همه چیز از صعود تا مرگ 3 کوهنورد ایرانی

روزشمار صعود و مرگ سه کوهنورد ایرانی

آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان نام‌هایی است که هرگز از خاطر پاک نمی‌شود. این سه همراه دو کوهنورد دیگر به نام‌های رامین شجاعی و افشین سعدی راهی برودپیک در رشته کوه‌های هیمالیا شدند تا مسیر جدیدی را به قله 8047 متری باز کنند؛ مسیری که اکنون با نام مسیر ایران شناخته می‌شود و هر کوهنوردی که در این راه گام بگذارد یاد سه جان‌ باخته را زنده خواهد کرد.

مرگ سه کوهنورد، خبری شوکه‌کننده بود که بسیاری را در اندوه فرو برد. اجساد آنها هنوز پیدا نشده است و جان‌باختگان شاید برای همیشه میان دره‌ها و صخره‌ها آرام بگیرند. اعضای این تیم برای گشودن مسیر ایران، راهی طولانی را پشت سر گذاشتند و سختی‌های زیادی را تحمل کردند؛ از دشواری‌های مقدمات سفر تا جدال با سرما، برف و یخ و نبرد با تخته سنگ‌های لغزنده و دره‌های هولناک.

سفر مرگبار از روز نوزدهم خرداد آغاز شد. اعضای تیم پنج نفره کوهنوردان باشگاه آرش، تهران را به قصد صعود به قله برودپیک ترک کردند. آنها ابتدا به دبی رفتند و سپس راهی اسلام‌آباد شدند. غیر از پویا کیوان بقیه اعضای تیم قبلا در این مسیر کوهپیمایی کرده بودند و گمان نمی‌کردند مرگ بر فراز قله در کمین‌شان نشسته باشد.

۲۵ خرداد: تیم کوهنوردان این طور برنامه‌ریزی کرد که بعد از رسیدن به پاکستان خودشان را زمینی به اسکاردو برسانند، روز 26 به اسکولی بروند و یک روز بعد صعود خود را از طریق یخچال بالترو به طرف برودپیک آغاز کنند.

۲۹ خرداد: ارتش پاکستان ورود به یخچال بالترو را که در بعضی مناطق با هند مشترک است، ممنوع کرده بود. کوهنوردان به همین دلیل در اسکاردو متوقف شدند و منتظر ماندند تا اجازه ورود آنها صادر شود. آنها در برابر مشکلی بزرگ قرار گرفته بودند و تمام تلاش‌شان را برای حل آن به کار بستند.

۲ تیر: تیم در مسیر کمپ اصلی قله برودپیک مستقر و حرکت به سمت کمپ اصلی آغاز شد. آنها حالا فقط سه روز تا رسیدن به کمپ اصلی قله فاصله داشتند.

۱۵ تیر: حال همه اعضای تیم خوب گزارش شد. آنها در ارتفاع ۶۶۰۰ متری چادری برپا کردند تا برنامه بعدی خود را که شناسایی مسیر و هم‌هوایی تا ارتفاع ۷۱۰۰ بود، آغاز کنند.

۱۷ تیر: رامین شجاعی در آخرین گزارش ارسالی خود از ارتفاعات قله برودپیک، از کشته‌شدن یک کوهنورد آلمانی خبر داد: «او از روی پلی که روی این رودخانه به وسیله خود کوهنوردان نصب شده بود، سقوط کرد. جسد او حدود 100 متر پایین‌تر از آب گرفته شد و همراه کوهنورد مجروح آمریکایی به اسلام‌آباد منتقل شد.

همچنین یک کوهنورد آمریکایی که دچار شکستگی پا و… شده است (در زیر کمپ یک) به‌وسیله مجتبی جراحی آتل‌بندی و بسختی پایین آورده و به وسیله هلیکوپتر به اسلام‌آباد منتقل شد.» این اتفاقات اعضای تیم را در غم فروبرد، اما آنها هنوز برای گشودن مسیر جدید امیدوار بودند و می‌دانستند خطر، بخشی از زندگی آنان است.

۲۱ تیر: کوهنوردان در کمپ اصلی مستقر شدند. با توجه به پایان دوره هم‌ هوایی، تلاش نهایی خود را برای صعود به قله و گشایش مسیر ایران در جبهه جنوب غربی آغاز کردند. گزارش‌ها از این حکایت داشت که هوا خوب و شرایط جوی مساعد است و طبیعت به جدال با آنها برنخواهد خاست.

۲۵ تیر: این روز برای همه کوهنوردان به یادماندنی است. سه قهرمان ایرانی در ساعت 16 و 30 دقیقه این روز بعد از 36روز تلاش مسیر ایران را روی قله برودپیک ثبت کردند و پرچم ایران بر فراز قله به اهتزاز درآمد.

باشگاه آرش گزارش داد: «تیم هیمالیا‌نوردان باشگاه کوهنوردان آرش پس از سه تلاش در سال‌های ۹۰،۸۸ و ۹۲ موفق به گشایش مسیر ایران در جبهه جنوب غرب قله‌ برودپیک شد.» شور و نشاط در آن ارتفاع حکمفرما شده بود.

۲۶ تیر: سه همنورد ساعت 8 و 30 دقیقه در مسیر فرود منتهی به کمپ سه قله برودپیک، به دلیل نبود دید کافی و اشتباه در انتخاب مسیر صحیح، از یک دهلیز به سمت کمپ سوم سرازیر شدند. آنها به دلیل اشتباه در انتخاب مسیر، با دیواره‌های بسیار بزرگ مواجه شدند.

جدال مرگبار آغاز شده بود، جنگی نابرابر و نفسگیر که کوهنوردان سعی کردند پیروز از آن بیرون بیایند. آنها تا ساعت 17 درگیر عبور از این مسیر بودند.

آنها در تماس تلفنی ساعت 19 خود گزارش دادند به دلیل نبود دید کافی در فاصله بین گردنه و کمپ سوم، در ارتفاع حدود 7700 متری توقف می‌کنند و صبح روز بعد تلاش خود را ادامه می‌دهند.

۲۷ تیر: اعضای گروه در بازگشت از قله مسیر را گم کردند و دچار مشکل ‌شدند. آیدین در ساعت ۷ و ۵۵ دقیقه بعدازظهر، از نزدیکی گردنه برودپیک با شخصی به نام کیومرث بابازاده تماس گرفت و گفت چادرشان پاره شده، حال یکی از اعضای تیم هم خراب است و نیاز به آب و غذا و کمک برای پایین آمدن دارند.

بابازاده از آیدین خواست مختصات جی.پی.اس محل استقرار خود را پیامک کند و حداکثر مقاومت خود را بکنند تا فردا نیروی کمکی به آنها برسد. مرگ گام به گام به این سه نزدیک می‌شد.

28 تیر: وضع بحرانی شد. همه نگران شده بودند. چه بر سر اعضای گروه آمده است؟ آنها در آن ارتفاع چه می‌کنند؟ هنوز زنده هستند؟ امیدی هست؟ بعد از مذاکراتی با کوهنوردان سوئیسی و آمریکایی و نمایندگان شرکتی به نام ای.تی.پی و فراخوانی برای کمک به تیم ایرانی داده و به باربران کوهستان، در ازای مشارکت در کار جستجو و نجات، قول پاداش مالی داده شد. ساعت ۶ صبح همین روز آیدین تماس گرفت و گفت زمینگیر شده‌اند و قادر به حرکت نیستند.

ساعت ۸ صبح دو باربر پاکستانی که نیمه شب از کمپ برای امداد حرکت کرده بودند در منطقه‌ای بالاتر از کمپ سوم در حال حرکت به طرف گردنه برودپیک (محدوده حضور تیم) مشاهده شدند. ساعت ۹ صبح یک تیم دو نفره از کوهنوردان سوئیسی که نیمه‌شب از کمپ اصلی کا 3 برای امداد حرکت کرده بودند نزدیک کمپ یک رسیدند و اعلام کردند قصد ادامه صعود دارند.

ساعت 9 و 30 دقیقه سرپرست تیم سوئیسی اعلام کرد گروه‌های دیگری نیز تشکیل شده‌اند و قصد دارند به دنبال تیم اول به بالا صعود کنند. ساعت ۱۰ صبح آیدین مجدد تماس گرفت و شرایط‌شان را بحرانی اعلام کرد. ساعت یک در تماس با کمپ اصلی مشخص شد باربرها پس از تلاشی ناموفق برای رسیدن به گردنه، به کمپ سوم بازگشته‌اند و تلاش تیم سوئیسی برای رسیدن به کمپ دوم ادامه دارد. ساعت یک و 30 دقیقه تلاش شد افراد دیگری که در منطقه هستند برای امداد رسانی به سمت گردنه صعود کنند، اما هیچ‌یک از این اقدامات نتیجه‌ای نداشت و همان زمان در تهران بحث بر سر این بود که آیا کوهنوردان امکانات کافی دارند و آیا فدراسیون آنان را حمایت کرده بود و…

بعد از ظهر ۲۸ تیر: تماس دائم بین کمپ اصلی برودپیک و ستاد تهران برقرار شد.

۲۹ تیر: حدود ساعت 13 و 30 دقیقه تماس تلفنی با آیدین بزرگی برقرار شد. آنچه از صحبت‌های نامنظم و پراکنده وی استنباط می‌شد این بود که وضع نامناسب جسمانی و مشکلات ناشی از اقامت طولانی در ارتفاع آنها را در شرایط دشواری قرار داده است.

بوی مرگ در کوهستان پیچیده بود. در همین اوضاع و احوال حمایتگران سعی کردند از طریق موبایل آیدین مشخصات جغرافیایی او را پیدا کنند. هلیکوپتری برای انتقال آنها آماده پرواز شد. رامین در حال مذاکره با کوهنوردان حاضر در منطقه بود. او به هر کسی که کمک کند وعده پاداش می‌داد.

۳۰ تیر: از ساعت 19 و 30 دقیقه روز قبل تماسی از آیدین گرفته نشد و مشخصات جغرافیایی آنها هم به دست نیامد. توماس لامل، راهنمای معروف آلمانی به کمک تیم جستجو رفت.

او در کمپ اصلی برودپیک از هلیکوپتر پیاده شد. هلیکوپتر در چند پرواز تا حد ممکن از منطقه حادثه عکاسی کرد. توماس در این پروازها حضور داشت. در تهران اخبار ضد و نقیضی از توقف جستجوها به گوش می‌رسید. منظور حسین، رئیس باشگاه کوهنوردی آلپن پاکستان با اعلام توقف عملیات نجات به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت این سه کوهنورد توانسته بودند به قله برودپیک صعود کنند.

۳۱ تیر: در حالی که آیدین از ساعت 19 و 30 دقیقه روز شنبه ۲۹ تیر دیگر تماسی نگرفته بود، ستاد پیگیری برنامه خبر داد توقف عملیات نجات، نظر رسمی باشگاه کوهنوردان آرش نیست و شرکت ای.تی.پی برای پرواز هلیکوپتر آمادگی کامل دارد. با وجود این کوهنوردان خارجی مستقر در کمپ اصلی برودپیک و کا3 بعد از دیدن محل آخرین اسکان بچه‌ها، امدادرسانی را خارج از توان خود برآورد و اعلام کردند نمی‌توانند همکاری کنند.

اول مرداد: قرار بود روز بعد بیس کمپ از تیم‌های خارجی تخلیه شود و فقط رامین با چند خدمه باقی بماند. در کا3 کوهنوردان عازم آخرین عملیات جستجو شدند. یک مسئول باشگاه آرش در ستاد پیگیری برنامه صعود اعلام کرد: طبق آخرین اخبار رسیده، سه کوهنورد هنوز زنده هستند. همچنین باشگاه کوهنوردان آرش در اطلاعیه‌ای از تمام نهادهای دولتی یا غیردولتی، تشکل‌های صنفی، اشخاص حقیقی و حقوقی که در جریان حادثه پیش آمده به صورت عملیاتی یا ارائه نظرات آنها را حمایت کرده‌اند، خصوصا خانواده سه کوهنورد تشکر کرد و تقاضا شد همچنان به این حمایت‌ها و راهنمایی‌ها ادامه بدهند و با توجه به شرایط حساس از هرگونه مسائل حاشیه‌ای پرهیز کنند تا تمام توجه به عملیات امداد معطوف شود.

بعدازظهر این روز جستجوگران قطع امید کردند. دیگر شانسی برای زنده‌ماندن سه کوهنورد ایرانی در قله‌ برودپیک هیمالیا وجود نداشت. مسئول باشگاه کوهنوردی آرش هم که به پاکستان سفر کرده بود، تلاش‌های صورت گرفته برای نجات سه کوهنورد ایرانی را بی‌نتیجه دانست.

3 مرداد: خانواده آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان جلسه‌ای را با مسئولان باشگاه کوهنوردی آرش برگزار کردند و کاملا در جریان وقایع قرار گرفتند. آنها قبول کردند عزیزان‌شان جان خود را از دست داده‌اند و اجازه دادند تیم‌‌های امداد و نجات از منطقه پایین بیایند، چون شرایط جوی آنجا مناسب نبود.

4 مرداد: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در پی مفقودشدن سه کوهنورد ایرانی در رشته کوه‌های هیمالیا اعلام کرد اپراتور بین‌المللی تلفن ماهواره‌ای و سازمان‌های بین‌المللی در مکان​یابی کوهنوردان مفقودشده تعلل کردند و این اپراتور بعد از 48 ساعت اطلاعات مربوط به مکان جغرافیایی کوهنوردان را در اختیار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داد که آن هم با فشارهای متعدد و تلاش مستمر و برقراری ارتباط با نهادها و مجامع بین‌المللی حوزه مخابرات و فناوری اطلاعات بود. در همین روز با حضور چند صد نفر، مراسم بزرگداشتی برای سه کوهنورد برگزار شد. مراسمی که کمتر شباهتی با مراسم متداول ترحیم داشت. همچنین گروه کوهنوردی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران که در این روز موفق به فتح قله دماوند شده بودند این صعود را به روح آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی تقدیم کردند و این پرونده بسته شد.

مرگ در کوهستان

آیدین بزرگی، بیست و چهارساله یکی از سه کوهنورد جان باخته، وقتی 13 سال بیشتر نداشت، کوهنوردی را شروع کرد. او همزمان با ورزش به تحصیل نیز ادامه داد و کارشناسی​اش را از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی برق گرفت. آیدین در هجدهمین المپیاد علمی دانشجویی، رتبه ششم را از آن خود کرد و با کسب رتبه یازده کنکور سراسری کارشناسی ارشد قصد داشت در مقطع کارشناسی ارشد، اقتصاد بخواند. پدر آیدین می‌گوید: «آیدین همیشه در کوه بود و من از دور کارهایش را دنبال می‌کردم. پسرم کار بزرگی انجام داد و در تاریخ ماندگار شد. هر سه آنها کار بسیار بزرگی انجام دادند.» مجتبی جراحی 27 سال داشت و در آتش‌نشانی تهران در بخش امداد کوهستان شاغل بود. پویا کیوان نیز جوانی بیست و چهار ساله بود که از نوجوانی کوهنوردی را آغاز کرده و سرانجام در همین راه نیز جانش را از دست داد. کوهستان در سال‌های اخیر جان تعداد زیادی از دوستداران ایرانی خودش را گرفته است.

جلال رابوکی یکی از این افراد است که در ۵۶ سالگی جان باخت. او از نسل اول هیمالیانوردان ایرانی بود و سال ۱۳۵۲ در برنامه شناسایی اورست از یخچال خومبو شرکت داشت. جلال، فروردین ۱۳۸۱ در دماوند جان باخت.

داوود خادم هیمالیانورد، متخصص صعودهای زمستانی در ارتفاعات ایران و البته مربی کشتی بود. او در صعود سال ۱۳۷۷ تا ارتفاع ۸۰۰۰ متری اورست صعود کرد. صعود به قله‌های چوآیو و شیشا پانگما در تبت، قله ماکالو و قله لوتسه وبیش از ۸۰ صعود به قله فوجی یاما از افتخارات این کوهنورد است. او سال ۸۳ در ۴۶ سالگی در قله کا3 ناپدید شد.

محمد اوراز که شهرت جهانی دارد نخستین ایرانی فاتح قله اورست بود. وی سال ۸۲ هنگام صعود به گاشربروم در پاکستان بر اثر سقوط بهمن، پس از انتقال به بیمارستانی در اسلام‌آباد پاکستان فوت شد.

مقبل هنرپژوه، جوان‌ترین فاتح کوه لوتسه نپال با ارتفاع ۸۴۱۶ متر در ۱۹ سالگی بود. او در ۲۱ سالگی هم‌طناب محمد اوراز در گاشربروم بود. هنرپژوه آن زمان بر اثر سقوط بهمن دچار حادثه شد، اما زنده ماند. او پاییز ۸۶ در ارتفاعات کوه برده زردبوکان، از ارتفاع هشت متری سقوط کرد و پس از چند روز در ۲۴ سالگی در بیمارستان ارومیه تسلیم مرگ شد.

سامان نعمتی دیگر کوهنورد جان باخته در ارتفاعات است. کوهنوردان باشگاه دماوند سال 1387 موفق به فتح قله‌ نانگاپاربات در پاکستان شدند، اما سامان نعمتی در جریان این صعود جان باخت و پیکرش هرگز پیدا نشد.

مهدی اعتمادفر متولد ۱۳۳۵ فاتح دو قله برودپیک و گاشربروم بود که سال ۱۳۸۸به صورت مستقل و در دومین تلاش برای صعود به قله دائولا‌گیری در هیمالیا، نزدیک قله مفقود شد و هرگز خبری از وی به دست نیامد.

همچنین پانزدهم بهمن ۸۹ سقوط بهمن در محور شمشک به دیزین جان ۹ نفر را گرفت. فرشاد خلیلی یکی از جان‌باختگان بود که سرپرستی تیم ملی کوهنوردی در فتح گاشربروم هیمالیا را به عهده داشت.

لیلا اسفندیاری صعودهای متعددی را به عنوان نخستین زن ایرانی به ثبت رساند، اما سی​و یکم تیر۱۳۹۰ در آخرین صعود، پس از یکماه تلاش و فتح گاشربروم در مسیر بازگشت با از دست دادن تعادلش در مسیر۳۰۰ متری از شیب یخی زیر قله جان سپرد.

عیسی میرشکاری سال ۱۳۹۰ هنگام صعود به ماناسلو هشتمین قله مرتفع جهان در نپال دچار مرگ مغزی شد و در ۲۴ سالگی جان خود را از دست داد. جعفر ناصری هم یک سال بعد در مسیر بازگشت از همین قله به دلیل تاریکی هوا، سرمای منفی ۴۵ درجه و اشتباه GPS از مسیر اصلی منحرف شد و در شیب تندی سقوط کرد. جسد وی هرگز کشف نشد.

مهدی عمیدی، هیمالیانورد مستقل و تنها ایرانی بود که توانست اورست را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کند. او مهر سال گذشته هنگامی که برای صعود انفرادی به مون بلان، عازم فرانسه شده بود مفقود و نامش به عنوان یکی دیگر از جان باختگان ثبت شد.

برودپیک؛ قله پهناور

8047 متر، ارتفاع دوازدهمین قله بلند دنیاست که با نام برودپیک یا کا 3 شناخته می‌شود و محلی‌ها به آن فایچال کانگری می‌گویند. این قله که نامش به فارسی به معنی قله پهناور است، در رشته‌کوه قراقروم در شمال شرقی پاکستان واقع شده و وسوسه بسیاری از کوهنوردان حرفه‌ای را برای صعود برانگیخته است. دکتر کارل هرلیک کوفر، کوهنوردی از آلمان غربی، یکی از نخستین کسانی است که این قله را هدف قرار داد و سال 1954 به پاکستان سفر کرد، اما توفان و سرما و البته همکاری نکردن باربرها سبب شد پیش از رسیدن به مقصد متوقف و نامش به عنوان یکی از ناکام‌ها ثبت شود. سه سال بعد یک گروه اتریشی راهی پاکستان شد تا راه نرفته مرد آلمانی را زیرپا بگذارد. آنها توانستند پرچم خود را بر فراز کوه به اهتزاز درآورند. از آن پس کوهنوردان زیادی این مسیر را طی کردند.

یک گروه کوهنوردی اکتشافی فرانسوی سال ۱۹۷۶ برای صعود به آن تلاش کردند، اما با این حال فقط توانستند تا ارتفاع ۷۹۲۵ متری بالا روند و شرایط جوی نامناسب آنها را از رسیدن به چکاد بازداشت. یک گروه کوهنوردی اسپانیایی شش نفره نیز سال ۱۹۸۷ با موفقیت به این قله صعود کرد. برودپیک سه قله مجزا دارد که قله اصلی8047 متر، قله مرکزی 8016 متر و قله شمالی7750 متر ارتفاع دارد و صعود به آنها از نظر حرفه‌ای‌ها چندان هم مشکل نیست به شرط این‌که شرایط جوی یاری کند و همه چیز بر وفق مراد باشد. قله برودپیک در مجموع تا کنون نزدیک به 260 مرتبه شاهد صعود موفقیت‌آمیز کوهنوردان بوده و البته تا به حال جان 17 نفر از دوستداران خودش را نیز گرفته است. گفته می‌شود میزان مرگ در مسیر این قله 7 درصد و 2 درصد کمتر از آمار مرگ در اورست است.

احتیاط؛ شرط اول در سفر به کوه

آرشام شرفایی / کوهنورد

تمام افرادی که قصد کوهنوردی دارند باید اصول ایمنی اولیه را رعایت کنند تا احتمال بروز خطر را کاهش بدهند. هیچگاه تنهایی به کوه نروید. مسیر و مقصد خود را مشخص کنید و به کسی اطلاع دهید. اصول کوهنوردی را از پایه فراگیرید. حتی راه‌رفتن در کوه هم اصول خاص خودش را دارد. وقتی در یک سراشیبی یا جایی که مملو از سنگریزه است می‌دویم براحتی ممکن است زمین بخوریم و در صورت نداشتن کفش مناسب مچ پا براحتی می‌شکند و سقوط می‌کنیم. کسی که در یک برنامه کوهنوردی شرکت می‌کند باید تا پایان کار، گروه را همراهی کند. این باور که فقط ورزشی برای بدن انسان مفید است که بتواند تعریق بیشتری وجود آورد، پایه علمی ندارد. عرق‌کردن با شدت ورزش رابطه مستقیم دارد عمده‌ترین ماده تشکیل‌دهنده عرق هم آب است، پس باید سعی کنید هنگام ورزش حتی‌الامکان آب کمتری از دست بدهید و بلافاصله آب از دست رفته را جایگزین کنید. در کوهنوردی گرما و شیب تند علامت افزایش شدت در ورزش است. افزایش شدت ناشی از گرما و شیب تند را باید خنثی کرد. بهترین راه خنثی‌کردن شدت در ورزش کوهنوردی، کندکردن حرکت است. افراد قوی‌تر همیشه باید مراقب افراد ضعیف‌تر باشند و توانایی‌‌های جسمی خود را تا پایان برنامه حفظ کنند.

تجهیزات ضروری برای رفتن به ارتفاع

پوریا سوادی / کوهنورد

کوه و خطر با هم پیوندی دیرینه دارند. لازم نیست حتما قله‌های هیمالیا را هدف قرار بدهید تا حادثه انتظارتان را بکشد حتی در کوهپیمایی‌های عادی نیز گاه حوادث تلخی برای شهروندانی که کوهنورد حرفه‌ای نیستند رخ می‌دهد. به همین دلیل هر کس که به دل کوه می‌زند باید تجهیزات لازم را همراه داشته باشد.

*‌ کفش یک کوهنورد باید مناسب و بهتر است یک شماره بزرگ‌تر از شماره پای او باشد تا در سراشیبی دچار مشکل نشود. سراشیبی فشار زیاد به ناخن‌های پا وارد می‌کند و باعث فرورفتن ناخن در گوشت می‌شود و همچنین در انتخاب کفش جنس کفه، رویه و ساق‌داربودن آن اهمیت ویژه‌ای دارد.

*‌ برای جلوگیری از آفتاب‌زدگی بهتر است یک ساعت قبل از حرکت از کرم ضد آفتاب استفاده کرد. کرم را باید به نقاطی از بدن که در معرض تابش مستقیم نور خورشید است مالید و خوب ماساژ داد تا جذب شود و لایه محافظ روی پوست ایجاد کند. استفاده از کلاه لبه‌دار نیز ضروری است. داشتن یک دستمال بلند هم کمک فراوانی می‌کند.

*‌ در شرایط برفی و یخبندان برای محافظت از چشم‌ها عینک استاندارد ضروری است.

*‌ پوشیدن لباس گشاد و راحت توصیه می‌شود چون لباس تنگ مانع حرکت فرد در جهات مختلف می‌شود.

*‌ در برف یخ‌شکن برای جلوگیری از زمین خوردن ضروری است.

*‌ غیر از البسه و ابزار رایج کوهنوردی، فلاسک مناسب با روکش، یک وعده اضافه غذای کنسروی، دستکش و کلاه و لباس اضافه، چراغ‌قوه، زیرانداز با اندازه مناسب و سوت را هم از یاد نبرید.

فروش ست تاپ و شلوارک زنانه