تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

ماجرای کامل قسمت آخر سریال ترکی سیب ممنوعه

سیب ممنوعه نام سریال ترکیه ای است که در ژانری درام و عاشقانه در سال 2018 ساخته شد و تاکنون دو فصل از آن روی آنتن رفته است.

و هم اکنون مخاطبان این سریال منتظر فصل سوم این سریال هستند.

در سریال ترکی سیب ممنوعه هنرمندان مشهوری از جمله:

عایشه گل چینار در نقش لیلا آرگون، سفاک پاکدمیر در نقش زهرا، توغچه کوچاک در نقش الا اوزون، سینان ارگولو در نقش هاکان کورتولوس، تالات بولوت در نقش هیلات آرگون، سودا ارگینچی در نقش زینب ییلماز و اونور تونا در نقش علیهان به ایفای نقش می پردازند.

قسمت اخر سیب ممنوعه

در این سریال ماجرای زندگی ییلدیز و زینب که دوخواهر بسیار وابسته به هم اما با دنیا و آرزوهای بسیار متفاوت روایت می شود.

زینب دختری کاملا آرام و متین و ییلدیز دختری زیبا با آرزوهای بلند.

ییلدیز آرزوی پولدار شدن دارد اما زینب به اندازه ای که زندگیش تامین شود راضی است.

در ابتدای قصه ییلدیز با فردی آشنا می شود که در رفاه کامل است و در رویاهایش خود را همسر خود می داند.

ییلدیز برای اینکه به او برسد از او درخواست می کند به خواستگاری اش بیاید اما پسر مورد علاقه اش تا از نیت ییلدیز با خبر می شود سریع واکنش نشان می دهد و می گوید برای من شرم آور است که تو را حتی به خانواده ام معرفی کنم چه برسد که بخواهم با تو ازدواج کنم.

اینجاست که ییلدیز آرزوهایش را نقش بر آب می بیند

ییلدیز بعد از این ماجرا در رستوانی مشغول به کار می ود و آنجا با اندر آرگون همسر هالیت مرد ثروتمند و مشهور ترکیه آشنا می بیند.

اندر با چهره زیبای ییلدیز او را دعوت به کار در خانه اش می کند ابتدا ییلدیز نمی پذیرد اما رقم آنچنان وسوسه برانگیز است که ییلدیز با شنید رقم پیشنهاد شدهاز سوی اندر سریع می پذیرد.

ییلدیز در خانه اندر مشغول به کار می شود انا اندر برای او نقشه های شومی دارد و ییلدیز بی خبر از همه جا….

اندر با فردی که دکتر است وارد رابطه شده و قصد دارد با بالا شیدن ثروت هالیت از او جدا شود و با او ازدواج کند و در اینجا ییلدیز را طعمه خود قرار می دهد

به ییلدیز می گوید با هالیت رابطه عاشقانه برقرار کن و… تا من در همان لحظه شما را با هم ببینم و بتوانم راحت از او جدا شوم…. ییلدیز عصبانی می شود و می خواهد آنجا را ترک کند که اندر باز هم با رقم بالایی او را نگه می دارد وییلدیز نیز می پذیرد.

این رفتار شرم آور اندر برای ییلدیز قابل هضم نیست

ییلدیز تصمیم می گیرد موضوع را با هالیت در میان بگذارد.
روزی که اندر می رود مچ هالیت را با ییلدیز طی نقشه قبلی که کشیده، با هم بگیرد متوجه ماجرا می شود که ییلدیز ماجرا را لو داده است و همین داستان موجب می شود که هالیت از اندر جدا شود.

هالیت به ییلدیز علاقمند شده و قصد ازدواج با او را دارد و اندر نیز که از آن همه شکوه و ثروت به فقر و تنگدستی دچار شده، تصمیم می گیرد که هر طور شده از ییلدیز و هالیت انتقام بگیرد.

هالیت و ییلدیز با هم ازدواج می کنند

اما طرفی دیگر از قصه زینب است که در شرکتی مشغول به کار می شود و مدیر شرکت که فردی مغرور و خودخواه است به زینب علاقمند می شود و این دو نیز رابطه ای عاشقانه را آغاز می کنند.

روز به روز عشق این دو به هم بیشتر می شود اما علیان پس از مدتی از ماجرا اروی دل زینب می گذارد و به او می گوید دیگر برای من دختر جذابی نیستی و تا زمانی که به دستت نیاورده بودم برایم جذابیت داشتی و…

غرور زینب می شکند و زینب از شرکت علیهان جدا می شود و به شرکت دیگری می رود روز اولی که زینب وارد شرکت جدید می شود مدیر جدید را معرفی می کنند و او کسی نیست جز علیهان.

علیهان با ثروت زیادی که دارد شرکت را از سهامدارش خریداری کرده است.

علیهان به علت گذشته بدی که داشته (خیانت مادرش به درش) از همه زن ها متنفر است اما پس از جدایی از زینب متوجه می شود قلبش برای او عاشقانه می تپد… و از کاری که کرده پشیمان می شود پس از ماجراهای فراوان از جمله روابط زیاد علیهان با افراد مختلف حتی ازدواجش با اندر و…علیهان دوباره به سوی زینب باز می گردد و با او ازدواج می کند.

اندر با نقشه هایی که با برادرش (جانر) کشیده کاری می کند که ییلدیز را گناهکار نشان دهد و همین موضوع منجر به بیرون انداختن ییلدیز از خانه توسط هالیت می شود.

هالیت با فردی به نام شاهیکا آشنا می شود و زا او ازدواج می کند اما به روزی دچار می شود که ییلدیز ثروتمند می شود و وی دچار فقر می شود….

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.