تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

سعید آقاخانی: پخته تر شده ام

سعید آقاخانی: پخته تر شده ام

صحبت کردن از او و کارهایش شاید شما را نخنداند که البته می خنداند ولی بیشتر فکرتان را مشغول می کند. این که سعید آقاخانی چقدر در طرح مسائل و دغدغه های مردم موفق بوده است، محل بحث نیست ولی پرداختن به همین موضوعات اجتماعی جای تحسین دارد. «نقطه سر خط» پنجمین سریال سعید آقاخانی روی آنتن شبکه ۳ است. دیگر سریال های او «عید امسال»، «زن بابا»، «راه دررو» و «خوش نشین ها» است. بینندگان نقطه سرخط حتماً ساختمان نیمه کاره و خانه صمد قیصری، شخصیت اصلی این سریال را به یاد دارند. یک بعد از ظهر زمستانی راهی این ساختمان نیمه کاره واقع در بلوار ارتش شدیم تا با این هنرمند به گفت وگو بنشینیم. آقاخانی در سرمای زمستان با انرژی بالایش، گروهش را هدایت می کرد. به دلیل کمبود وقت مجبور شدیم بین تصویربرداری پلان ها، سؤال هایمان را بپرسیم و او هم با صبر و حوصله پاسخگوی ما بود:

آیا «نقطه سر خط» می تواند یک روند رو به رشد در کارنامه شما محسوب شود و به نوعی یک نقطه سر خط برای کار شما باشد؟

به نظرم از لحاظ ساختار فرق چندانی با کارهای قبلی من نداشته است. دلیل آن را هم در موضوعاتی می دانم که به آن پرداختیم. این سریال درباره آدم های معمولی و ساده جامعه است و می طلبد که به همین شکل و ساختار به آن نگاه کنیم چون نیازی نیست که پیچیده به آنها نگاه کنیم. آنها آدم های ساده با مشکلات ساده هستند البته از نظر ما. در هر حال ساختار کارم فرقی نکرده است اما خودم نسبت به کارهای قبلی پخته تر شده ام.

برخی به سریال شما این انتقاد را دارند که باز هم یک کار طنز ساختید و با همان گروه بازیگران قبلی؟

اینها را ایراد نمی دانم. من قطعاً در کارهای بعدی هم با همین گروه کار می کنم. ما یک گروه هستیم همان طور که مهران مدیری ۱۰ سال است با گروهش کار می کند یا رضا عطاران که گروه دارد. ما یک دفتر ثابت داریم و آنجا کار می کنیم البته شاید فکر کنید جنس کارهایی که می سازیم، شبیه به هم است ولی من خودم این نوع قصه ها را دوست دارم.

این که هنرمند به دغدغه ها و مسائل جامعه اش بپردازد، چقدر مهم است؟

بسیار مهم است. چون برای همین مردم قصه تعریف می کنیم. پس باید قصه از خودشان و درباره خودشان باشد. هنرمندی که به معضلات اجتماعی نمی پردازد، نمی گویم هنرمند نیست ولی به هر حال باید با جامعه زندگی کرد. من اگر با مردم زندگی نکنم، پس کار مهمی هم انجام نداده ام. وقتی هنرمند کاری را می سازد که مردم خودشان و مشکلاتشان را در آن نبینند و همذات پنداری نکنند، با آن اثر ارتباط هم برقرار نمی کنند. من در درجه اول می خواهم کاری را بسازم که مردم با آن ارتباط برقرار کنند. پس بهترین راه این است که از خودشان حرف بزنم.

به نظر می رسد گروهی که به آن اشاره کردید، پس از چند سال همکاری به انسجام رسیده است؟

قطعاً همین است. خوشبختانه بچه های گروه با هم هماهنگ هستند و بسیار منظم کار می کنند. همه با هم آشنا و مثل یک خانواده کنار هم هستند. این قطعاً در کیفیت کار ما مؤثر است. یک کار خوب، پشت صحنه خوبی هم دارد که ما داریم.

به بازیگرانی چون حمید لولایی، علی صادقی و مرجانه گلچین چقدر فرصت طرح ایده هایشان را می دهید؟

بسیار آزاد هستند که ایده هایشان را بگویند البته روتوش وجود دارد یعنی یک حدی را تعریف می کنیم و براساس آن بازی هایشان انجام می شود. آنها بازیگران قوی هستند که نیاز به هدایت زیادی ندارند. فیلمنامه هم بازیگر را هدایت می کند و من هم انسجام به کل مجموعه می دهم.

چرا خودتان در این کار بازی نکردید؟

من معمولاً در کارهایی که می سازم، بازی نمی کنم. در سریال «راه دررو» هم مجبور شدم بازی کنم. وقتی قرار است چند کار را به طور همزمان انجام بدهم، تمرکزم را از دست می دهم. همیشه یک کار انجام می دهم مثلاً وقتی آدامس می جوم، نمی توانم راه بروم (خنده).

در کارهایتان چقدر به فیلمنامه پایبند هستید؟

من معمولاً در خط اصلی قصه ذهنیت خودم را وارد نمی کنم یعنی درباره خط اصلی قصه قبلاً به توافق رسیدیم که کار به چه شکل پیش برود. برای هر قسمت هم با نویسنده ها (مصطفی کیایی و سعید جلالی) و تهیه کننده ها (مهران مهام و ایرج محمدی) صحبت می کنیم و همفکری داریم اما دیگر وقتی متن به صحنه می رسد، به کمال و پختگی رسیده است و ما فقط روی لحظات شیرین و بداهه اش کار می کنیم.

گویا شما به کمدی موقعیت علاقه دارید و این در کارهایتان هم مشهود است؟

بله، سعی می کنم همین شیوه را ادامه بدهم و حتی تقویتش کنم. من طنز موقعیت را دوست دارم و سعی می کنم این شیوه را حفظ کنم و خط کاری ام را عوض نکنم.

در دهه های ۶۰ و ۷۰ کارهایی از تلویزیون پخش شد که در حال حاضر هم در ذهن مخاطب مانده است اما سریال هایی که الآن پخش می شود، کمتر در ذهن مخاطب می ماند. به نظرتان چه دلیلی دارد؟

این طبیعی است. در دهه ۶۰ و ۷۰ چیزی به نام ویدئو، ماهواره، دی وی دی و… نداشتیم. الآن واقعاً جذب کردن مردم کار سختی است. ما وقتی «ساعت خوش» را کار می کردیم، با استقبال مواجه شد ولی آن موقع برنامه دیگری وجود نداشت جز سریال «همسران» که با ما پخش می شد. آن زمان جذب مخاطب راحت بود ولی الآن مخاطب انتخاب های زیادی دارد و آنقدر کارهای زیادی می بینند که ممکن است آنها را فراموش کنند. البته باید در نظر داشت که سطح سلیقه مخاطب هم فرق کرده است.

وظیفه هنرمندان در این میان چیست؟

ما باید تلاشمان را بیشتر کنیم و چیزی را که مربوط به خودمان و فرهنگمان می شود، بسازیم و به نسل جدیدی که در حال رشد هستند، کمک کنیم تا فرهنگ خودمان فراموش نشود.

شما نویسنده، کارگردان و بازیگر هستید. کدام یک را بیشتر دوست دارید؟

کارگردانی.

چرا؟ توقع داشتم بگویید بازیگری؟

چیزهایی هست که پاسخی برایشان نیست. وقتی سر صحنه هستید و فضاسازی می کنید، صحنه ای را خلق می کنید و برای نمایش آماده اش می کنید و لحظات تلخ و شیرین را نشان می دهید و بعد نتیجه اش را می بینید، بسیار لذتبخش است.

چرا هنوز فیلم سینمایی نساختید؟

نمی دانم، پیشنهاد داشتم اما دوست نداشتم چون فیلمنامه هایی که ارائه شد، برایم جذاب نبود.

هنرمندانی که در عرصه طنز کار می کنند مثل شما، عطاران و مجید صالحی در عرصه های بازیگری، کارگردانی و نویسندگی فعال هستید. فکر می کنید چند منظوره بودن هنرمندان طنز چه دلیلی دارد؟

من فکر می کنم این یک روحیه است. این روحیه کمدی و شوخی یک حس و حال است که اگر داشته باشید، می توانید آن را بازی کنید یا در آن زمینه بنویسید یا کارگردانی کنید. من خودم روحیه ام این شکلی است و فکر می کنم بتوانم در این عرصه ها فعالیت کنم.

با وجود این که در عرصه طنز کار می کنید، آدم طنازی به نظر نمی رسید؟

من سر کار جدی می شوم. چون لازم است کار با جدیت پیش برود. وقتی خودم کمی شلوغ کنم، نظم گروه به هم می خورد.

آیا ژانر جدی را تجربه می کنید؟

نمی دانم؛ اگر فیلمنامه خوبی پیشنهاد شود، کار می کنم ولی به این موضوع زیاد فکر نکردم. احساس می کنم اگر کار جدی هم بخواهم انجام بدهم، ناخودآگاه رگه های شوخی هم وارد آن می شود که فکر می کنم اگر انجام ندهم، بهتر است.

یک نقطه ضعف و یک نقطه قوت «نقطه سر خط» را مطرح کنید؟

نقطه ضعف ما زمان کم بود. می شد کار بهتری را ارائه داد اما واقعاً دو ـ سه ماهه نمی شود کار بهتری را روی آنتن فرستاد. پارسال کارهایی پخش شد که یک سال برای فیلمبرداری وقت داشتند و کارهای خوبی هم شدند. اما در کارهای طنز این طور نیست و همه عادت کردیم که با عجله کار کنیم. نقطه قوت سریال را هم در این می دانم که درباره بازنشستگی و پا به سن گذاشتن که یکی از مشکلات مهم است، صحبت کردیم. به محض بازنشسته شدن این آدم ها را از یاد می بریم و به حاشیه زندگی می روند.

مریم رضازاده

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.