تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

وقتی کار باعث اضطراب می شود

وقتی کار باعث اضطراب می شود

استرس شغلی را می توان روی هم جمع شدن عامل های استرس زا و آن وضعیت های مرتبط با شغل دانست که بیشتر افراد نسبت به استرس زا بودن آن اتفاق نظر دارند. برای نمونه، یکی از وضعیت های پراسترس و مرتبط با شغل این است که از یک سو کارگر یا کارمند در معرض خواست ها یا فشارهای زیاد در محیط کار قرار بگیرد و از سوی دیگر برای برآورده کردن این خواست ها وقت محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است که چون نمی تواند از پس انجام آنها برآید با ایرادگیری های پی درپی افراد بالا سر خود روبه رو می شود. به بیان دیگر، استرس ناشی از شغل، استرسی است که فرد معینی بر سر شغل معینی دستخوش آن می شود. در این تعریف چند نکته نهفته است: شخص شاغل تا چه اندازه از تجربه کار برخوردار است (کارآزموده است یا تازه کار)، میزان قدرت و ضعف او در مقابله با شرایط موجود چقدر است و چه نوع شخصیتی از خود در محیط کار نشان می دهد. این تعریف ها هر یک در نوع خود مناسب است، زیرا یکی به جنبه های معینی از محیط کار تاکید دارد و دیگری به ویژگی ها و جنبه های معینی از شخصیت فرد توجه می کند. با این حال، در این دو نوع تعریف یک نکته از قلم افتاده است و آن تاثیر متقابلی است که شخص بر محیط و محیط بر شخص دارد. از این رو تعریف جدیدی که از استرس شغلی ارایه می شود، چنین است: کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگی های فردی شاغل به گونه ای است که خواست های محیط کار (و در نتیجه، فشارهای مرتبط با آن) بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید.

● عوامل استرس شغلی در محیط کار

عوامل استرس شغلی در محیط کار عبارتند از: ویژگی های نقش، ویژگی های شغل، روابط میان فردی، جو و ساختار سازمانی، راه و روش های مدیریت منابع انسانی و فناوری و خصوصیات مادی.

شناخت عامل های روان شناختی محیط کار را روشی می دانند که از آن راه می توان درک درستی از استرس شغلی به دست آورد. در این باره، پژوهشگران به ویژه با استفاده از نظریه نقش سعی کرده اند مسایل مربوط به استرس را شناسایی کنند و دریابند که فشارهای ناشی از نقش تا چه اندازه در پدید آمدن استرس شغلی تاثیر دارند. بنابر نتیجه این پژوهش ها، چهار نوع ویژگی برای نقش برشمرده اند: ابهام نقش، گرانباری نقش، کمباری نقش و ناسازگاری نقش.

▪ ابهام نقش: یکی از عامل های محیط کار که ممکن است منجر به استرس شغلی شود، ابهام نقش نامیده شده است. ابهام نقش را به عنوان یکی از ویژگی های نقش چنین تعریف کرده اند: وضعیت شغلی معینی که در آن پاره ای اطلاعات لازم برای انجام شغل به طور مطلوب، نارسا یا گمراه کننده اند در نتیجه فرد نمی داند که چه انتظاری از وی برای انجام شغلش دارند. ابهام نقش در واقع زمانی به استرس منجر می شود که فرد را از بهره وری و پیشرفت باز می دارد.

▪ گرانباری نقش: یکی دیگر از ویژگی های نقش که آن را منشاء دیگری برای استرس شغلی می دانند، گرانباری نقش است. به این معنا که اگر فرد نتواند از پس انجام کاری که بخشی از شغل معینی است برآید، دچار استرس خواهد شد.

▪ کمباری نقش: یکی دیگر از ویژگی های نقش را که در شغل های معینی موجب استرس در کارکنان می شود، کمباری نقش نامیده اند؛ یعنی وضعیتی که در آن از مهارت های شخص به طور تمام و کامل استفاده نمی شود. به بیان دیگر، مهارت ها و توانایی های فرد کمتر از اندازه ممکن به کار گرفته می شوند. درحالی که گرانباری نقش گویای خواست های زیادی است (که به شاغل تحمیل می شود)، کمباری نقش حکم محدودیت و بازدارندگی را دارد. به طور کلی می توان گفت که کمباری نقش زمانی پیامد ناخوشایند دارد که توان کارکنان بیش از آن باشد که برای شغل محول به آنها لازم است.

▪ ناسازگاری نقش: طی بررسی های انجام شده، علاوه بر ابهام نقش، ناسازگاری نقش را نیز عامل دیگری شناخته اند که ممکن است به استرس ناشی از کار منجر شود. می توان گفت ناسازگاری نقش، زمانی رخ می دهد که تن دادن به مجموعه ای از الزام های شغلی با پذیرش مجموعه دیگری از الزام های شغلی، مغایر یا به کلی ناممکن است. مانند حسابدار شرکتی که از او خواسته شود حساب های خلاف واقع درست کند یا به اصطلاح حساب سازی کند تا مالیاتی را که به شرکت تعلق می گیرد، کاهش دهد.

● ویژگی های شغل

ویژگی های شغل نیز از جمله عوامل دیگری است که ممکن است منجر به استرس شغلی شود. نتایج به دست آمده از تحقیقات و بررسی ها گویای آن است که جنبه های معینی از محیط کار در استرس شغلی نقش دارند. این ویژگی ها چهار دسته گوناگون را تشکیل می دهند که به طور خلاصه عبارتند از: آهنگ کار، تکرار کار، نوبت کاری و ویژگی های مربوط به وظیفه.

● روابط کار میان فردی

کیفیت روابط کارکنان در محیط کار، همواره رابطه موثری با استرس شغلی دارد، پژوهشگران اظهار داشته اند که در بررسی ها سه نوع روابط دیده شده است: روابط با همکاران، روابط درون گروه های کار و روابط با مدیران.

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.