درباره “به جهنم”ی که روحانی خطاب به جریان تخریب گفت، جنجال بزرگی به راه افتاده است؛ مجلسی ها جلسه اضطراری تشکیل دادند، روزنامه های جریان تخریب به تکاپو افتادند ، چهره هایشان شروع کردند به موضع گیری و از این که رئیس جمهور گفته است “به جهنم” ابراز ناراحتی کردند و این ماجرا ، هنوز ادامه دارد.
حسن روحانی

واقعیت این است که کسی باور نمی کند این جریان با سابقه ای که در اتهام زنی به این و آن ، فحاشی و پرونده سازی دارد، نگران غیراخلاقی شدن فضای سیاسی کشور باشد چرا که اگر چنین بود، در 8 سالی که “مردی با ادبیات شرم آور” رئیس جمهور کشور بود، اینان باید از نگرانی می مردند!

در این که به کار گیری این تعبیر از سوی رئیس جمهور ، درست نبود ، تردیدی نیست و پیشتر هم گفته ایم که نباید رئیس جمهور به نوعی سخن بگوید که حتی شبهه تنازل از شأن ریاست جمهوری پیش بیاید. اساساً «یکی از دلایل» انتخاب روحانی از سوی مردم به ریاست جمهوری این بود که بتواند جایگاه تخریب شده ریاست جمهوری را بازسازی و بدان اعاده حیثیت کند.
در این هم تردیدی وجود ندارد که “بداخلاق های دائمی” نگران نحوه سخن گفتن رئیس جمهور و فضای اخلاقی کشور نیستند که اگر واقعاً بودند، اوضاع کشور اینی نبود که هست.
پس علت این همه حمله و جوسازی چیست؟ آن هم از سوی کسانی که به سقوط خونین هواپیمای مسافربری که روز قبل از سخنان روحانی رخ داد را این قدر نپرداختند و به سادگی از کنارش عبور کردند.

 سه دلیل را می توان در این باره سراغ گرفت:
اول این که با بزرگنمایی تک کلمات روحانی، می کوشند ادبیات احمدی نژاد را توجیه و او را تبرئه کنند. حال آن که اساساً ادبیات احمدی نژاد آن گونه بود و روحانی ادبیاتی متین و موقر دارد و البته ممکن است گاه “اشتباه” هم بکند.

دوم این که در عملکردهای اصلی و کلان دولت ، مانند برنامه ریزی برای کاهش تورم، گسترش نظام سلامت، تسریع در تکمیل پروژه های عمرانی به  ویژه در عرصه میدان های مشترک نفتی و گازی با کشورهای همسایه و … نتوانسته اند اشکالات عمده بیابند. بنابراین وقتی دست شان به جایی بند نیست، دنبال بهانه می گردند ولو این که این بهانه یک کلمه از رئیس جمهور باشد.

اما سومین و مهم ترین دلیل این جوسازی بی سابقه این است که جریان تخریب سخنان اخیر رئیس جمهور را یک علامت خطرناک تشخیص داده است و می کوشد علاج واقعه را قبل از وقوع کند.
دوران  هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی ، هر چند برای جریان تمامیت خواه، دوران سختی بود ولی خاطره خوشی که از آن سال دارند این است که با یک رئیس جمهور اهل مدارا طرف بودند که کاری به کارشان نداشت.
برای این جریان بسیار مطلوب است که رئیس جمهور روحانی هم همانند خاتمی باشد تا غم از دست دادن قوه مجریه با تسامح بی پایان رئیس جمهور ، تعدیل شود.

اما وقتی رئیس جمهور با آنان، روی ترش می کند و در برابر همه کارشکنی هایی که در یک سال گذشته ، بی وقفه و بی وقفه انجام داده اند تندی کلامی می کند، معنایش می تواند این باشد که این ستیز کلامی مقدمه برخورد عملی است. بنابراین باید ماجرا را در نطفه خفه کرد تا تمام برخورد رئیس جمهور با جریان تخریب در یک ” به جهنم” ختم شود و کار به جاهای باریک نکشد.

جریان تخریب بهتر از همه می داند که در هشت سال گذشته که کشور به صورت “شرکت سهامی خاص” بین شان تقسیم شده بود، چه ها کرده است. 
روحانی در طول یک سال گذشته می توانست تمام وجهه همت خود را معطوف به تعقیب پرونده های اینان کند و رسوای عام و خاص شان نماید. اما وی به درستی تشخیص داد که مسأله اصلی کشور، کاهش تحریم ها و باز کردن حداقلی فضای تنفس اقتصادی است. بنابراین، به کاری که اولویت اصلی کشور می دانست پرداخت. اما جریان تخریب، بی توجه به این که روحانی کاری به ایشان ندارد، عملیات تخریب را آغاز کرد و کوشید در وهله اول، مذاکرات هسته ای را با ابراز “دلواپسی” به شکست بکشاند.

اینجا بود که روحانی به خشم آمد و اینک بیم آن دارند که خشم روحانی از کلام در گذرد و به مرحله برخورد عملی برسد. بنابراین، به تکاپو افتادند که همین تک عبارت روحانی را چنان بزرگ کنند که انگار “ارزش پول ملی ناگهان سه برابر کم شده است” یا “بنزین آلوده توزیع کرده است تا شهرهای ایران به اتاق گازهای دوران هولوکاست” تبدیل شود” یا…!

با این اوصاف معلوم است که چرا یکی از رسانه های جریان تخریب ، سخنان اخیر روحانی را “هولناک” خواند زیرا می دانند که اگر این “به جهنم” از حرف بگذرد و به عمل برسد، آنقدر شرمسار خواهند شد که برغم تمام ادعاهایشان دیگر نخواهند توانست سرشان را در میان ملت بلند کنند و این برایشان بسیار “هولناک” است.