اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه

بزرگ تر که شدیم مدادهایمان هم تکامل یافت و تبدیل به خودکارهایی بیرحم شد تا یادمان بدهد که هر اشتباهی پاک شدنی نیست.

یکرنگ بمان…
حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که مردمانش براى پررنگ شدن، حاضرند هزار رنگ باشند.

فلسفه نباف شاعر..
چه ممکن…چه محال…چه اجبار…چه اختیار…چه هرکوفته دیگری…او رفته است دیگر!

من از چشمان کلاغی که رفت فهمیدم …
که سرنوشت درختان من “تبر” است …

سلامتیه همه اونایی که ترمای اول عاشق شدن و الان ترمای آخرا”. . . ولی هنوز به خاطره این غرور لعنتی بهش چیزی نگفتن و تو خودشون ریختن

اسمونی یا زمینی هر چه هستی نازنینی،واسه قلب کوچیک من همیشه عزیزترینی.

نوشتم حرف دل تا تو بخوانی،که چون دورم ز تو دردم بدانی،به غیر از تو کسی را من ندارم،تو را تا بی نهایت دوست دارم


اس ام اس عاشقی
من از چشمان کلاغی که رفت فهمیدم…
که سرنوشت درختان من “تبر” است…

سلامتیه همه اونایی که ترمای اول عاشق شدن و الان ترمای آخرا”. . . ولی هنوز به خاطره این غرور لعنتی بهش چیزی نگفتن و تو خودشون ریختن

اسمونی یا زمینی هر چه هستی نازنینی،واسه قلب کوچیک من همیشه عزیزترینی.

نوشتم حرف دل تا تو بخوانی،که چون دورم ز تو دردم بدانی،به غیر از تو کسی را من ندارم،تو را تا بی نهایت دوست دارم

من یکی دلم گرفته از خودم ، از این خیال بی کسی..
از اینکه جون ندم ولی؛ پیدا نشد فریاد رسی..

گفتم دور و برت باشم یه وقت یادت نره منو…
خواستی بری من گرفتم بازم جلو درو …
خواستم باشی تو پیش منو …
نشد…

نمیتوانم فرمول موفقیِت را برایتان بیان کنم
اما اگر فرمول شکست را میخواهید, این است که همه را راضی نگه دارید!!!


اس ام اس عاشقانه
فلاسفه درباره عشق خیلی حرفها زدند
اما منطق هیجکدامشان به پای منطق تو نرسید
رفتی و گفتی:همینه که هست…..

یادت را از من نگیر بگذار من هم مثل سهراب بگویم دلخوشی ها کم نیست….

هرشب از پشت صفحه ی کوچک موبایلم در آغوش میگیرمت!..ونمیدانی چه آرامشیست همین آغوش خیالی

من یخ !!!
تو آتش !!!
بهانه نگیر
با من باش ….
یا آرامت میکنم
یا میمیرم !!

عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم؟بهرت به سرای من بخواب چه کنم؟یک دم به سوال جوابده ای دوست؟روزی که دلم تورا بخواهد چه کنم؟!

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم___و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم
اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی___اگر بد کردمو هرگز به روی خود نیاوردی
اگر زخمی چشیدی گاه اهی از زبان من___اگر رنجیده خاطر گشتی از احن بیان من^^حلالم کن^^

“برای تک مخاطبا یا بی مخاطبا”
شمایی که اومدی این پست رو بخونی و احتمالا لایک کنی..
چی می خوای برات بگم؟ از کجا شروع کنم؟
از جایی که اومد … و رفت؛نه به همین فاصله ی نقطه چین، یه دنیا خاطرس بین این دو کلمه..
از اینکه نا آرومی چون می دونی هیچکسی نیست که جاتو براش پر کنه..
از اینکه دوست داشتی وقتی از حرص می گفتی دیگه دوست ندارم،دیگه نِمی خوامت ، بشنوی:بخوای نخوای مال منی..
از اینکه توی هوای سردِ این روزا دستات از تنهایی یَخ می زنه..
از اینکه مُخاطبِ پیشوازت فقط یه نفرِ..
از اینکه بی هراس دوست داری همه بدونن خیلی دوست داشتی سرت رو شونه هاش باشه و به خواب بری..
از اینکه تمام روزهات رو با اسم خدا و یاد »اون« شروع می کنی..
از اینکه دلتنگِ زیباترین بافتنی دنیا ، همون دستهاتونی ؛ یکی زیر یکی رو..
از اینکه دیگه نتونست دوست داشته باشه و تو تا ابد دوسش داری..
از اینکه نیازمند بودنش بودی و اون نیازمند دیگری..
از اینکه سکوتت علامت رضایت نیست..
از اینکه دستات خسته شدن ، سُراغ دندونات رفتی، اونام درد گرفتن چون این گره فقط به دستایِ بی رَحمِ »اون« باز میشه..
از چی بگم ؟

(((اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میماند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر … )))
این جمله رو بیشتر از50بار با حسرت خوندم، وفقط حسرت خوردم…

هنوز هم بوی خاک را دوست دارم …
و هنوز هم دلم کودکی است عاشق بازی با خاک
نگران نباش …
حال دلم خوب است …
فقط گاهی بهانه ی خاطراتی را میگیرد که با دستانم خاکشان میکنم…
زیر انبوهی از گریه …
گریه هایی که بویشان را دوست ندارم …

بزرگترین پروش مار در سطح خاورمیانه، آستین بنده هست…!!


sms عاشقانه
سهمیه هواے من هم براے تو . . .
براے نفس نفس زدن در آغوش او لازمت مے شود.

از تو دلگیر نیستم
ازدلم دلگیرم که نبودنت را صبورانه تحمل می کند.

آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست…….در همین یک قدمی!

یکی از لذتهایی که دیگه نیست..
اینه که آروم کنارم خواب باشه.. بعد همینجوری خیره بهش نگاه کنم.. نه اینکه خوابم نیاد.. به زور خودمو بیدار نگه دارم تا تماشا کنم که مثله فرشته ها می خوابه..
بعد یهو از خواب بیدار شه و با چشمای بسته بگه :آب …
بپرم سه سوت براش آب تَگَری بیارم.. اون بخوره .. نصفشم از زیر چونه اش بریزه … زیر لب بگم: نوش جونت عشقم…
آروم دوباره همونجوری بخوابه و بهش خیره بشم..
میدونید که لایک نداره..

فرهاد می دانست
صد سال نمی تواند کوه را بکند
فقط می خواست یک بار
اسمش را با شیرین بیاورند!

باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند!!!

اگر شبی از شبهای زمستان مسافری به امیدگرمای نگات به تو پناه اورد تنهاش نزار شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکی لبخندش محتاج شوی.