تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

متلک بهرام رادان به گلشیفته

92-08-t497

بهرام رادان بازیگران ایرانی ایی که خارج از کشور و در هالیوود به دنبال فعالیت‌های هنری خود هستند را به مانند شاه ماهی هایی دانسته که در هالیوود به ماهی بدل می شوند!!! این بازیگر که حدود دو ماهی است به کشور بازگشته در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که چرا وارد دنیای هالیوود نشده گفته است: آنقدر ساده نیست، پیشنهاداتی که می‌شود باید از همه نظر بررسی کنی چون ما با معیارهای ایران کار می‌کنیم.

من هیچوقت نرفتم که برنگردم! خیلی‌ها رفتند که اینجا ستاره بودند و بازیگری موفق، ولی در دنیای بزرگ سینمای جهان غرق شدند و دیگر آنقدر ستاره نیستند که در دیار خود بودند.در کشور خودت یک شاه ماهی هستی در یک رودخانه ولی در غربت و هالیوود یک ماهی هستی در یک اقیانوس.البته ترس از این ماهی شدن در اقیانوس ندارم، اگر یک پیشنهاد خوب با معیار‌های ایرانی بودنم وجود داشته باشد قبول می‌کنم.

آن‌ها که در ایران ستاره بودند، در دنیای سینمای جهان گم شدند.

بهرام رادان گویا پیش از بازی در «شور عشق» و دریافت زرشک زرین رغبت چندانی هم برای ورود به عالم بازیگری نداشته و به صورت اتفاقی به این حوزه کشیده شده است: در نیازمندی‌های روزنامه دنبال چیزی بودم، زنگ زدم به محلی که می‌خواستم وسیله مورد نظر خود را خریداری کنم ولی تلفنشان اشغال بود، منتظر بودم تلفن‌شان آزاد شود که چشمم افتاد به آگهی یک آموزشگاه بازیگری، و یک دفعه دستم روی دکمه‌های تلفن شروع به حرکت کرد،

منشی آموزشگاه که تلفن را برداشت گفتم: «درسته که همه فکر می‌کنند هر فردی می‌رود آموزشگاه بازیگری، هنرپیشه می‌شود؟» طرف برگشت گفت:«شما اصلاً از صدات معلومه بازیگری!» گفتم «راست می‌گی؟» گفت« آره بابا…» خلاصه با چرب زبانی ترغیبم کرد در کلاس بازیگری اسم نویسی کنم و همین شد که رفتم و شاگرد آن آموزشگاه شدم.

رادان که این روزها در کار تازه علی عطشانی مشغول بازی است، در بخش‌ دیگر این مصاحبه که با روزنامه ایران انجام داده، در خصوص بازگشتش به سینما صحبت‌هایی کرده که گویا رغبت چندانی برای حضور در«نقش نگار» نداشته و تحمیل شرایط موجب حضورش در این کار شده است:

بعد از بازگشتم به ایران در شهریور ماه امسال تنها می‌خواستم دریک فیلم حضور پیدا کنم، زیرا آنقدر «بی‌خودی گویان»گفته بودند که دیگر بازی نمی‌کند، دیگر نمی‌تواند بازی کند، اصلاً به ایران باز نمی‌گردد… که برگشتم که بگویم بازی می‌کنم،

نرفته‌ام که بمانم و… بعضی موقع شرایط بر علایق حاکم می‌شود. به محض بازگشت به ایران،همان شب رفتم سر ضبط یک فیلم، فیلم شاید برای حضور در آن، انتخاب برگرفته از یک فکر دقیق و همه جانبه به اثر نبود تنها می‌خواستم به سینما بازگردم و بگویم که برگشتم و قرار نبود بروم و بمانم.

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.