تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

کلاه قرمزی و کودک درون بازیگوش ما

کلاه قرمزی و کودک درون بازیگوش ما

درست از زمانی که پسربچه عروسکی نه چندان زیبایی کنار فرد مهربان و مثبتی به نام «آقای مجری» برنامه را اجرا کرد، بسیاری دلباخته این عروسک شدند. کلاه قرمزی با ادب و متین بود و سادگی اش دل را می ربود. طرز صحبت کردن او نامتعارف بود و همین ویژگی او را منحصر به فرد کرده بود.

صمیمیت وسادگی و مهربانی این عروسک در کنار بازیگوشی اش او را به یک عروسک دوست داشتنی تبدیل کرد. حالا دیگر نزدیک به ۲ دهه از تولد کلاه قرمزی و پسرخاله می گذرد و حرفی گزاف نگفته ایم اگر بگوییم این دو عروسک و آقای مجری هنوز هم در اوج محبوبیت خود هستند. بخصوص از نوروز ۲ سال گذشته و امسال که ماجراهای کلاه قرمزی و پسرخاله با حال و هوای نوروز پیوند خورد و آقای مجری عیدانه های زیبایی را برای بینندگان رقم زد.

● طنزی پاک و خانوادگی

شاید بتوان یکی از نقاط قوت کلاه قرمزی را در این دانست که برنامه ای برای تمام سنین است. او کودک درون تمام مخاطبان را بیرون می کشد و با مهارتی عجیب آنها را می خنداند. شاید نتوان این برنامه را به آن معنا جزو برنامه های طنز دانست، اما بی شک هنگام تماشای این برنامه خنده بر لبانمان می نشیند. مجموعه عروسک های کلاه قرمزی که هر سال به تعداد آنها افزوده می شود هر کدام جنبه ای از موقعیت های طنز آلود را ایجاد می کند. از سال ۸۹ بود که غیر از کلاه قرمزی و پسرخاله عروسک های جدیدی با شخصیت های تازه و دوست داشتنی در برنامه و کنار کلاه قرمزی و آقای مجری حضور پیدا کردند. پسر عمه زا، گیگیلی، فامیل دور، ببعی، همساده و… از جمله این عروسک ها هستند. آنها علاوه بر این که از نظر ظاهری قالب یکسانی داشتند، در چند صفت مشترک بودند: سادگی، بازیگوشی و ادب. همین چند ویژگی است که کلاه قرمزی و دوستانش را میان خانواده ها محبوب کرد، به طوری که مجموع این ویژگی ها طنزی پاک و خانوادگی را رقم می زند که در حین خنداندن و بازیگوشی، نکات آموزنده ای را به کودکان تذکر می داد. اما آنقدر این نکات ظریف بیان می شود که تقریبا هیچ کودکی احساس نمی کند این برنامه ساختگی است و هدفی آموزشی دارد. این که بازیگوشی جزو صفات جدایی ناپذیر این عروسک های پنبه ای است هیچ وقت باعث نمی شود بدآموزی در میان آن یافت، چرا که موقعیت های طنز در این مجموعه بسیار با دقت انتخاب شده و اگر بخواهیم صفتی به آن بدهیم پاک و خانوادگی بودن است.

● نوآوری در خلق شخصیت های جدید

ایرج طهماسب و حمید جبلی را یک زوج هنری می دانند که خیلی خوب همدیگر را کامل می کنند. آنها با خلق شخصیت های کلاه قرمزی و پسرخاله به شهرت رسیدند و همین عروسک ها به محصول هنری آنها تبدیل شد و از آن پس کلاه قرمزی به عنوان عروسکی محبوب و دوست داشتنی به بینندگان عرضه شد. آنها این موضوع را خوب فهمیدند که نوآوری در ایجاد شخصیت های جدید، کنار گذاشتن شخصیت های قدیم نیست و به همین دلیل شخصیت هایی که آرام آرام به این مجموعه اضافه شدند برای تکمیل شخصیت کلاه قرمزی بودند و نه حذف آن. در این میان باید اشاره کرد به اعتقاد نگارنده از مهم ترین نکات ایجاد محبوبیت این مجموعه، دقت در شخصیت پردازی های کاملا فکر شده، است. از آنجا که شخصیت پردازی و جان دادن به عروسک های پارچه ای لازمه یک کار این چنینی است، گویی این زوج هنری خیلی خوب از عهده این کار برآمده است. تا آنجا که ابتدای هر ویژه برنامه نوروزی، بینندگان ورود عروسکی را انتظار می کشند که بیش از سال پیش او را سرگرم کند و هر بار نیز به همین صورت بوده است.

در این میان می توان به شخصیت پردازی فامیل دور و آقای همساده اشاره کرد. فامیل دور در نوروز ۹۰ به خانه ها آمد و همساده نوروز ۹۱. فامیل دور از همان شخصیت هایی است که جای تحلیل دارد. «فامیل» اسم کوچک او و «دور» فامیل اوست. قبل از هر چیز همین عجیب و غریب بودن اسم و فامیلش، شخصیت عجیب او را نشان می دهد. او خیلی ساده و مهربان است و با این که سن و سالش از کلاه قرمزی بیشتر است اما شیطنت های کلاه قرمزی را دارد و خیلی هم بازیگوش است. لحن حرف زدن و تکیه کلام های مخصوص به خودش را دارد و خیلی ها معتقدند او بهترین صدای عروسک را دارد. علاقه و وسواس زیاد او به مقوله بی اهمیتی مثل «در» باعث شده است خیلی ها را بخنداند. او ترسوست و بیشتر اوقات هول می شود و دائما می خواهد بداند دیگران چه برداشتی از رفتار و کردار او دارند. او خیلی دوست داشتنی است و مثل همه عروسک ها از آقای مجری حساب می برد. فامیل دور را می توان یکی از بهترین شخصیت های مجموعه کلاه قرمزی دانست که شخصیت پردازی کاملا حساب شده ای دارد. اما سال ۹۱ با ورود عروسک جدیدی به برنامه کلاه قرمزی که دائما می خندید این برنامه رونق دیگری پیدا کرد. این عروسک با لهجه شیرین شیرازی و قهقهه های ریز ریزش خیلی زود جای خود را میان بینندگان باز کرد. حالا همه تکیه کلام های او را با همان لهجه شیرینش به کار می برند و می خندند؛ «داغونم»، «له له». گویی شخصیت پردازی های این مجموعه بسیار دقیق و آگاهانه هستند. همساده از بلاهایی که بر سرش آمده حرف می زند و خاطرات تلخش را بیان می کند، اما نحوه مواجهه با این همه بدآوردن ها تنها خنده است و بس. او بی خیال است و بی آلایش و بسیار سرگرم کننده. در این میان ببعی و جیگر نیز به عنوان عروسک های حیوان در این مجموعه کاملا در نوع خود شخصیتی جداگانه و فکر شده دارند که کنار دیگر مجموعه جمع ملایم و همسانی از عروسک های سرگرم کننده ساختند.

● طنزی ساده با اجرایی ساده

دور از انصاف است که درباره مجموعه موفق کلاه قرمزی بنویسیم اما سخنی از آقای مجری به میان نیاوریم. بیشتر کسانی که بیننده مجموعه کلاه قرمزی هستند در این نکته اتفاق نظر دارند که آقای مجری خیلی ساده بازی می کند و در ظاهر بازی خاصی ندارد، اما همین نکته باعث قوت برنامه شده است. سادگی اجرا، طبیعی بودن آن را نشان می دهد. این حس به بیننده منتقل می شود که آقای مجری به جای عروسک هایی بی جان با آدم های زنده ای که هر کدام ویژگی های شخصیتی پیچیده ای دارند زندگی می کند و بینندگان زندگی پر از شادی و نشاط و سرزندگی را نظاره می کنند. همین ویژگی، صمیمیت و بی آلایش بودن این برنامه را می رساند که البته از ویژگی های منحصر به فرد طنز جبلی و طهماسب است. امسال درست در روز ۱۳ فروردین ۹۱ این مجموعه دوست داشتنی با بینندگان خداحافظی کرد. آقای مجری قرار بود عروسک های دوست داشتنی را که حالا ۱۰ نفری شده بودند برای ۱۳ به در به تفریح ببرد و قاب تلویزیون پر شده بود از عروسک های قد و نیم قدی که دائما تکان می خوردند و نمی توانستند یک جا بایستند، چراکه شوق رفتن به پارک و بوستان و گشت و گذار، غم و رنج خداحافظی را از یادشان برده بود. اما بغض خیلی از بینندگان هنگام خداحافظی با این عروسک های بازیگوش ترکید.

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.