تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

گفتگو با عابدزاده از ممنوع الخروج شدن تا ۵۴ضربه شلاق

گفتگو با عابدزاده از ممنوع الخروج شدن تا ۵۴ضربه شلاق

من برای تعطیلات عید قرار بود به همراه همسرم به آمریکا بروم تا پسرم امیر را ببینم.یک سال بود که پسرم را ندیده بودم.پایم را که به فرودگاه گذاشتم گفتند ممنوع الخروجم.آنها پاسپورتم را ضبط کردند و همسرم به تنهایی مسافرت کرد.

احمدرضا عابدزاده، مربی سابق پرسپولیس این روزها پستی در بدنه ورزش ندارد و به همین دلیل روزها را در فست فود خود می گذراند. سال هاست که به این شکل زندگی می کند و البته به این شرایط عادت کرده است. دروازه بان اسبق تیم ملی یکی از بهترین های تاریخ فوتبال ایران به حساب می آید و «عقاب آسیا» و «دست های مطمئن» از القاب او است. عابدزاده از محبوب ترین چهره های ورزشی ایران به حساب می آید و هنوز خیلی ها از اخبارمربوط به او را پیگیری می کنند. با او گفت وگوی خودمانی و عیدانه ای انجام داده ایم که در زیر می آید.

از ممنوع الخروج شدن شما شروع می کنیم.چطور شد که این اتفاق افتاد؟

من برای تعطیلات عید قرار بود به همراه همسرم به آمریکا بروم تا پسرم امیر را ببینم.یک سال بود که پسرم را ندیده بودم.پایم را که به فرودگاه گذاشتم گفتند ممنوع الخروجم.آنها پاسپورتم را ضبط کردند و همسرم به تنهایی مسافرت کرد.من برگشتم و پیگیری کردم دیدم به خاطر شکایت یک پزشک است.پزشکی که به خاطر یکی از مصاحبه هایم به دادگاه رفته بود و دادگاه هم رای را به نفع ایشان اعلام و بنده را به ۵۴ ضربه شلاق محکوم کرده بود.در حالیکه احضاریه به یک پلاک دیگر رفته بوده واصلا دست من به آن نرسیده .جالب اینجاست که یک شیر پاک خورده ای به جای من پای این احضاریه ها را امضاء کرده بود و همین اتفاق باعث شد تا قاضی حکم بدهد و من را محکوم کند.سوال من اینجاست که اگر یک آدم غیر ورزشی هم باشد این اتفاق برایش می افتد؟بحث شکایت یک طرف است اما اینکه این اتفاق بدون اطلاع من افتاده و دادگاه رای می دهد عجیب است.من پایم را پیش این آقای دکتر عمل کردم و چند سال بعد رفتم پیش دکترهای آلمانی.آنها به من گفتند چطوری پایت را عمل کرده؟ اگر در آلمان بود نمن باید برای کوتاه شدن پایم طلبکار می شدم. هنوز هم معتقدم پایم را بد جوری عمل کرده که مجبور شدم چند بار دیگر آن را عمل کنم. حالا که کار به اینجا کشیده مدارک عملش را بعد از نزدیک ۲۰ سال می برم به نظام پزشکی و من هم شکایت می کنم. عید من خراب شد.به خاطر احضاریه هایی که نرسیده باید اینجا در خانه تنها باشم.

پس عید را کلا در تهران گذراندید؟

بله تهران،در مغازه ام بودم. خیابان شریعتی نرسیده به تجریش فست فود عابدزاده ۲۲.

یعنی مسافرت نرفتید؟ معمولا ایام عید یا دوبی هستی یا شمال.

نه تهران هستم به خاطر مغازه. البته شاید دو، سه روزی بروم شمال ولی خرج زندگی سنگین شده. باید مغازه باشم. کاسبی خرابه آقا.

از پسرت امیر چه خبر؟

داره بازی می کنه تو لس آنجلس بلوز آمریکا. خدا را شکر خیلی پیشرفت کرده. چند وقت پیش هم جلوی تیم ملی مکزیک بازی داشتند. امیر نیمه اول بازی کرد و گلی نخورد ولی نیمه دوم یک گلر دیگر بازی کرد که در نهایت یک گل خوردند و یک بر صفر باختند. مربی از امیر خیلی راضی هست. خوشحالم ازا ینکه پسرم با ۱۸ سال سن در یک تیم بزرگسال آمریکایی فیکس بازی می کند و جلوی تیم مکزیک یک نیمه گل نخورده.

امیر در لس آنجلس بلوز می ماند؟

آره. فعلا اونجا هست تا در آینده ببینیم چه پیش می آید.

درباره آمدن دنیزلی به پرسپولیس چه نظری داری؟ به نظرت تیم با او موفق می شود؟!

به هر حال دنیزلی یک مربی مطرح است که در تیم های بزرگی بوده اما فعلا که نتایج چندان جالب نیست. مربی گرانقیمتی که چهار میلیارد می گیرد باید بهتر از این نتیجه بگیرد. اصلا شما نگاه کنید که فوتبال ما از امثال کروش و دنیزلی چه بهره ای می برد. به جای اینکه از کروش کار بکشند، او را به شهرستان ها بفرستند و برای سایر مربیان کلاس مربیگری بگذارد، همه اش در سفر است. هیچ کس هم نمی گوید کروش کجاست؟! می آید یک بازی برای تیم ملی مربیگری می کند و بعد هم ۴۰ روز می رود مرخصی. وقتی در فوتبال ما یک مجری رادیو می آید و سرمربی تیم ملی جوانان می شود ما درباره چه چیزی با هم صحبت می :نیم. همه اش شده باندبازی. طرف مجری رادیو بوده، بعد رفته تلویزیون و حالا شده سرمربی تیم ملی جوانان این مملکت. آنوقت این همه مربی نشسته اند کنار گود و می گویند او مدرک مربیگری دارد. مگر مدرک گرفتن کاری دارد؟ شما برو کلاس بشین چهار ماه بعد برو کلاس و بعد هم A. یعنی تو هم باید سرمربی تیم ملی جوانان شوی و این همه مربی کارکشته و کاربلد بیرون باشند؟ اینجوری انگار ما هم باید برویم مجری رادیو شویم تا شاید به جایی برسیم. البته باید یک پارتی کلفت هم داشته باشیم. پرسپولیس هم همین شده. این آقایونی که مدیرعامل می شوند کجای فوتبال بوده اند؟! تا بیاید فوتبال و فوت و فن را بشناسد. تا بیاید فوتبالیست ها را بشناسد آبروی تیم رفته و هواداران هم باید حرص بخورند.

با این مصاحبه ها فکر نمی کنی راه بازگشت خودت به پرسپولیس را می بندی؟!

چکار کنم؟! بیام و به به و چه چه کنم؟! من احتیاجی به این کارها ندارم. آن چیزی که واقعیت است را می گویم. عقده این را ندارم که سمتی بگیرم. محال است که چاپلوسی کسی را کنم تا برگردم پرسپولیس. مگر کاری دارد؟ می توانستم همین حالا به شما بگویم دنیزلی بهترین مربی دنیاست اما دیدید که گفتم مربی خوبی است اما نتایج خاصی در پرسپولیس نگرفته. مگر نمی توانم بیایم و از رویانیان تعریف کنم و بعد هم راحت در پرسپولیس یک پستی بگیرم و یک قرارداد چند صد میلیونی امضا کنم؟ من آدم خودخواهی نیستم. اگر فکر خودم باشم بازگشت به پرسپولیس برای من با دو مصاحبه امکان پذیر است. اما واقعیت چی؟! من حرف حق را می زنم به امید آنکه از حق هوادار دفاع کرده باشم. حالا بماند که بعضی ها تو این فوتبال زرنگ هستند و می دانند چگونه با سیاست رفتار کنند تا همیشه در پرسپولیس باشند اما من اینکارها را یاد نگرفته ام و تا آخر عمر هم زیر بار چاپلوسی و تملق گویی نمی روم. این آقای موقت را دیدید چه کار کرد؟! پرسپولیس هنوز هم دارد چوپ خودخواهی اینها را می خورد. فک و فامیل خودشان را آوردند پرسپولیس و بعد هم هر کاری دلشان خواست کردند. من هم این چیزها را می دیدم و می گفتم که اینها پرسپولیس را نابود می کنند اما کسی به حرف ما گوش نکرد و حالا همه دارند می بینند که امسال چه بلایی بر سر تیم آوردند و مدتی که در باشگاه بودند، چه ها که نکردند. من آدم ها را زود می شناسم و محال است کسی را بشناسم و بخواهم درباره او چیزی جز واقعیت بگویم.

به طور کلی زیاد میانه خوبی با مدیران فوتبال نداری، زمان جام جهانی هم با صفایی فراهانی به مشکل خوردی و همان بحث ها باعث شد دیگر به تیم ملی دعوت نشوی؟

آره، دیگه دعوتم نکردند تا اینکه اینقدر انتقاد کردید شما و بقیه رسانه ها که آقای مربی (جلال طالبی) گفت عابدزاده باید تست پزشکی بدهد. من هم برای اینکه بهانه دست شان ندهم رفتم و تست پزشکی دادم و اتفاقا در تمام تست ها هم به جز یک مورد نفر برتر تیم ملی شدم و نمرات تست های من از همه ملی پوشان بهتر بود. جالب بود. رفتم اردو اما مربی گلرها طبق برنامه ای که آقای مربی به او داده بود چنان تمریناتی برایم در نظر گرفت که زانوهایم خرد شود اما من کم نیاوردم و همه تمرینات را انجام دادم تا اینکه برای یک بازی دوستانه رفتیم قطر و آنجا یک دفعه من را نشاندند روی نیمکت. هیچی نگفتم و به کارهایشان فقط خندیدم چون نمی خواستند من در تیم ملی باشم اما رسانه ها و مردم بدجوری روی آنها فشار آورده بودند. از قطر که برگشتیم تیم برای جام ملت های آسیا (۲۰۰۰) رفت لبنان و برای اینکه من کنار تیم نباشم گفتند ویزای همه صادر شده جز عابدزاده! دروغی گفتند که بدتر شد و اعتراض مردم و رسانه ها به این کارشان بیشتر. من نمی دانم آقای صفایی فراهانی هم در این ماجرا دخالت داشتند یا نه اما کلا مشکل من با او این بود که در جام جهانی گفتم تیم ملی به خاطر زحمات و تلاش های شبانه روزی و چندین ماهه بازیکنان به جام جهانی رفته و از پولی که فیفا به فدراسیون می دهد باید مبلغی به هر بازیکن بدهید. من کاپیتان تیم بودم و بازیکنان هم از من انتظار داشتند اما صفایی فراهانی زیر بار نرفت و حتی با من به مشکل خورد. شش سال پیش بود که ایشان را در فرودگاه دیدم و به او گفتم حق ما را خوردی که خندید و گفت تو هنوز آن ماجرا را فراموش نکرده ای؟! کل ماجرا همین بود. من می توانستم مثل کاپیتان های امروزی و خیلی از آدم های سیاستمدار به عنوان کاپیتان از حق بچه ها دفاع نکنم و خودم را پیش رئس فدراسیون و سرمربی تیم ملی عزیز کنم اما این کارها را بلد نبودم و نیستم. به طور کلی از این جور بلاها کم سرم نیاوردند.

مثل اخراج از پرسپولیس، ترس از محبوبیت عابدزاده و ….

بگذریم دیگر. به هر حال آنموقع هم یک اتفاقاتی افتاد. هر چی باشد آقای پروین یک آدم فوتبالی است و من اگر از یک فوتبالی کم لطفی ببینم می توانم یک جوری با ماجرا کنار بیایم اما محال است با کارهای ناجوانمردانه مدیران سیاسی کنار بیایم. شما ببینید آقای موقت و دیگر مدیران سیاسی چه بلایی سر پرسپولیس آوردند و این تیم بزرگ و پرطرفدار را با کارهایشان چگونه تحقیر کردند. آنها فکر خودشون بودند و می خواستند قدرت نمایی کند، شما دیدید که رفتند به استیلی خدمت کنند اما به او خیانت کردند. کاری کردند که فکر می کنم حمید تازه فهمیده باشد دوستی خاله خرسه آنها چه بلایی سر او و پرسپولیس آورد. اینها همان آدم هایی هستند که از نام من هم وحشت داشتند و لیدرهایشان کاری کردند که مردم من را در استادیوم تشویق نکنند. الان هم یک جورهای دیگری همین بساط ها هست. مدیرعامل جدید هم می خواهد به مردم این نکته را بفهماند که من عابدزاده را می خواستم اما خودش نیامد اما نمی آید همه جریان را توضیح بدهد.

چه جریانی؟!

تیم تحت فشار بود بود و کادرفنی مورد قبول مردم نبود. گلرها هم گل های بدی می خوردند و مربی گلرها (سعید عزیزیان) را کنار گذاشته بودند. آقایان به این فکر افتادند اگر عابدزاده بیاید دیگر کسی علیه تیم شعار نمی دهد. این بود که آمدند سراغ من. من هم به رویانیان گفتم احتمال دارد استیلی دو هفته دیگر اخراج شود. اگر استیلی را برکنار کردید و مربی خارجی آوردید، تکلیف من چه می شود؟! تضمین می دهید مربی خارجی من را در کادرفنی حفظ کند؟! گفتند بله. گفتم پس این را در قراردادم بنویسید. این را که گفتم حرف شان عوض شد و گفتند نمی شود بنویسیم. من هم گفتم خداحافظ. شما هم دیدید که دو هفته بعد از مذاکره با من استیلی را اخراج کردند و دنیزلی آمد. پس اگر من می آمدم فقط با آبروی خودم بازی کرده بودم و بس. اینها فکر اعتبار و آبروی من بودند یا نبودند؟! پس چرا نیامدند به هواداران بگویند که عابدزاده حق داشت که تضمین بخواهد؟ اما اینها این حرف را نزدند. تازه استیلی رفت شبکه خبر و مصاحبه کرد که احمدرضا مربی گلرهای پرسپولیس شد. در حالی که اصلا صحبتی با من نشده بود و فقط نماینده ام (محمد رجبی) یک جلسه ای با پروین برگزار کرده بود و قرار شده بود پروین جلسه ای ترتیب دهد تا من و رویانیان با هم صحبت کنیم اما این کار را هم نکرده بودند. گفتم که از این اتفاقات برای من بارها و بارها رخ داده. از قدیم تا حالا و من به این نامهربانی ها و کم لطفی ها عادت کرده ام.

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.