تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

جملات و اس ام اس های تنهایی جدید

جملات و اس ام اس های تنهایی

جملات و اس ام اس های تنهایی

خدایا یادم بده…
که یادم باشد…
به یادت باشم…

اشتباه از من بود…
پررنگ نوشته بودمت…
به سختی پاک میشوی..

گاه میتوان برای یک دوست چندسطرسکوت به یادگارگذاشت تااودرخلوت خود هرطورکه خواست آنرا معناکند…

بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند …!!!

بس که استفاده شده اند !!!

دکمه های : ک ا ش ب و د ی

دقـــت کردـی وســطِ دعــوآ

اعصـــــآبت کــ ه دآغونه

وقــــتی میگــــ ه عــــزیزمــ ـــ…

بغضــت سنگــــین تر مـــیشـ ه:”(

فلسفه ی ِ تنهائی را …
هر چقدر هم خوب ببافند …
بی قواره بر تن ِ آدم زار می زند …

آدم ها لالت می کنند…
بعد هی می پرسند چرا حرف نمی زنی؟؟!
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست…

فلسفه …

دکارت یک چیزی برای ِ خودش گفته که ” می اندیشم پس
هست َم … ” ،
نه آقا جان … ،
فلسفه ی ِ وجودی این است
گریه می کنم …

پس نیستی …

مانده ام با دوستت دارمی که قبل از رفتنت گفتی چه کنم…؟

گفتم:میری؟
گفت:آره
گفتم:منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید…..
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر
گفت:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده .

اگه مَردی … ؟!!
مَرد بمون … اگه نیستی … نامَردی نکن … !!
اگه تنهایی … ؟!!
تنها بمون … اگه نیستی … تنهاش نذار … !!
اگه نجیبی … ؟!!
نجابت کُن … اگه نیستی … هرزگی نکن … !!
اگه عاشقی … ؟!!
… عاشق بمون … اگه نیستی … حُرمتِ عشقو نَشکَن

درد من چشمانی است که به من اشک هدیه میداد و به دیگران چشمک.

کاش من گاهی مرد بودم
میشد تنهاییم را…به خیابان بیاورم…
سیگاری دود کنم ونگران نگاه های مردم نباشم
کاش من گاهی مرد بودم
میشد شادی ام را…به کوچه ها بریزم…باصدای بلند بخندم
و هیچ ماشینی…برای سوار کردنم…ترمز نکند…!

نه چایِ گسِ فنجانم می چسبد
نه تلخی شکلات…

نه!
دیگر هیچ مزه ای
به نابیِ طعمِ بودنت نخواهد بود

هنوز هم گاهی دلتنگ می شوم نه برای تو…
برای کسی که فکر می کردم تویی…

تنهایی !
یعنی ارامش اینکه مجبور نباشی مجبور نباشی هر شب به کسی بگویی ” شب بخیر عزیزم

گـــــــــاهی بـــــــــــــه قــــدری دلـــــــــــــمــ…
برایـــــــت تنـــــــگ میشود کــــــه …
حــــــــــاضرم حــــــــتی بادیگــــــری”ببینمت”

خسته ام…یک قلم لطفاً!!!
میخواهم خودم را خط خطی کنم…!!!

چرا آدمها نمی دانند!!?

بعضی وقتا “خداحافظ”
یعنی …نذار برم

سهم “من” از “تو”
عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست
همان دلتنگی بی پایانی ست
که روزها دیوانه ام می کند !

بعضی وقتا به خودم قول می دم دیگه جوابشو ندم…
بهش محل نذارم…
صداشو نشنوم تا راحت تر به نبودش عادت کنم!!!!
ولی تا گوشیم زنگ میخوره نفسم میگیره…
آره شماره اونه ….
بعداز اولین زنگ جواب میدم…
حتی میگی “جانــــــــــــــــــم” !
نمی دونم چرا نمی تونم بعضی اوقات جلوی خودمو بگیــرم….
به گوشی نگاه می کنم,اصلا زنگ نخورده باز هم خیال کردم…..
به خودم میام,مادرم داره صدام می کنه…به شوخی می گه عباس کوچولو بیا شام…..
ههههع عباس کوچولو!!!!
آره هنوز کوچولوام فقط یه فرقی کردم اونم اینه که… اینه که…
بچه که بودم رختخوابم خیس میشد…
بزرگ که شدم بالشهام….
بچه که بودم شبها فکر میکردم فردا چی بازی کنم…
الان فکر میکنم فردا زندگی قراره چه بازی ای باهام بکنه…
توچی؟تو بچگیت کدوم بازی راهت ندادند که عقده ای شدی و اینجوری با دلم بازی کردی؟؟؟
رفیق این دل نویسه کپی کردن نداره!!

اب نطلبیده همیشه مراد نیست…
گاهی بهانه ایست برای اینکه قربانیت کنند…!!!

بس که دیواردلم کوتاه است…….
هرکه ازکوچه ی تنهایی من میگذرد….
به هوای هوسی هم که شده…..
سرکی میکشدومیگذرد….

بعضی ضربه ها نمی بــره…

زخــــــم نمــــی کنـــــه….

حتّی خراش هم نمــی ندازه….!

فقــــط “دردت” میــــاد….

اونقدر که نــــــــفست رو “بنـد” میاره…!!!

شــــاید خاص بود…

اما خـــــاصیت نداشــت !!

دلم برایت تنگ است،برای زمانی که دستانت را میگرفتم و به چشمانت خیره میشدم،یاد داری به من میگفتی هیچوقت تنهایم نگذار گفتمت هرگز عمرم هرگز تنهایت نمیگذارم ولی آنقدر تورا باورکرده بودم که فکر میکردم توهم اینگونه مانند منی اشتباه،اشتباه چقدر کودکانه باورت کرده بودم افسوس…
حال تو نیستی مانند پیرمردی شدم که به زیر یه درخت کهنسال نشسته و آرام در تنهایی خود میگرید بر داشته هایی که الان ندارد غریب افتاده است در این دنیای بی رحم پس منم غریبه ام بین همه بدون تو

این‌روزها دلم بیمار است.. هی دارد بالا می‌آورد پس‌مانده‌های تو را…

وقتی با يه نفر خوشحالی ،
نيازی به دوميش نيست
!بفهم …با توام نفهم !

خدایا…!
تو دنیای ما ادمااا
یه حالتی هست بنام ُکم اوردنُ
تو که خدایی نمیتونی تجربش کنی!
خوش به حالت….!!!

من با تنهایی….
..
..
تو با چه تن هایی؟؟….

کی گفته بودکه تنهام….وقتی توروندارم…اینم میگم بدونی منم خدای دارم….لعنتی

بـــه سلامتــــی اونایــــی کـــه قلبشــــون یه ویـلــــای اختصـاصـــی برای یــــه
“نـــفــــره”
نـــه یـــه هتــــل بـــــی‌ ستـــــاره بـــرای هــــــــــــر
“رهــگــذر” !

با همه بوده است…
با همه خوابیده است…
عجب هرزه ایست این تنهایی!

بر جدار کلبه ام کــه زندگیســــت
بـا خـط ســــیاه عـشــــــــــــق
یــادگــــارهـا کشیــــده انــد….!

حجم نبودنت انقدر برایم سنگین است..

که کمرم را خم کرده…

انقدر میان شعرهایم پرسه زدی که واژه ها هم بد عادت شدند…

چه برسد به من…

وقتی به جای عزیزم میگی عزیزویعنی عزیز بی صاحب!
عزیزی که عزیز هست..ولی مال تو نیست…
شنیدنش که درد داره..
گفتنش رو نمیدونم.. !!!

خاموشی بهانه است…

مشترک موردنظر قصد فراموشی دارد!!…

يه روزي گله كردم من از عالم مستي

تو هم به دل گرفتي دل ما رو شكستي

من از مستي نوشتم ولي قلب تو رنجيد

تو قهر كردي قهرت مصيبت شدو باريد

پشيمون و خستم اگه عهدي شكستم

آخه مست تو هستم اگه مجرم و مست

نفسهايم بي تو بوی خاکسترسيگار پيرمردی راميدهد که به جوانى از دست رفته اش می انديشد و اشک میریزد،امانه!!؛ انگار درنبودنت پيرتر ازپيرمردی شده ام که درزيرسايه عصايش نشسته وباخدايش حرفهادارد…

گفت ک چرا از پا دراومد؟
گفتم ضربه خورده!!!
و توچه میدانی ک ضربه چیست…
و چه میدانی چه ها میکند!!!

دمش گرم …

باران را می گویم،

به شانه ام زد و گفت:

… “خسته شدی …

امروز را تو استراحت کن…

من به جایت می بارم… “

مدت هاست ،
هیچ رویایی نمی بینم
کسی رگ خواب مرا بگیرد
نکند مرده باشد؟

این جمله را هرگز فراموش نکن
“برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است”

درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست

خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن… اما نه … نفرین من … الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره … تلافی من …. میرم تا به اون برسی … سره راهت نباشم … راستی … قد من دوست داره …؟

چقدر غم انگیز است…
هر چه با هم تر …
تنهاتر…
بود و نبودی نداشتی و نداری…

خداییش تنهایی خیلی بهتره
تا اینکه با یک دروغگو باشی و بازیت بده
و تو دلش بهت بخنده بگه طرف چقد دیوونس

بیا قدم بزنیم . . .
من با ” تـــــــــو ”
تو با هر که دلت خواست !
فقط بیــــــــــا قدم بزنیم . . .
اصلا بیا و بگذار . . .
سایه ات باشـــــــــــم . . .
سایه که آزار ندارد !
دارد ؟

عـاشـــِـــقــــــــــانه تــــــَــرین غـَــزل استـــــ
دستــــــــــــانِ تـــــــــــــو
که می پیچـــــــَـــد
میــــــــانِ مـــــــــــوهـــآیِ مــــــــــــــَــن

ای کــاش یا بـــــــــــودی
یـــــا از اول نبودی !!
ایـــــن که هســـتیو کنــــارم نیســــتی …
“دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد”

از میان تمام بازی های کودکانه تنها “یادم تورا فراموش” را خوب بلد بودی

ناشیانه دوستت داشتم
لاشیانه ترکم کردی.

از میان تمام بازی های کودکانه تنها “یادم تورا فراموش” را خوب بلد بودی

حالم از کلمه ی اعتماد بهم میخوره…
به هرکی اعتماد کردم آدم نبود فقط هر وقت میگفتم کجایی ؟
میگفت به من اعتماد نداری؟
آخه لعنتی چه کردی با دل من

بانــو کـه صدایمـ میکردیـــــ

تمام احساساتــــ دخترانه امـــ را

میپیچیــــدمـــ میانـــ پوششیـــ از عشقـــ

و میگذاشتـــــمـــ میانـــ دستانـــ مردانه اتـــــ …

دلم برات تنگ شده دیوونه میفهمی؟

میگه این نیز بگذرد
آخه این فکر لعنتی من یخ زده سرجاش …نمیگذره

چشمانم میبارند
میگویند نباید از کسی که به بهانه رفت گفت .ومن همچنان میبارم
چرا نگویم؟ چرا ننویسم؟
من روشنش کردم اما او خاموشی ام جشن گرفت
به زمینم زد اما من بلندش کردم تا اوج
او بخاطره من.من کجا؟او بخاطره خودش از پا نشست ومن بخاطره او هنوز ایستاده ام
او رفت ومن ماندم
او ترک کرد ومن درک کردم ….

آخه دل لعنتی من
بفهم تو براش هوس بودی
عاشقتم حرف همیشگیش به پسرها بود
ای دل زود باور من , خفه شو

ميگفتن دنيا دو روزه ولي باور نميكردم
امروز زندگي ميكني و فردا ميميري
فكر كنم فردا ، همين امروز بود كه ديروز دنبالش بودم …

هميشه دلتنگي بخاطر نبودن كسي نيست
گاهي بخاطر بودن كسي ست كه حواسش به تو نيست…

رفتـــ…
ـــــــــــــــــ
یــادِ
یــادِ بعضــی از خاطــره هــا افتــادن،

بیســت نــــخ خــــرج داره ………………….!

حراج كرده ام : تنهاييم نصف قيمت….
سوگ خاطره ها خرج مي خواهد ديگر…..

یـــادش بخیـــر …

یـــک” میـــم ” بـــه آخـــر ,

اسمـــم اضافـــه میکـــردی ;

*مـــن* مـــال *تـــو* میشـــدم ……….!

مرا دید و نشناخت،این بود درد….

کاش…!

باز معلمی بود و انشایی میخواست…!

روزگار خود را چگونه میگذرانید…!

تا چند خط برایش دردودل کنم…!!!

برعکس پولهایم
زندگیم گوشه دارد…
همانجا ک همیشه تنها می نشینم…

کــــــــــــــــآش
میــــــــ..شد
آدمــــــــــــــ……..
گــــــآهی
به اندازه ی نـیــآز، بمیـــــرد!!!

بعد بلند شــــــود
آهستــــه آهستــــــــه
خــــــــآک هایش رآ بتکــــــــآند
گردھآیش بمآند
اگــــــــر دلش خوآست،
برگردد به زنــــــــــدگی.
دلش نخوآست،
بخوآبــــــــــــــــد تا
ابـــــــــــــــــــــــ د………….

زندگی ام سیاه است…
آرزوهایم سیاه است…
دفتر خاطراتم سیاه است…
یک نفر ب من رنگ سفید قرض دهد

واقعی:
به معنای واقعی این جمله رو درک کردم:
چقد سخته کسی دوست داشته باشی ولی تو عین خیالت نیاد
اما یه روزی برسه که تو عاشقش باشی ولی اون عین خیالش نیاد

مرا به هيچ بدادي و من هنوز برآنم
كه تار مويي از تو به عالمي نفروشم

کی میدونه چقد سخته که یکی روخیلی دوسش داششته باشی …ولی بی دلیل بهش گیره بدی دعوا کنی باش ولی اون بازم بیاد سمتت….

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق؛؛هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق؛؛شمع روشن شد و پروانه در اتش بسوخت؛؛شمع حق داشت،ب پروانه نمی آمد عشق؛؛

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.