تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

مراحل رشد شخصیت

خلاصه ای از مراحل رشد شخصیت

همانطور که می دانیم رشد فرایند پیچیده ای است که تعییرات جسمانی،روانی و شناختی در سراسر عمر را در بر می گیرد که در نهایت باعث /بزرگ شدن/پخته شدن و سازگارشدن فرد می گردد.

یکی از ویژگی های روشن در رشد جسمی فرد افزایش طول بدن و افزایش وزن بدن است.

پختگی در واقع بدست آوردن توانایی های بالقوه زیستی طبق یک نظم تعیین شده و برگشت ناپذیر است. و بطور کلی یعنی،تحقق الگوهای عملکردی تعیین شده به وسیله ژنتیک.

سازگاری هم،در اثر یادگیری به وجود می آید.

 

مراحل رشد شخصیت

رشد جسمانی:

رشد جسمانی بعد از تشکیل سلول تخم شروع می شود و تا دوران سالمندی ادامه دارد

بلوغ بارزترین تغییرجسمانی دوران نوجوانی و یائسگی بارزترین تغییرجسمانی دوران میانسالی زنان است.

 

رشد روانی-اجتماعی:

 

تغییرات مربوط به شخصیت،هیجان و روابط با دیگران را دربرمی گیرد.

عناصر مختلف شخصیت به این بستگی دارد که فرد درهر یک از مراحل رشد با بحران ها چگونه برخورد می کند.

بحران ها جنبه های مثبت و منفی دارند.

جنبه مثبت آن اعتماد،کسب هویت،صمیمیت و احساس کمال و… و جنبه های منفی آن احساس شرم و گناه،خودکم بینی،تردید و … است.

 

مراحل رشد روانی-اجتماعی:

 

الف. از تولد تا یک سالگی=>اعتماد و عدم اعتماد:اگر کودک از درون احساس اطمینان داشته باشد دنیا را امن و با ثبات می داند و مردم را قابل اعتماد می پندارد.

و اگر رفتار مادر غیرقابل اعتماد و ناکافی باشد در کودک عدم اعتماد شکل می گیرد که پایه سوءظن و اضطراب است.

 

ب.از دوسالگی تا سه سالگی=>خودمختاری و شرم و تردید:استقلال یابی افزایش می یابد.

کودک می خواهد والدین اجازه دهند تا کودک کارهایش را خودش انجام دهد که اگر والدین صبوری داشته باشند احساس خودمختاری در کودک شکل می گیرد. و بالعکس اگر کودک را نسبت به توانایی خویش مشکوک کنند نتیجه آن،احساس شرم و تردید است.

 

پ.از چهار سالگی تا پنج سالگی=>ابتکار و احساس گناه: کنجکاوی کودک که منجر به ابداع و انجام اعمال تازه می شود و به این ترتیب توانایی های ذهنی و حرکتی کودک گسترش می یابد. والدین نباید مانع فعالیت های کودک شوند و با تنبیه کودک در وی احساس گناه به وحود نیاید.

 

ت.از شش سالگی تا یازده سالگی=>کارایی و خودکم بینی:توانایی کار و کسب مهارت های بزرگسالان

اگر کارهای او تایید شود ،احساس شایستگی می کند.اما اگر اعمال وی به چشم نیاید حقارت و خودکم بینی در وی نهادینه می شود.

 

ث.از دوازده سالگی تا بیست سالگی=>احساس هویت و سردرگمی نقش:جستجوی هویت با سوالاتی نظیر من چه کسی هستم؟نقش من در اجتماع چیست؟و…. .

افرادی که با احساس هویت قوی از این مرحله عبور کنند با اطمینان به خود و اعتماد بنفس وارد مرحله بزرگسالی می شوند. و اگر فرد دچار سردرگمی نقش شود و نداند کیست در نهایت به فردی بزهکار و گوشه گیر تبدیل خواهد شد.

 

ج.از بیست تا چهل سالگی=>صمیمیت و گوشه گیری: برای فردی که به خوبی از بحران هویت عبور کرده است،برقراری روابط جنسی صمیمانه،دوستی و هرنوع رابطه ی عمیق ترسناک نیست .کسیکه نتواند رابطه صمیمی برقرار کند دچار انزوا خواهد شد که ترجیح می دهند تنها باشند زیرا از نزدیکی و صمیمیت واهمه دارد.

 

چ.از چهل تا شصت و پنج سالگی=>زایندگی و بی حاصلی: در این مرحله افراد باید به طور فعال و مستقیم به دیگران و نسل آینده آموزش دهند که این اموزش می تواند به فرزند باشد یا یک نهاد و سازمان. که اگر محقق نشود احساس رکود و خستگی مواجه خواهند شد.

 

ح.بالای شصت وپنج سال=>کمال و یاس و ناامیدی:احساس خرسندی و رضایت به گذشته منجر به احساس کمال در فرد خواهد شد.

 

رشد شناختی:

مربوط به فعالیت های ذهنی است، ادراک ،حافظه،تفکر و تکلم.

الف. تا ده سالگی=>توجیه کیفر که کودک از قوانین پیروی می کند تا تنبیه نشود و توجیه پاداش که کودک برای گرفتن پاداش قوانین را اجرا کند.

ب :ده تا چهارده سالگی=>خوب بودن و احترام به قدرت

ج: چهارده سالگی تا بزرگسالی=>مقررات را رعایت می کند تا مورد احترام دیگران قرار گیرد  و رعایت اصول اخلاقی تا دچار عذاب وجدان نشود .

 

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.