکه” ننداز…
آدما یهو می بُرَن،اینو همیشه یادتون باشه…

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش ميمردم

دست منو گرفت و بعد ولم كرد

لعنت به اون كسي كه عاشقم كرد

عاشق که می شوی
نگران خودت نباش
شب های باقیمانده ی عمرت
به این سادگی ها
صبح نخواهند شد

هر قطره اشک نشان دل شکستگی است، هر سکوت نشان تنهایی است، هر لبخند نشان مهربانی است، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است .

من براي سال ها مينويسم …
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند…
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود…
هميشه يكي بود يكي نبود

از اون روزي كه تنها تورو تو كوچه ديدم /به يادت توي شبهام فقط ستاره چيدم/
هزار نامه و پيغوم نوشتم تا بدوني/
نوشتم تا بدوني تويي عزيز جوني/
چه احساس قشنگي تو قلبم تورو دارم/ببين چه خوبه اي گل تويي تو روزگارم/چقدر خوبه عزيزم كنارم تورو دارم يواشكي رو لبهات گل بوسه ميكارم/نشستي توي سينه تو اين دل شدي مهمون/شدي ليلي قصه منم عاشق مجنون/تو گلدون خيالم شدي تك گل احساس/تنم برگ خزون بود يه عمري تورو ميخواست/چه احساس قشنگي تو قلبم تورو دارم/ببين چه خوبه اي گل تويي تو روزگارم

هنوز هم صدقه های من به نیت سلامتی توست..
هی!!!
معشوقه ی من؟؟؟
سلامتی؟

دلت می خواد معشوقت هروقت و هرجا و هر حال که اراده کردی بدون هزینه و ضرر و زیان در کنارت، در مقابلت باشه؟؟
تازه مالک همه چی هم باشه و تورم فقط واسه خود خود خودت بخواد؟؟؟
عشقتم بخره به بها؟؟؟وفادار واقعی باشه؟؟رهات نکنه؟؟؟عاشقتم باشه؟؟آخر زیبابی هم باشه؟؟عمرا هم خیانت نکنه؟؟؟
اون معشوق…فقط خداست…یکم بهش فکر کن!!!

خدایا التماست میکنم همه دنیایت ارزانی دیگران ولی انکه دنیای من است مال دیگری نباشد

و تو هیچ گاه نخواهی فهمید
که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم
سال هایی که بی تو گذشت
زنده مانده ام!!!

هر کس برای خودش خیابانی دارد… کوچه ای… کافی شاپی… و شاید عطری… که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

کوه کندن را بی خیال شو برگرد بدبخت! این شب ها شیرینت با مجنون هم خانه شده است…

چتر نمیخواد هوای بارونی.. تو رو میخواد لعنتی.. می فهمی؟

سقوط چه زیباست اگر…
فرودگاهش دل تو باشد …!

خوشبختم زیرا هیچ وقت از روی عادت دوستت نداشته ام
فقط به دوست داشتنت عادت کرده ام عشقم .

از دل برود هرآنکه از دیده برفت…
از دیده رفت از دل هم همینطور …
پس خدایا این عذاب وجدان چیست…

دوست داشتن
را در چشمی بجوی که حتی وقتی بسته است
رویای تورا در خواب ببیند.

عاشقی یک دیوانگی موقتی است مثل زلزله طغیان می کند و سپس فرو می نشیند و وقتی فروکش کرد،تو باید یک تصمیم بگیری.باید ببینی آیا “ریشه هایت آنچنان به هم تنیده شده که جدا کردنشان قابل تصور نیست یا نه..”

سلامتی کسی که مارو تنها گذاشت تا بره یکی دیگرو از تنهای در بیاره…‏

اگر می‌توانستم مجازاتت کنم از تو می‌خواستم به اندازه‌ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی…

روزگار عجیبی ست

من به تو معتادم

تو مرا ترک می کنی!!!

یه روزی میرسه که جای خالیَم رو با هیچ چیز نمیتونی پر کنی من خاص نبودم فقط “عشقم” بی ریا بود و “عشق” بی ریا کیمیاست!!!

هنوز جایت خالیست…
هنوز دیر نیست…
میتوانی برگردیبه آغوشم
به دستهایی که در نبودت پوچی را فهمیدن
به چشمانی که هنوز میتوانند با همه وجود “مال تو باشن”
نگذار کار به آنجایی بکشد که بگویم

” اون دیگه حق برگشت نداره”

دلم تنگ شده برای تو و دستی که حلقه میکنی دورمُ …
و همه چیزهای بعدش …

قول میدهم لام تا کام حرفی نزنم
فقط بگذار از “دال تا میم” بگویم, بگذار بگویم که “دوستت دارم”
دیگر لام تا کام حرفی نمیزنم…

بالا بروی.. پایین بیایی… بی فایده است;
من تو را همین جا ,
میان بازوانم, در آغوشم میخواهم… با یک بوسه… ;
در سرزمین “تن” من خبری از دموکراسی نیست…

کاش میدانستی مهم تراز دلم / اعتمادم راشکستی…

عاشق کسیه که اگه به عشقش نرسید با خوشبختی عشقش خوش باشه . اهای پسرا اگه از دخترا رکب خوردید حتما تلافیشو سرشون در بیارید تا احساس زرنگی نکنن …حا بخوداااا

میگن اگه بخوای رفیقاتو بشناسی 3 بار امتحان کنشون اما اگه خواستی معشوقت رو امتحان کنی فقط یبار بسه واسه شناختش …

You might also like
2 Comments
  1. ناشناس says

    دمت گرم.. حال کردم..

  2. ZAHRA_GHANBARY74@YAHOO.COM says

    سلام عالی بود خسته نباشی

Leave A Reply

Your email address will not be published.