تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

مامان! این دفعه تو اشتباه کردی!

مامان! این دفعه تو اشتباه کردی!

بزرگ کردن کودک درکل کار سختی است. تربیت کودک در هر سنی شرایط مخصوص به خود را دارد. تا زمان خردسالی و قبل از رفتن به دبستان معمولا تربیت او برای پدر و مادر ساده تر است چون هنوز کودک وارد اجتماع نشده است و با همسالانش ارتباط چندانی ندارد اما زمانی که کودک بزرگ تر شده و به مدرسه می رود مسائلش هم تغییر می کند. در این دوره اغلب هنوز کودک کاملا تحت تاثیر والدینش است. این نکته در کنار فواید و نکات مثبتی که دارد می تواند گاه باعث مشکل هم بشود. اشتباهات والدین در این سن می تواند روی تربیت کودک کاملا تاثیرگذار باشد.

● انکارکردن اضافه وزن کودکان

به غیراز پدر و مادر هایی که چاق بودن فرزندشان را دوست دارند و تپل بودنش برای شان دوست داشتنی است خیلی از والدین وقتی با چاق بودن فرزندشان مواجه می شوند سعی می کنند آن را انکار کرده و طبیعی قلمدادش کنند. بعضی ها هم فکر می کنند فرزندشان بزرگ تر که بشود از شر این چاقی رها خواهد شد. بعضی هم با گفتن جملاتی شبیه این که فرزندم استخوان بندی اش درشت است یا مدل بدنش این طور است، سعی می کنند این چاقی را توجیه کنند؛ رفتاری که به گفته کار شناسان کاملا اشتباه است. بسیاری از تغییرات فیزیکی در بدن در همان سن دبستان اتفاق می افتد و می تواند تحت تاثیر این چاقی قرار بگیرد. بهتر است از همین سن به فرزندتان ورزش کردن و تغذیه سالم را آموزش دهید. به خاطر بالا رفتن میزان چاقی دوران کودکی امروزه بسیاری از بیماری ها مانند فشارخون، دیابت نوع ۲ و بالا بودن چربی خون شیوع بیشتری پیدا کرده و حتی در کودکان هم دیده می شوند. اگرچه آگاهی بیشتری در مورد چاقی کودکان وجود دارد اما همچنان والدین متوجه این مشکلات و عوارض چاقی کودکان نیستند و سعی در انکار آن دارند. اگر فرزندتان اضافه وزن دارد سعی کنید مراقب سایزش باشید اما به هیچ وجه او را مواخذه نکنید، مهم ترین نکته برای کودک سلامتش است و سلامت روانی هم باید مورد توجه والدین باشد. ممکن است برخورد اشتباه والدین با چاقی باعث ایجاد اختلالات تغذیه ای در کودک و بیماری هایی مانند بولمیا یا آنورکسی شود. توجه داشته باشید به هیچ وجه کودک را تنها مخاطب قرار ندهید و سعی کنید هر برنامه ای که برای مقابله با چاقی دارید برای همه خانواده درنظر بگیرید تا کودک احساس تنهایی نکند و سبک زندگی خانواده هم یکدست و سالم باشد.

● مراقب گفتار خود نیستند

خیلی از والدین نه حواس شان به چیزهایی که می گویند هست و نه نحوه گفتن آن را به خاطر دارند، درحالی که کودک همه این حرف ها را می شنود و به خاطر می سپارد. خیلی از اوقات والدین فکر می کنند درحال کمک کردن به کودک و آموزش او هستند اما در واقع بیشتر دارند به او انتقاد می کنند یا به رفتار هایش نق می زنند. کاملا مراقب باشید که چه چیزی را باید و چطور به کودک بگویید. در مواقع لزوم در کنار امر و نهی ها و گوشزد کردن انتقادات، حتما در زمان انجام کارهای مثبت کودک، او را تشویق کنید و علت این تشویق را به او بگویید تا کودک متوجه شود شما به چه علت از او راضی هستید. فقط زمانی کودک را تشویق کنید که واقعا به کاری که او انجام داده است اعتقادی ندارید. کودک تصنعی بودن آن را می فهمد و ارزش تشویق برایش از بین می رود. حواس تان باشد که کودک را بیش از حد هم تشویق نکنید. ممکن است کودک فکر کند این تشویق ها خالصانه و واقعی نیست.

● خودشان به حرف شان عمل نمی کنند

بهترین روش برای این که فرزندتان دیگر به حرف های تان گوش نکند این است که خودتان به چیزهایی که می گویید عمل نکنید.

ممکن است چند سال دیگر و با بزرگ شدن فرزندتان او شروع به انتقاد از شما کند و کار های تان را قبول نداشته باشد اما در این سن شما الگوی فرزندتان هستید. فرقی نمی کند که حرف های تان در مورد سیگار کشیدن باشد یا ورزش کردن یا حتی آرام بودن و استرس نداشتن، تا وقتی خودتان برخلاف توصیه تان رفتار می کنید نصیحت کردن هیچ فایده ای ندارد و حتی می تواند تاثیر معکوس نیز داشته باشد و باعث شود تا فرزندتان دیگر بقیه حرف های تان را هم جدی نگیرد.

● بیش ازحد برایش برنامه ریزی می کنند

والدین گاهی فراموش می کنند فرزندشان چقدر توان و انرژی دارد. ممکن است او را با خودشان مقایسه کنند یا حتی بخواهند کارهایی که خودشان دوست دارند یا آرزو داشتند در کودکی آن را انجام می دادند را فرزندشان انجام دهد. به همین دلیل پیش می آید بچه هایی را ببینیم که مدام از این کلاس درس به آن کلاس موسیقی و از این باشگاه ورزشی به کلاس ورزشی دیگری در رفت وآمدند، علاوه بر این ها والدین کودک را مجبور می کنند بعد از همه این کلاس ها، درس های مدرسه را هم با دقت بیشتری بخواند. انجام این کار ها ممکن است باعث زده شدن کودک شود و بی علاقگی او را به این فعالیت ها به دنبال داشته باشد. در سال های تحصیلی ابتدایی کودک هنوز علاقه مندی هایش را نشناخته است و استعدادیابی کودک کار خوبی است اما به هیچ وجه نباید این کار را با برنامه ریزی بیش از حد و درگیر کردن کودک بیش ازاندازه توانش انجام داد. به خاطر داشته باشید بچه های مختلف استعداد های متفاوت دارند و قرار نیست کودک در همه رشته ها تبحر داشته باشد یا در همه کلاس هایی که کودکان دیگر شرکت می کنند، شرکت کند. تعادل را در مشغول نگه داشتن کودک همواره درنظر بگیرید و اجازه بدهید تا کودک خودش هم در این تصمیم گیری ها شرکت و در برنامه ریزی به شما کمک کند.

● نگران مورد آزار قرار گرفتن فرزندشان نیستند

این که کودک در مدرسه توسط هم سالانش مورد اذیت واقع شود گاه ممکن است از چشم والدین مخفی بماند. در بسیاری از موارد هم والدین این مسئله را یک مشکل کودکانه می دانند که بهتر است بین خود آن ها حل شود و نیازی به دخالت بزرگ تر ها ندارد، درحالی که اینطور نیست. اذیت کردن در بین بچه های دبستانی بسیار شایع است و این مشکل می تواند عوارضی را برای کودکی که مورد ظلم یا اذیت واقع شده است، به دنبال داشته باشد. دردهای عجیب و استرس و همچنین ترس از حضور در مدرسه و بی علاقگی به مدرسه شایع ترین عوارض این مشکل هستند. اگر فرزندتان از این رفتار ها شکایت داشت یا خودتان حس کردید که ممکن است در مدرسه توسط بقیه همکلاسی هایش اذیت شده باشد اصلا از این موضوع ساده نگذرید. سعی کنید حتما با مسئولان مدرسه تماس بگیرید و آن ها را در جریان این مشکل قرار دهید. سعی کنید بدون آن که کودک تان حس کند وارد حریم خصوصی اش شده اید، روابط او را تحت نظر داشته باشید و مراقب آسیب هایی که به او وارد می شود، باشید.

● برای حرف زدن درمورد بلوغ رودربایستی دارند

خوش تان بیاید یا نه، فرزندتان در حال بزرگ شدن است و به زودی به دوران بلوغ خواهد رسید. دوران بلوغ آغاز تغییرات روحی و بدنی زیادی برای فرزندتان است که این تغییرات و آگاهی نداشتن فرزندتان در مورد آن ها می تواند باعث اضطراب، خجالت یا مشکلات دیگری شود. بهتر است به موقع در مورد این تغییرات با او حرف بزنید و راهنمایی اش کنید. ۱۰ تا ۱۱ سالگی بهترین سن برای حرف زدن درباره بلوغ است. بهتر است این حرف زدن را به تاخیر نیندازید و به تدریج و با بزرگ شدن فرزندتان با او در مورد بزرگ شدن و اتفاقات آن حرف بزنید.

● چک آپ تنها مخصوص بزرگسالان است

بسیاری از والدین تا زمانی که فرزندشان علائم بیماری را نشان ندهد او را برای بررسی پیش پزشک نخواهند برد. بعد از دوران خردسالی و نوپایی که واکسیناسیون ها باعث معاینات منظم کودک می شود در سنین دبستان اغلب والدین فکر می کنند، فرزندشان به معاینه توسط پزشک احتیاجی ندارد. درحالی که در این سنین ممکن است بیماری هایی به وجود بیاید که با مراجعه سالانه و منظم به پزشک می توان به موقع آن ها را تشخیص داد و از پیشرفت شان پیشگیری کرد. رشد فرزندتان تا دوران بلوغ باید توسط متخصص اطفال سالانه بررسی شود. تغذیه مناسب، توصیه های سلامت و بررسی بیماری های مادرزادی که در سنین بالاترخود را نشان می دهند همه از نکاتی هستند که در این معاینات سالانه به آن ها پرداخته می شود. نکته ای که اغلب توسط والدین مورد غفلت قرار می گیرد.

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.