تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

دوران صفویه در ایران چگونه شکل گرفت ؟

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به‌ شمار می‌ آید، چرا که با گذشت نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان؛ یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی نماید.

بعد از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، طاهریان، زیاریان، آل بویه و سربداران روی کار آمدند، لیکن هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و میان تمام نواحی و مناطق جغرافیایی ایران در آن دوران یکپارچگی پدیدآورند.

شیعیانی که در ایران زندگی میکردند درطول تاریخ همواره مورد ظلم وستم واقع می شدند تا زمانی که مغولان با حمله به پایتخت خلافت عباسیان و برچیدن آنان زمینه مساعدی برای بسط ونفوذ قدرت شیعیان در سراسر قلمرو اسلامی وبه ویژه در ایران فراهم کردند .

پس از حمله مغول، چند حکومت شیعه‌ مذهب مانند سربداران و قره‌ قویونلوها در ایران بر سر کار آمدند و نفوذ شیعه در ایران مستحکم‌تر شد. از سوی دیگر بیشتر اهل سنت ایران بر مذهب شافعی و محب اهل بیت بودند.

شیخ صفی‌ الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود.

زبان مادری شیخ صفی‌ الدین تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. زبان تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌ است. دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل یکم با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد.

این پیروان که عمدتاً از ایلهای آناتولی بودند و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سال‌ها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگ‌های پیاپی با دولت عثمانی بودند.

اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌ حسنقزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان به شمار می‌آمد.

علت ایجاد و قدرت گرفتن سلسله صفوی

ایجاد و قدرت گرفتن سلسله صفوی نتیجه حدود ۲۰۰ سال تبلیغات فرهنگی صوفیان صفوی بود. اگر به این نکته دقت شود که شاه اسماعیل در زمان تاجگذاری در تبریز تنها ۱۴ سال داشت ارزش این سابقه فرهنگی بیشتر مشخص می‌گردد.

پس از یورش مغول و فرو پاشی خلافت عباسی در بغداد محور اصلی ارائهٔ یک مذهب و گرایش رسمی از اسلام از میان رفت و مذهب شیعه جان تازه‌ ای گرقت.

به این ترتیب از بین رفتن دستگاه خلافت رسمی در کنار عواملی چون نابسامانی ناشی از حمله مغولان و میل به درونگرایی مردم و تساهل مذهبی مغولان موجب رونق فراوان فرقه‌های مختلف از جمله شاخه‌های مختلف تصوف شد.

پیروان شیخ صفی‌ الدین نیز در واقع مبلغ فرقه خاصی از تصوف مبتنی بر مذهب شیعه دوازده امامی بودند (هر چند در مورد اینکه شخص شیخ صفی الدین شیعه بوده‌ است، تردیدهایی وجود دارد).

اعتقاد قزلباشان به این فرقه از تصوف تا پیش از پادشاهی شاه عباس؛ در واقع نوعی قدرت خداگونه برای شاه اسماعیل قایل بودند که با شکست در جنگ چالدران این اعتقاد آن‌ها رو به سستی نهاد.

شروع حرکت شاه اسماعیل

در سال 905 ه . ق در سن 13 سالگی شاه اسماعیل ، او و گروه کوچک «اهل اختصاص » به این نتیجه رسیدند که زمان مناسب برای به دست گرفتن حکومت فرا رسیده است.

در این سال اسماعیل به اردبیل بازگشت اهل اختصاص همراه اسماعیل به منطقه خلخال رفتند و نزدیک به سه ماه در روستاهای اطراف خلخال اقامت داشتند.

ایشان در این مدت با خلفای خود در آناتولی ارتباط بر قرار کرده و از آن‌ها می‌خواستند که ترکان قزلباش را جمع‌آوری کرده به ایران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به شیوه‌های مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند.

اسماعیل برای گردآوری سپاه بیشتر به آناتولی (قراباغ و وان) رفت. در محرم 905 ه . ق جنبش شاه اسماعیل از اردبیل آغاز گردید و در همان جا اسماعیل را شاه لقب دادند.

وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت در سال هشتصد و هشتاد ه. ش شاه ایران شد. او در تبریز به نام خود سکه زد و سلسله خویش را به نام جدش صفی‌ الدین «صفویه» نامید.

این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی و ملی بعد از حمله اعراب به ایران (در سال ۳۲ ه. ق) به حساب می آید. در سال 906 ه . ق، شاه اسماعیل در حالی که هفت هزار نفر از مریدان سلسله صفویه از استاجلو، شاملو، روملو، تکلو، ذوالقدر، افشار، قاجار دور او جمع شده بودند از اردبیل وارد آذربایجان شد.

شاه اسماعیل در آذربایجان یک شورای جنگی تشکیل داد و از رؤسای ترکمانان درباره طرز جریان کارها استفسار کرد. به شیروان شاهان حمله برد و شیروان و باکو را فتح کرد. و از قاتلان پدر انتقام گرفت. در سال 907 ه . ق آذربایجان را از دست بازماندگان آق قویونلو بیرون آورد و در تبریز تاجگذاری کرد و آن شهر را به پایتختی برگزید.

او سلطان مراد حاکم عراق عجم – که پسر سلطان یعقوب آق قویونلو بود – را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت.

شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد؛ و نهایتاً یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد .

و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود. در 910ه . ق اصفهان و یزد و کرمان و جنوب خراسان را فتح کرد. آنگاه در سال ۸۸۷ ه. ش. (۹۱۴ه. ق) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود و خاندان آق قویونلو را برانداخت.

بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی خراسان و ارمنستان را تصرف نمود .در این دوران شاه اسماعیل شکست ناپذیر نشان میداد.

رسمی شدن شیعه دوازده عمومی در سراسر ایران

“شاه اسماعیل” پس از نشستن بر تخت پادشاهی دستور داد تا همۀ‌ خطبا، خطبه بنام دوازده امام بخوانند و عبارت «اشهد أنّ علیاً ولی الله» را به اذان اضافه کنند و فرمان داد، در بازارها ابابکر و عمر و عثمان را لعن کنند و هر کس مخالفت کرد، سرش را از تن جدا کنند.

وی در مقابل مخالفت اطرافیان خود، مبنی بر عواقب رسمی کردن مذهب «شیعه اثنی عشری» گفت: «مرا بدین کار واداشته‌اند؛ خدای عالم و حضرت معصومین همراه منند و من از هیچ کس باک ندارم و یک کس را زنده نمی‌گذارم، روز جمعه می‌روم و خطبه مقرر می‌دارم.

رسمی شدن مذهب شیعه در ایران توسط شاه اسماعیل تمامی شرق اسلامی را تکان داد و تمام ایران زمین را زیر پرچم حکومت متمرکز شیعی درآورد.

انگیزه‌های شاه اسماعیل از رسمی کردن مذهب تشیع

در مورد انگیزه‌های شاه اسماعیل از رسمی کردن مذهب تشیع باید گفت: این اقدام اولاً توان یک ایدئولوژی مذهبی پویا را به خدمت دولت جدید درآورد و به دولت قدرت غلبه بر مشکلات را می‌داد. ثانیاً اینکه این عمل تمایز آشکاری بین دولت صفویه و امپراتوری عثمانی که قدرت اصلی جهان اسلام در قرن دهم بود، بوجود آورد و بدین ترتیب به دولت صفوی هویّت ارضی و سیاسی داد.

جنگ با دشمنان خارجی

شاه اسماعیل در 918 ه . ق ماوراءالنهر را گرفت. شیبک خان ازبک (یکی از نوادگان چنگیزخان که احیای امپراتوری تجزیه شده اجداد خود را در سر می‌پروراند)، به تشویق سلطان بایزید دوم عثمانی برای نابودی دولت نو بنیاد صفوی از سمت شمال شرقی وارد ایران شد.

شاه اسماعیل ابتدا تلاش کرد با فرستادن سفیران حسن نیت به سمرقند او را از ورود به ایران منع کند اما چون نتیجه‌ای نگرفت، به قصد جنگ با شیبک خان به خراسان لشکر کشید و شهرهای دامغان، گرگان و مشهد را آزاد کرد.

پس از آن، دو لشکر در نزدیکی شهر مرو رو در روی هم قرار گرفتند و در نبرد مرو که در حوالی مرو رخ داد ۱۷۰۰۰ ایرانی توانستند ۲۸۰۰۰ سپاهی ازبک را درهم بکوبند.

پس از آن شاه اسماعیل فرمان داد دست بریده او را، شاه نزد حاکم مازندران بفرستند تا بدین‌گونه او را که به خاطر اتکاء بر قدرت ازبک نسبت به شاه صفوی، دم از استقلال می‌زد، به‌راه اطاعت درآورد سپس پوست سر شیبک خان را پر از کاه کنند و آن را به دربار سلطان بایزید عثمانی بفرستند.

در فتح مرو، پادشاه صفوی، خواجه ظهیرالدین بابر، فرمانروای تیموری هند را که به چنگ ازبک اسیر افتاده بود، با حرمت و عزت شایسته به نزد بابر فرستاد و بدین‌گونه بین خاندان صفوی و تیموریان هند رابطه دوستی برقرار کرد که بعد از وی نیز دست‌کم برای مدتی هم‌چنان باقی ماند.

اما در همین هنگام با یورش عثمانی‌ها مواجه شد. در سال 920 ه . ق سلطان سلیم با کودتای نظامی سلطان بایزید را خلع نمود و بعد از غلبه بر رقیبان و تحکیم سلطنت خویش به قتل عام شیعیان در قلمرو حکومت دست زد .

علت این کار شورش شاه قلی تکلو «ربیع‌الاول 917 هجری قمری/ ژوئیه 1511میلادی» که در نواحی شرقی عثمانی بر ضد دولت قیام کرد بعضی از طوایف تکلو از مدت‌ها پیش در اردبیل به دسته‌های قزلباش پیوسته بودند.

خلیفه عثمانی که شیعیان را کافر می‌دانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان می‌خواند به قصد اشغال کامل ایران با لشکری عظیم به این کشور لشکرکشی کرد.

شاه اسماعیل به قصد دفع حمله عثمانیان که پس از فتح دیاربکر مستقیم راه تبریز را در پیش گرفته بودند با جمع‌آوری حدود ۵۰ هزار سرباز در مقابل ۲۰۰ هزار سپاه عثمانی به غرب لشکر کشید.

و به رغم کمبود نیرو و استفاده سپاه مهاجم از توپخانه در نبرد چالدران (۸۹۳ ه. ش) آن چنان دلیرانه فرماندهی کرد و خود در میدان نبرد جنگید که به‌رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب می‌شود.

در این جنگ ۴۹۰۰۰ سرباز ایرانی که تنها از سلاح‌های سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می‌کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرد.

پس از جنگ تبریز به دست دشمن افتاد، اما ادامه توقف در آن‌جا برای سپاه مهاجم ممکن نشد. دو هفته بعد، شاه صفوی دوباره به تختگاه خود تبریز بازگشت.

البته دیار بکر و قسمتی از نواحی کردنشین اطراف آن در دست عثمانی باقی ماند، اما سلطان عثمانی موفق به‌نابودی دولت نوبنیاد شیعی، که آن را سد راه توسعه خود در مرزهای شرق می‌دانست، نشد. ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را نیز به اشغال خود در آورند که تا زمان شاه عباس اول ادامه داشت.

گفتنی است شاه اسماعیل برای صوفیان قزلباش که اکثراً جزء غلات شیعه بودند، خدای زنده و مظهر کمال و قدرت بود که همیشه پیروز می‌گردد، ولی شکست چالدران به افسانۀ شکست ناپذیری و عقیدۀ خرافی الوهیت وی پایان داد.

پایان عمر شاه اسماعیل

پس از این نبرد، شاه اسماعیل به عزاداری پرداخت، خرقۀ سیاه می‌پوشید و پرچم‌ها را به رنگ سیاه درآورد و بر روی آنها کلمۀ «القصاص» نوشته شد. وی دیگر مانند گذشته توجه خود را مصروف امور دولت نمی‌کرد.

در جنگ چالدران همسر اسماعیل به دست دشمن اسیر گشت و این واقعه تا آخر عمر، پادشاه جوان را دچار تألم شدید و احساس خفت کرد گفتنی است خلیفه ی عثمانی رای آزادی وی از شاه امتیازات کلانی خواست.

اما اسماعیل برای بدست آوردن همسر محبوب خود حاضر نشد یک وجب از خاک ایران را به سلطان سلیم تسلیم کند. همه ی اینها باعث شد شاه اسماعیل در سن سی و هشت سالگی در اردبیل فوت کند. پس از وی فرزندش تهماسب به تخت سلطنت صفوی رسید.

دو اتفاق مهم در شکل گیری سلسله صفوی

1-شروع روی کار آمدن تشیع دوازده امامی به جای تصوف شیعی:

سلسله صفوی برای به وجود آوردن حکومت شیعی نخست از تصوف استفاده کردند لیکن با کوششهای فقهای بزرگ شیعه، تصوف در ایران ذوب در تشیع گردید و تابع تشیع شد.

شاه اسماعیل برای تعدیل سیاستهای افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتابهای فقهی در زمینه شیعه جعفری دعوت کرد که در یک سیر زمانی در تحول از تصوف به تشیع اثر بسیاری داشت.

قدرت یافتن این علما در جامعه و تسلطشان بر امور فکری و اعتقادی مردم باعث شد تا تصوف در قشر محدودی باقی بماند و کار اداره فکری جامعه از دست آنها خارج شود.

سرانجام باهمت علمای شیعه، تصوف منحط به طورکلی از حالت یک نیروی متنفذ در سیاست و جامعه خارج شد و در خانقاه و دیرها محدود گردید.

2-همکاری با غرب علیه عثمانی:

بعد از این شکست بود که پادشاه قزلباش، فکر برقراری نوعی همکاری یا اتحاد با دشمنان غربی دولت عثمانی را مورد بررسی جدی قرار داد.

فرستاده لودویگ، پادشاه مجارستان را که یک مارونی لبنانی به نام پطروس بود و سپس سفیر کارل پنجم پادشاه آلمان را به‌ حضور نپذیرفت و چندی بعد ضمن نامه‌ای که به فرمانروای آلمان نوشت، از این‌ که پادشاهان فرنگ به‌جای اتحاد بر ضد خطر عثمانی، با یکدیگر مخالفت ابراز می‌نمایند، اظهار تعجب کرد.

«929 هجری قمری/ 1523میلادی» با این اظهار تعجب، پادشاه شیعه در واقع آمادگی خود را برای اتحاد با آن‌ها جهت تجدید یک جنگ هم‌ زمان دوجبهه‌ای علیه عثمانی، به‌نحو قابل درکی اعلام کرد.

در واقع مناسبات گذشته‌ای را که در اواخر عهد اوزون‌ حسن آق‌قویونلو بین ایران و اروپا بر ضد توسعه قدرت عثمانی آغاز شده بود، قابل تجدید نشان داد.

اما پیش از آنکه مذاکرات منجر به اقدامات جدی شود مرگ به‌ سراغش آمد و این طرح همکاری، که تحقق آن هم به‌هر حال خالی از اشکال نبود به‌تعویق افتاد.

ارزیابی تاریخی سلسله صفویه

سلسله صفویه توانست از ایران دوباره «ملت – دولت» مستقل، خودمحور، پرقدرت و مورد احترام بسازد که مرزهای آن در زمان پادشاهی شاه عباس یکم برابر مرزهای ساسانیان بود.

حکومت صفوی پیشروی دولت ایران به معنای نوین آن بود و در دورهٔ آنان شکل یک حکومت متمرکز ملی و شیعی پایه‌گذاری شد که تا امروز پابرجاست.

شاهان صفوی برای حفظ استقلال ایران که پس از جنگ‌های بسیار حاصل شده بود کوشش خود را صرف انباشتن خزانهٔ خصوصی کردند تا بتوانند هزینه‌های نظامی را تأمین کنند.

 

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.