تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

۱۰ موردی که حق با پدران مان است

۱۰ موردی که حق با پدران مان است

شاید پدران نحوه خندیدن و خیلی از کارها را به ما یاد داده باشند . ولی هنوز فرصت ها یی هستند که آنها تجربیاتشان را با ما قسمت کنند . در این مقاله نویسنده بزرگترین نکاتی را که پدران همواره متذکر می شوند را در اختیار شما قرار می دهد .

۱ – هنگامی که با هم بحث می کنید دستان هم را بگیرید

والدین من ۴۷ سال با هم زندگی کرده اند . یکی از قوانین پدرم برای داشتن یک ازدواج موفق این است که به هنگام بحث های تند و شدید دستان هم را بگیرید .در پس انجام این کار رازی نهفته است که بسیار خوب است .
اخیراً همسرم تام فراموش کرده بود چند قبض را پرداخت کند . از شدت عصبانیت بر افروخته و سرخ شده بودم . بنابراین هنگامی که در مورد آن موضوع صحبت می کردیم  انگشتانمان را در هم قلاب کرده بودیم کاهش فشار خون  و خروج اندروفین از بدنم را احساس می کردم . شما نمی توانید بر سر کسی که دارد دستان شما را به آرامی می فشرد فریاد بزنید . راز این کار در این است .
۲ – به کسی که دور کمرش یک کمر بند پر از آچار ها و ابزارهای گوناگون می بندد  ( تعمیرکار وسایل منزل تان در حین کار ) توجه کنید
پدر من درباره ایجاد اصلاحات و تغییرات در منزل بسیار فردی صرفه جو ، زرنگ و کاربردی است و تنها زمانی که راه به هیچ کجا ندارد و کاری از دستش بر نمی آید کار را به  تعمیر کار می سپرد در آن موقع هم دائماً در اطراف تعمیر کار می چرخد و با انبوهی از سوالات تعمیر کار را بمباران می کند . پدرم می گوید : آن هنگام که به دلیل نداشتن تخصص ، از متخصصی می خواهید که آن کار را برایتان انجام دهد در حین کار با دقت هر چه تمامتر به دستان وی نگاه کنید  می توانید جاهای خالی ذهنتان را خودتان پر کنید .
پدرم حق داشت پس از ۱ ساعت مشاهده تعمیر کاری که در خانه مان کار می کرد بعدها توانستم ماشین ظرفشویی را خودم تعمیر کنم.
۳ – از کارگران سرویس های بهداشتی تشکر کنید 
این موضوع که یک پیشخدمت برای سرو یک دسر ۲۰ درصد انعام می گیرد اما یک گارسن هتل که کارهای بیشتری را انجام می دهد، مبلغ زیادی عایدش نمی شود پدر مرا آزار داده است . پدرم  دائماً به کارگران سرویس بهداشتی  و خدمه ای که دفتر کارش را تمیز می کردند می گفت  که آنها کارشان را خوب انجام می دهند و این اطمینان خاطر را به آنها می داد که در روزهای تعطیل پاداششان را دریافت خواهند کرد . در آن موقع کودکی، از این که پدرم این کار را انجام می داد خجالت می کشیدم اما حالا خودم هم برای کارگران تاسیسات بهداشتی مجاور خانه مان همین کار را انجام می دهم . یک بار یکی از این کارگران در حالی که صدایش می لرزید گفت در طی ۱۰ سال گذشته این اولین بار است که کسی از او تشکر می کند .
۴ – همیشه وسایل خود را در کیسه های پلاستیکی مرتب کنید  
به عقیده پدرم همه چیز را می توان در کیسه های پلاستیکی مهر و موم کرد . بند کفش ها ، نقشه ها ، جوراب ها و گوشت ها . این عادت پدر را تقلید کردم  و از آن پس بود که حقیقت نهفته در ورای این کار را کشف کردم  . آنها مستخدمان جادویی بودند که مخفی کردن  وسایل در آنها کاملا آسان است و با یک نگاه می توان به محتویات درون آنها  پی برد . حالا به مانند پدرم یک کمد مخصوص این کیسه ها دارم که آنها را از بزرگ ( برای قرار دادن لباسهای پشمی ) به کوچک ( برای قایم کردن آجیل در داخل کیفم ) مرتب کرده ام .
۵ – با وجود کلینت Clint Eastwood  نمی توانید اشتباه کنید  
پدرم می گوید اگر در کلوپ اجاره فیلم هستید و نمی توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی را اجاره کنید یک فیلم از کلینت ایستوود Clint Eastwood  را انتخاب کنید . او ادعا می کند که حتی فیلمهای نه چندان مقوی کلینت باز هم برتر از دیگر فیلمها هستند . حالا وقتی مقابل قفسه ای از DVD ها قرار می گیرم خیلی آسان به دنبال چهره کلینت بر روی کاور DVD ها هستم .
۶ – آداب و رسوم خانوادگی تان را حفظ کنید  
وقتی من و خواهرم به دوران بلوغ رسیدیم پدرم خیلی از رسوم خانوادگی مان را مورد حمایت قرار داده و بر آنها صحه گذاشت . او به ما گفت شاید از نظر شما کودکان معنایی نداشته باشد اما روزی خواهد رسید که خودتان بر روی این آداب و رسوم سرمایه گذاری خواهید کرد . روز مشخصی در هر سال ما یک مسابقه دو با کیسه برگزار می کنیم.
۷ – در مشکلات قاطع و اهل عمل باشید 
پدر من به مانند خیلی از هم نسلانش بیشتر اهل عمل است تا حرف . او به خودش می گوید ” این کار را انجام بده ” و غیر قابل کنترل بودن مشکلات هم چندان اهمیتی ندارد . اقدام سریع و قاطعانه وی، مرا که همواره دودل و مردد هستم تحت تاثیر قرار داد. من دریافتم تصمیمهای خوب حاصل جسارتند نه بررسی های عمیق و همه جانبه . حالا هر وقت مشکلی برایم پیش می آید این جمله را برای خودم تکرار می کنم و جواب همه سوالات به سوی من گسیل می شوند .
۸ – دستمالی پارچه ای همراه داشته باشید 
سالها پیش من در حالی که سرما خورده بودم به همراه والدینم به بازدید موزه ای رفتیم . پدرم دستمال نویی به من داد و گفت که آن را در کیفم بگذارم . دستمال های کاغذی خرد می شوند اما این دستمالهای پارچه ای محکم هرگز .
۹ – هیچ کس زرنگ تر از شما نیست  
خیلی وقت ها پیش اگر من در جمعی حاضر بودم و محور گفتگوهای گروه به سمت موضوع ناآشنایی می رفت من ساکت می ماندم ، پدرم مرا وادار می کرد که بگویم ” من نمی فهمم ” ” می شود برای من هم توضیح دهید درباره چه چیزی صحبت می کنید” . به عقیده پدرم سوال کردن باعث می شود باهوش تر  و هم چنین با اعتماد به نفس تر به نظر آیید .
در یکی از گردهمایی های اخیر شخصی از فلات قاره مائوریتیوس Mauritius Continental Shelf صحبت می کرد . من سوال کردم ” این که درباره اش حرف می زنی اصلاً چیست ” . همان لحظه اعضای سابق جامعه دانشگاههای شرق آمریکا  Ivy Leaguer  حاضر در اطراف من  اقرار کردند که آنها هم چیزی درباره آن نمی دانستند .
۱۰ – شما کودکانی خواهید داشت 
پدرم همواره مرا به آوردن فرزند تشویق می کرد  و من می گفتم که این موضوع برای همه مصداق ندارد  و او هم بر سر من فریاد می زد و می گفت ” من تور را می شناسم  و تو او را دوست خواهی داشت . ” این حرف او کاملاً درست بود . اخیرا خدا به من و همسرم دختر زیبایی عطا کرده است که خوشی زندگی من است .

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.