تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

عاشق دوست شوهرم شدم ! چه کار کنم ؟

اگر دوستی از شما سوال زیر را بپرسد ، چه جوابی به او می دهید؟

! چه کار کنم ؟

سلام من شعله هستم چند وقتیه که دچار یک احساس عجیب شدم! من عاشق همسرم نیستم ولی صادقانه دوستش دارم و به او احترام میزارم و فکر میکردم این از عشق هم برتره. مرد مجرد دیگه ای تونسته بعد از 7 سال ازدواج فکر منو مشغول کنه!

خودمم باورم نمیشه دارم اینو میگم ولی حقیقت داره. من آدم نسبتا مذهبی هستم به هیچ عنوان ماهواره نمی بینم و خانواده ی مقیدی دارم اون آقا هم همینطوره!

من یه دختر سه ساله دارم. اول فکر میکردم حس مثبت من نسبت به ایشون به خاطر اینه که من برادر ندارم! اما نباید خودمو گول بزنم قضیه عمیق تر از این حرفاست.

این آقا صدای خاصی دارن و از عطر خوبی استفاده میکنن. در حالی که همسرم حتی نسبت به بهداشت شخصیش کاهله چه برسه به مسواک و عطر و …!

به هر حال به خودم حق نمیدم اصلا از حس خودم در عجبم! من چند بار از همسرم خواستم به خاطر من بیشتر به خودش اهمیت بده.

اما با اینکه به شدت حواسم هست که چی میگم ولی در بهترین شرایط ایشون یکی دوبار از دئودورانت استفاده میکنن! راستش به دوستشون دارم وابسته می شم .

ارتباطم با اون آقا در حد پیامک و مشغول شدن ذهنه اما می ترسم بیشتر بشه. ایشون از دوستان و همکار همسر هستن و فقط وقتی به من پیامک میدن که من اول پیام بدم.

و چون حساسیت همسرم رو راجع به من دیده همیشه حواسش هست که پیش همسرم حرفی نزنه یا کاری نکنه که به ضرر من بشه. من در پیشگاه خدا احساس گناه نمی کنم چون خدا از دلم خبر داره اما برای رابطه ام با همسرم به شدت نگرانم.

divider

سوال:

سلام. خانمی ۲۹ ساله هستم و دارای دو فرزند .زندگی بسیار خوبی دارم عاشق زندگیم هستم هرگز به هیچ مرد غریبه ای نگاه مستقیم نداشتم و اولین بار عاشق همسرم شدم ۱۱ساله ازدواج کردیم و هردو پایبند به اصول زندگی بودیم.

مشکل اصلی اینه من چندوقته از دوست همسرم بسیار خوشم اومده اونقدر که هرشب بهش فکر میکنم هرشب عکسش رو از گوشی همسرم نگاه میکنم گاهی باهم رفت و آمد داریم خیلی آقا و نجیب بود بسیار مرد دوست داشتنیه از یه طرف ذره ای از عشقم نسبت به همسرم کم نشده .

عاشق این آقا شدم گاهیم متوجه نگاه عجیبش میشم بنظرتون چیکار کنم ؟ از طرفی خانمش اصلا محلش نمیذاره اصلا بهش محبت نمیکنه دلم میخواد مدام ببینمش مدام رفت و آمد کنیم خیلی مهربون و دوست داشتنیه اما من همسرمم دوست دارم. تو رو خدا راهنماییم کنید.

جواب مشاور:

سلام. عزیزدلم هدف شما از این ارتباط چیه؟ اینکه همسر ایشون بی احساس هستند نقشی در زندگی شما نداره و هیچ ربطی هم به شما نداره.

شما فقط قالبی از زندگی اونها رو میبینید اما واقعیت شاید آنچیزی نباشه که میبینید , زندگی شما همسر و خانواده ی شماست نه اون کسی که در رویای شماست پس ایشون رو از تصورات خودتون پاک کنید آنچه که هست همسرتونه که هیچ مشکلی باهاش ندارید.

همسری که صادقانه شما رو دوست داره و صادقانه به شما محبت میکنه و برای بقا و ماندگاری زندگی نهایت تلاش خودش رو میکنه.

گاهی وقتها بی دغدغه بودن شما دغدغه ی اضافه ایجاد میکنه , یه مقدار احساسات خودتون رو اولویت بندی کنید و اونها رو مهار کنید دلیل نمیشه از هرچیزی خوشتون اومد شبانه روز بهش فکر کنید!

۱۱ ساله دارید یک زندگی مشترک اداره میکنید اگر همسر شما عاشق دوستتون میشد شما چه احساسی داشتید؟ عزیز من شما همسر دارید فرزند دارید قرار نیست هرکسی که شخصیت مطلوب داشت برای شما تبدیل به بت بشه.

مسلم بدونید این فقط یه احساسه قرار نیست به هر احساسی رنگ و لعاب بدید بحث کنترل انسان است بحث این هستش که فرد باید یادبگیره در زندگی خودش بین احساساتی که دارد تبعیض قائل بشه خوب و بد اون رو متوجه بشه آنچه که مضر هست بذاره کنار آنچه که به نفع خودش و خانواده اش و رشد زندگیش هست رو قبول بکنه.

بهرحال ایشون بخشی از وقت و فکر و ذهن شما رو گرفته و این خیانت است خیانت به همسری که شما رو دوست داره , این رو درنظر داشته باشید که ادامه دادن این رابطه به نفع شما نیست.

و اینکه ایشون با همسرشون چه رابطه ای دارن اصلا به شما ربطی نداره شما زندگی خودتون رو درنظر داشته باشید نه اینکه تاسف بخورید به حال مردی که دوسش دارید زندگی اونها از درون معلوم نیست چه خبره بنابراین احساسات اونها رو هم نمیدونید چه خبره.

اگر میخواید در زندگیتون دچار تنش و اختلاف نشید این رابطه رو قطع کنید و باید هم قطع کنید چون این رابطه برای زندگی شما خطرناکه پس برای زندگی خودتون حریم قائل بشید که کسی جرئت گذشتن از خط قرمزهای شما رو نداشته باشه , با همسرت بیشتر حرف بزن وقت بگذرون و اگر مشکلی دارید حلش کنید و این احساسات پوچ رو حتما کنار بذارید. موفق باشید…

آسیبی به بزرگی کشتن یک زندگی

همان زندگی مشترکی که روزگاری نه چندان دور باامید به وفاداری و با آرزوی داشتن روزهایی شاد آغاز شد. اگر پای صحبت‌ها و خاطرات مشاوران خانواده بنشینیم، اگر سری به دادگاه‌های خانواده بزنیم و اگر کمی بیشتر زیر پوست شهر برویم ردپای این بی‌وفایی‌ها را خواهیم دید.

و اگر بخواهیم صادق باشیم حتما می‌پذیریم که این ردپا‌ها روز به روز بیشتر می‌شود. ردپاهای جامانده روی بسیاری از زندگی‌ها که اثر زشت به جامانده از آن به راحتی پاک نخواهد شد.

واقعیت این است که خیلی از زوج‌ها تعهد در زندگی مشترک را در کارکردن، انجام وظایف معمول و به دست کردن حلقه ازدواج خلاصه می‌کنند اما «بار بارا دی آنجلیس» می‌گوید: تعهد واقعی یک حلقه ازدواج. عقدنامه، سند ازدواج یا سال‌هایی نیست که با یکدیگر زندگی کرده‌اید. بلکه رفتار شماست در یک یک روزهای زندگی با فردی که دوستش دارید.

یکی از ویژگی‌های ازدواج، تعهد و پایبندی هریک از همسران به یکدیگر و حقوق متقابل است به گونه‌ای که این تعهد شالوده زندگی مشترک است؛ در غیر این صورت اعتماد متقابل بین همسران یا اعضای خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.

در سبب‌شناسی خیانت دلایل متعددی را می‌توان برشمرد که به دلیل تفاوت‌های فردی این دلایل یا عوامل، می‌تواند در افراد مختلف و جوامع گوناگون و حتی در زمان‌های (شرایط) مختلف، متفاوت باشد.

ویلیام گلاسر، روان‌شناس نامی، بیان می‌دارد: زوج‌ها زندگی مشترکشان را با عشق شروع می‌کنند اگر از آن مراقبت نکنند رفته رفته، صمیمیت اولیه به تدریج رنگ می‌بازد.

با گذشت زمان زندگی برخی از این افراد به جدایی کشیده می‌شود اما برخی دیگر از آن‌ها به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال آور ادامه می‌دهند و به ارتباطات نامشروع روی می‌آورند.

به عقیده این روان‌شناس، مهم‌ترین انگیزه زن و مرد متاهلی که به سوی روابط نامشروع کشیده می‌شوند، تجربه مجدد صمیمیت است. چیزی که دیگر آن را در زندگی مشترکشان نمی‌یابند.

اگرچه هیچ‌کدام از دلایل پی آمده، خیانت و بی‌وفایی را توجیه نمی‌کند و راه‌حل اساسی برای این مشکلات مشاوره، گفت‌وگو و صبر است برخی از عوامل اثرگذار بر این موضوع بدین قرار است:

عدم رضایت از ازدواج و برآورده نشدن نیازهای عاطفی و زناشویی

یکی از عوامل اصلی خیانت، نارضایتی از روابط زن و شوهر است؛ زمانی که بین همسران روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند.

اختلالات زناشویی که به مرور زمان برای برخی به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه شریک زندگی خود محروم باشند، معمولا وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

انگیزه‌ای برای پایان دادن ازدواجی که دیگر رضایت بخش نیست

رفتارهای زشت، نق زدن‌های دائمی، نزاع‌ها و مجادله‌های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد و در تصور برخی همسران (البته به نادرست)، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است. راهی که البته آن‌ها را از چاله درمی آورد و به چاه می‌اندازد.

انتقام از همسر

برخی از زوجین به اشتباه فکر می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند آن‌ها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آن‌ها خورانده شده، به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند. غافل از اینکه این کار قبل از هر کسی خودشان را از پا درمی آورد.

برگرداندن حس فردیت و استقلال

یک نظریه بر این عقیده است که انگیزه چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی است که در چارچوب ازدواج تضعیف شده است.

فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند، به همین دلیل با جست‌و‌جوی یک رابطه جدید در واقع در جست‌و‌جو و بازسازی خود جدید است.

اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر

برخی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند، به رابطه خارج از ازدواج رو می‌آورند.

به واقع، در روابط طولانی این سوال برای برخی پیش می‌آید آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر؛ که یافتن پاسخ این پرسش ممکن است آنان را به سوی اهداف غیرمشروع سوق دهد.

کسب هیجان و تنوع

بعضی مواقع هم رابطه خارج از ازدواج، فقط به منظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می‌افتد یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطه خارج از ازدواج هستند.

 

You might also like

Leave A Reply

Your email address will not be published.